Download complete video now!

آبتو میارم ,کوس آب کیری ت مال من داد کم کم بردمش رو به عاشقانه جواب

آبتو میارم ,کوس آب کیری ت مال من

سکس کردن پز نیست ک بخوایم دروغ بگم .یه داستان واس دوستانم میزارم اگ تمایل دارین تا اخر بخونین من شهاب هستم.
خب سال 92 بود تازه یه پژو پارس دکور جدید خریده بودم منو پسر عموم میلاد تا اون سال ک 21 سالم بود با هم بزرگ شدیم همیشه باهم گروهایه واتساپ دخترا بیرون رفتنا و و و و و..
ی جمعی داشتیم که معمولا همه با دوس دخترا میرفتیم بیرون …یروز میلاد با یه دختری دوس میشه به اسم نازنین خلاصه اونم که پیشم بش مسیج میداد دختره اهل دادن این چیزا نبود میلاد گفته بود تپل بدریخته خلاصه دکش کرد اقا این افتاد به جونه من…خلاصه جزییات نمیگم طولانی ما رفتیم ببینیمش رو ب رو مدرسشون خیابون پست هست خلوته نازنین با یه دختری اومد اسمش ناهید بود .من پارک کرده بودم اومد به دلقک بازی دیدم راس میگف میلاد بدرد نخوره اما ناهید یه دختره بلند اندام پر 17 ساله برنزه اما خیلی مثل اونم دلقک یه جن دیقه حرف زدنو رفتن…..شب دیدم یه گروپ واتساپ
کیس خوبی بود واسه سکس

آبتو میارم ,کوس آب کیری ت مال من
آبتو میارم ,کوس آب کیری ت مال من

سکس
دو روز بعد بهش زنگ زدم و گفت وقت نکرده فردا بیا ببرش منم بعد زنگ دو سه تا پیام از این مدل حرف فیلسوفیا واسش فرستادم بر خلاف انتظارم جواب داد کم کم بردمش رو به عاشقانه جواب داد باز گوشی تو دستم بود که خوابم برد فردا رفتم اموزشگاه ترجمه رو داد بهم با هزار زور و بدبختی هزینه رو دادم بهش و خداحافظی.اخر شب منتظر بودم پیام بده نداد گذشت تا شب بعد باز نداد دلو زدم به دریا میترسیدم ناراحت بشه واسش یه عاشقانه فرستادم سریع جواب داد تعجب کردم دوباره فرستادم باز سریع یکی فرستاد اینبار واسش یه متن نوشتم که معلومه خیلی عاشقی و از این حرفا دقیق یادم نیست چی گفتم ولی جوابشو خوب یادمه که نوشت عاشقی به من نیومده و من بد زخم خوردم گفتم اگه دوست داری درد و دل کنی زنگ بزنم بهت که جواب مثبت داد زنگ زدم دلش پر بود از زخم زبون خواهر و خاله ش من اون موقع فقط به فکر سکس بود باهاش گفت خیلی تنهاس فقط باهاش همدردی میکردم اخر حرفمون گفتم فردا بعد امکزشگاه میام دنبالت که فکر کرد شوخی میکنم اینو فرداش فهمیدم فردا غروب رفتم یه شاخه گل خریدم رفتم دم اموزشگاه زمستون بود زمین یخ کرده بود کل پیاده رو یخ زده بود با بدبختی راه میرفتیم منتظر شدم ساعت 8 بود که بیاد بیرون گذاشتم یه مسیر و خودش بره پشت سرش بود دیدم هی پاش لیز میخوره با ترس راه میره بهش گفتم نمیخوای دستتو بگیرم دیدم اصلا برنگشت فکر کرد مزاحمم دوباره گفتم دیدم جواب نداد اینبار صداش زدم نگین برگشت ذوق مرگ شد گفت که فکر کردم شوخی میکنی راه افتادیم تا خونه پدرش 20دقیقه راه بود حرف زدیمو دستشو گرفته بودم که نیوفته البته واسه اون اینجوری بود واسه من همش حس بود اون حس نزدیک شدن به سکس با اون فرشته نزدیک خونه شون شاخه گل و که تو جیب بغل کاپشنم قایم کرده بودمو دادم بهش داشت بال در می اورد از خوشحالی خداحافظی کردم و برگشتم خونه دیگه تا دوشب کارمون شده بود پیام دادن و حرف زدن و سنگ صبورش شدن تو این دوشبم رفتم دنبالش تو این دو شب ته پیاماش مینوشت بوس اخر سر گفتم فردا شب باید بوسم کنی اینقدر نوشتی بوس واسه بار چهارم که میدونست دیگه هر شب دنبالش میرم منم دوباره یه شاخه گل رز گرفتم اومد بیرون گفت ماشینشو اورده منم حالم گرفته شد که زود میرسیم خونشون و که گفت هماهنگ کرده که دیر بره خونه یه کوه تو شهرمون هست که پارک شده جاده زیادی واسش زدن رفتیم اونجا برف بود چه برفی تا یجایی رفتیم بالا که بعد اون هچ ماشینی نمیتونست بره یه گوشه پارک کردیم نشستین به حرف زدن تو ماشین اخرای حرف زدنمون بود تا اون لحظه هیچ حرف عاشقانه ای نزده بودیم گل و بهش دادم که پر چشمش اشک شد و بغض کرد منم ناراحت شدم خواستم باهاش شوخی کنم که لپمو بردم جلو گفتم همش میگفتی بوس الان باید بوسم کنی که یکدفعه تو گوشم اسممو صدا زد و لبشو گذاشت رو لبم

عروسی کیرم

کیرم جوری سیخ شده بود
خدا ترکیدم داشتم موفق میشد شاید حدود 20 دقیقه لب گرفتیم اولاش فقط لب بود که کم کم دستمو بردم واسه سینه هاش و لای پاش منو تا دم خونه رسوند و خودش رفت ولی تو مسیر برگشت یک کلمه حرف نزدیم اون شب اولین پیامو من دادم ازش عذرخواهی کردم که اون کارو کردم که گفت نه تقصیر من بود البته دوتامون داشتیم دروغ میگفتیم اون یک نفرو میخواست منم سکس میخواستم بعدش سر شوخی رو وا کردم گفتم خیلی بهم حال داد چند شب بعد با لب گرفتن گذشت تا اینکه رومون به هم باز شده بود که گفتم باید سینه تو بخورم اونم قبول کرد ماشینش که پراید بودو رو برف و یخ یه جایی بردم که هیچ احمقی نمیومد دست خودم نبود کیرم راست شده بود خواستم بگم خلاصه که نمیشه خلاصه گفت بعد سینه خوردن من درخواست ساک زدن کرد که هنوز حرفم تموم نشده بود در اوردم اونم دلش واسه کیر تنگ شده بود حمله ور شد خیلی شهوتی بود هر وقتی کیرمو میخورد خسته نمیشد همش کارمون شده بود حال کردن با هم تو ماشین کم کم عاشقش شدم اگه باهاش حرف نمیزدم دیونه میشدم اون از من بدتر بود هر روز صبح باید بهش زنگ میزدم وبا صدای من از خواب بیدار میشد خودش ازم میخواست بگذریم تا اینکه خانواده من قصد سفر کردن اونم دو روزه بهش گفتم خونه مون خالی میشه اونم قبول کرد و دو روز مرخصی گرفت من دو روز مرخصی گرفتم. همین که پا گذاشتن بیرون از خونه زنگ زدم بهش گفتم بیا تنها شدم که گفت وقت اپیلاسیون گرفتم غروب میام که جوری خورد تو ذوقم تا ظهر هر چی با کیرم حرف زدم راست نمیشد حدود 5 عصر بود که اومد خونه منم دوتا ترامادول 100 المانی انداخته بودم بالا که اومد وای چیکار کرده بود با خودش کیرم جوری سیخ شده بود که چشش افتاد بهم از خنده روده بر شد گفت بزار برسم بعد راست کن اومدو یه راست بردم تو اتاقم لباساشو در اورد خدایه من یه تاب سفید تنش بود خودش از تابش سفید تر بود همون جوری بلندش کردم گذاشتمش رو تختم شلوارشو در اوردم خواستم شورتشو در ارم که نزاشت

سینه هاش با ولع خاصی خوردم
گفت اروم اروم که فهمیدم خیلی عجله دارم که کس نگین خانم فتح کنم بغلش کردم و شروع کردیم به لب گرفتن زیر گردن خوردن تابشو در اوردم و سوتینشو سینه هاش با ولع خاصی خوردمو لیسیدم سایزش 75 بود عالی بود همون لیسیدنو ادامه دادم رو شیکمش اومدم پایین تا به کس رسیدم شورتشو که در اوردم وای چی میدیدم یه کس ناز و خوشگل و خوش فرم بدون مو با چوچل صورتی اول نذاشت بخورم میگفت خوشش نمیاد ولی با اصرار من اجازه داد اینقدر لیسیدم گاز گرفتم که یهو گفت سریع بکنم نزدیک ارضا بشم من سریع سر زلنو نشستمو کیرمو تا ته کردم تو اخ چه کس تنگی بود همش شیش ماه کار کرده بود مکش عجیبی داشت شاید چهار پنج تا تلمبه که زدم پاهاشو جمع کرد دورم و با دستش گذاشت بالای کیرم نمیخواست تلمبه بزنم شاید یک دقیقه ای تو همین حالت این داشت ارضا میشد و کیف میکرد بعد دوباره اروم شد شروع کرد به عقب جلو کردن این دیگه تو حال خودش نبود خوابیدم روش زیر گردنشو خوردم هر جوری میزدم ابم نمیومد پوزیشنو عوض کرد خوابیدم بغل دستش پاشو دادم بالا دوباره کردم تو دیدم با این حالت خیلی حال میکنه تند ترش کردم که دوباره ارضا شد اینبار نتونست جلو تلمبه زدنمو بگیر ادامه دادم کم کم داشت جیغ میزد چند تا خالت عوض کردن ارضا نمیشدم تا رفتیم داگی وقتی که کون گوشتی و نرمش میخورد بهم از حالم اینقدر خوب بود که ارضا شدم سریع کشیدم بیرون ریختم تو دستمال دوتایی تو بغل هم رو تخت یه نفره بی حال افتاده بودیم تا حالا اینقدر لذت نبرده بودم لا پایی و از عقب زده بودم واسه دختر خاله ام و چندتا دوست دخترایی که داشتم ولی این یه چیز دیگه بود تایم بالا یه بیوه که کف کیر بود کسی عاشقش شده بودم نمیدونم شاید اینقدر که اون تنها بود عاشقش شدم
verified profile,facial,blonde,petite,bikini,amateur,homemade,curvy,POV,big-ass,family,reality,taboo,cum-in-mouth,teaches,helps,step-son,step-mom,big-natural-tits,step-mother,cum-face

From:
Date: April 1, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *