Download complete video now!

آدرنالین کیرم به سرعت زد بالا خوب نشون میداد وقتی چای میریختم

آدرنالین کیرم به سرعت زد بالا

داخل سامانم فقط لاپایی کرده بودش خودش گفت..کیرمو کردم تو کونش صدای شلق شلق میومد این صدا حشرمو بیشتر میکرد تا ته کیرمو کردم تو کونش اونم فقط هی میگفت تو رو خدا درش بیار ولی من اهمیت نمیدادم یه پنج دیقه از کون کردمش که دیدم ابم داره میاد درش اوردم ریختمش رو کمرش بعد یه یه دیقه خوابیدم روش بعدش بلند شدیم و زدیم بیرون و رسوندمش تا در خونه شمارمو گرفت بعدش رفت زنگ زد و شمارشو سیو کردم.دیگه پایه خودم شده سامانم چون سرباز بود دیگه محلش نمیذاشت مهسا…الانم با همیم و فقط میخوایم دوست باشیم با هم بیش از ده بار هم سکس کردی
یه روز که رفته بودم استخرداشتم شنا میکردم یه پسر جون صدام زد گفتم بفرمایید گفت ببخشید میشه به منم کرال یاد بدین گفتم بهتون نمیاد بلد نباشین گف بلدم به خوبی شما نه گفتم باشه شنا کن ببینم چطوری بلدی در کل یه مقدار ایراد داشت موقع شنا رو اب نبود مجبور شدم از زیر نگه دارم تا بیاد رو اب داشت دستو پا میزد که یه لحظه کیرش رفت تو دستم چه کیری یه کیر نرم ولی خیلی بزرگ ازم معذرت خاهی کرد و ادامه دادیم توجه که بهش کردم دیدم عجب بی افی میشه واسه زنم یه پسر 29 ساله قد بلند با بدن سبزه عضلانی با کیر واقعا بزرگ خلاصه سانس تموم شد اومدیم بیرون ازش پرسیدم اهل کجایی گفت کیش گفتم اینجا چیکارداری گف دانشجوی ترم اخرم 2 ماه دیگه درسم تموم بشه

آدرنالین کیرم به سرعت زد بالا

سکس
ای کونشو
آدرنالین خونم داشت به شدت بالا میرفت وقتی میدیدم که باهاش تنها هستم حالتی بهم دست داد مثل تشنج که دست و پام شروع کرد به لرزیدن،نمیدونم شما براتون پیش اومده یا نه که بر اثر آدرنالین زیاد خون دست و پاتون بلرزه؟
کامپیوترو روشن کردم و بخاری رو خاموش کردم چون احساس گرمای شدید میکردم، آهنگ شاهین نجفی گذاشتم و صداش رو بردم بالا،به هیچ وجه نمیتونستم از فکرش بیام بیرون،به بهانه چای رفتم بالا وقتی رفتم تو آشپزخونه بود ،گفتم زن داداش چای داریم که گفت قوری رو سماوره،یه چای واسه خودم ریختم و اون پشتش به من بود،یک دامن نسبتا چسبون پوشیده بود که کون گرد و خوش فرمشو خوب نشون میداد وقتی چای میریختم رومو برگردوندم و نگاش کردم نگاهی که پنج ثانیه طول کشید،متوجه نگاهم شد دوباره دست و پام میلرزید طوری که درست نمیتونستم استکان رو بگیرم از کارم پشیمون شدم خواستم هر چه زودتر از اون وضعیت دربیام گفتم زن داداش چند وقته که رفتن گفت تقریبا یک ساعتی میشه،لحن صداش فرق کرده بود،با خودم گفتم امیر جقی یک عمره داری واسه این گوشت جق میزنی ازکجا معلوم اونم دلش یه کیر دیگه نخواد؟فکر میکنی از این فرصتها تو عمرت چند بار پیش بیاد اگه الان یه کاری بکنی فوق فوقش چی میشه؟یه سیلی میزنه و تموم،اون که از ترس آبروش چیزی نمیگه و این قضیه بین خودمون میمونه و تموم میشه شاید دیگه رفتارش هیچ وقت مثل گذشته نشه ولی ارزش کدوم بیشتره؟با این فکرها خودمو هیپنوتیزم کردم دیگه دلمو زدم به دریا و از پشت بهش چسبیدم

مادر و دختر کوچولو با کیر بابایی حال میکنن

نقاط حساس بدنش
چسبیدم،کیر سیخ شده از پشت شلوار بین کپل های مبارک قرار گرفت،جیغ نسبتا بلندی کشید و هلم داد،قلبم مثل قلب گنجشک میزد دهنم خشک شده بود،گفت امیر از تو بعید بود مگه آخرالزمان شده،پناه بر خدا،بخدا به داداشت میگم،حس خیلی مزخرفی داشتم شدید عرق کرده بودم اما دیگه کنترل ست خودم نبود دوباره رفتم جلو و محکم گرفتمش،با تمام توان تقلا میکرد و هی میگفت بخدا داد میزنم،وقتی خودشو کشید عقب خوردیم به اجاق گاز و قابلمه افتاد پایین،زورش بهم نمیرسید و مثل بره ای که تو چنگال گرگ گیر افتاده باشه تقلا میکرد،همش چرت و پرت میگفت و میگفت به داداشت میگم و به فلان میگم و از تو انتظار نداشتم و امثالهم،دیگه آب از سرم گذشته بود و تمام بدنشو لمس میکردم بدنی که بارها و بارها تو ذهنم در آرامش و رمانتیک لمس میکردم،این بار واقعی بود بوی بدنش همانی بود که تو تصوراتم بود،از بس تقلا کرده بود خسته شده بود و آرام تر شده بود و مرتب تهدید به گفتن ماجرا میکرد،دامنشو کامل کشیدم پایین وکون خوش فرمش از زیر یک شلوار استرچ چسبان منظره ای واقعا حشری کننده درست کرده بود،مثل گرگ گرسنه به جون کونش افتادم،دو دستمو از جلو بهش قلاب کردم و کامل خودمو بهش چسبوندم طوری که کامل کیرم لای کونش جا گرفته بود دیگه تقلای آنچنانی نمیکرد اما دست از چرت و پرت گفتن برنمیداشت که به خاطر داداشت بس کن و اله و بله و بهمان، دیگه من اون امیری نبودم که میشناختی ،شلوارو شرتشو با هم کشیدم پایین و کون رویاییش بیرون افتاد یک کون سفید برفی و گوشتی با یکم جوش ریز،باورم نمیشد که این من باشم،گذر زمانو حس نمیکردم،رفتم پایین و شروع کردم به بوسیدن و بو کردن،باورتون بشه یا نشه دیگه هیچ تقلایی نمیکرد لای کونشو باز کردم و سوراخ کونشو لیس میزدم احساس میکردم هیچ وقت این حسو تجربه نکرده بوده چون دیگه هیچ حرفی هم نمیزد،یک زن اگر هر چقدر معتقد و پایبند اصول هم باشه وقتی نقاط حساس بدنشونو تحریک کنی دیگه کامل وا میدن،نمیتونستم از کونش دست بکشم و اینقدر لیس زدم تا صدای آه و اوه اونم در اومده بود حسی خیلی خوبی داشتم و باورم نمیشد رویاهام داشت به حقیقت بدل میشد و با خودم میگفتم دمت گرم امیر اگه این کارو نمیکردی تا آخر عمر داغش به دلت میموند

به ارگاسم رسید
حس خوبی داشت به هدف رسیدن،هیچ وقت این حس رو تجربه نکرده بودم چون همیشه هدف در شرق بود و من در غرب،کامل لختش کرم و حتی در درآوردن لباساش کمک هم کرد بعد یه دفعه گفت امیر تاریک شده الانه که برسن،گفتم نگران نباش سر مرگ مادر بزرگمو ول نمیکنن بیان،آروم تر شد و بردمش تو پذیرایی،هر دو لخت مادر زاد،هنوزم باورم نشده بود و احساس میکردم باز این هم یکی از صدها داستان ساخته ذهن خودمه،هر دو کف پذیرایی خوابیدیم و من مثل مار عاشق و معشوق خودمو بهش حلقه زدم بدن سفید و گرم و گوشتیشو حس میکردم،بوی حشری کننده تنش،گرمای بدنش،تماس سینه هاش با بدنم از خود بیخودم میکرد،تمام بدنشو ریز بوس کردم،میخواستم ماها تو بغل گرمش بخوابم و از جام تکون نخورم،وای زئوس مقدس چه حس خوبی داشتم،حس میکردم هیچ وقت تا الان زندگی نکردم،پاشو باز کردم کسشو لیس میزدم،صداش در اومده بود،سرمو گرفت و محکم به کسش فشار میداد،کسش کاملا خیس بود و مثل یک ماهی زنده لیزو نرم و خیس،معلوم بود تازه شیو کرده بود،گفت امیر دارم دیونه میشم تا نیومدن سریع کارتو تموم کن،فهمیدم که به شدت دلش کیر میخواست کیرمو گذاشتم لای کسش و آروم هل دادم و تا ته کردم تو،گرمای کسشو با کیرم حس کردم چیزی که به ندرت با جنده های گشاد حس کرده بودم،چند تلمبه زدم داشتم ارضا میشدم که درآوردم و گفتم برو رو زانو ،سیریع برگشت و رفت رو زانو ،کون گوشتیش جلو روم بود با سوراخش ور میرفتم اساسی حشری شده بود که گفت اونجا نکنی،گفتم به خاطر من گفت نه بابا سریع باش الان میان،دوباره کردم تو کسش و با چند بار تلمبه زدن ارضا شدم و آبمو رو کونش خالی کردم،گفت چه زود ارضا شدی،احساس شرم کردم،از یک آدم جقی چه انتظاری داری،برگردوندمش و اینقدر کسش رو لیس زدم تا به لرزش افتاد و به ارگاسم رسید،ازش لب گرفتم و گفتم اعتراف میکنم که تا الان بیشتر از صدبار به یادت جق زدم،در حالی که لباساش رو تنش میکرد خندید و گفت فکر نمیکردم اینقدر شیطون باشی بعد گفت امیر این قضیه همین جا تموم میشه و انگار اتفاقی نیفتاده،بیشتر از صدبار قسمم داد که قضیه همین جاک خاک میشه،ژست یک زن پایبند اصول درآوردن و گفت انسان جایزالخطاست و هر دو اشتباه کردیم و دیگه هیچ وقت نباید تکرار بشه
verified profile,cumshot,hardcore,sucking,petite,blowjob,butt,amateur,homemade,deepthroat,POV,big-ass,big-cock,sexy-girl,hard-sex,real-sex,latin-sex,full-hd,moaning-hot,passionate-tenns

From:
Date: March 29, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *