Download complete video now!

آنچه زنان میخواهند ,کیر مردان؟ خودشو جدا کرد و گفت چه غلطی

آنچه زنان میخواهند ,کیر مردان؟

بیتا هم توی کون مهدیه داشت خفه میشد و جون میداد!!!و میگفت:اوممممم………اومممممم……..
بعد آیدا شلوار خودش رو کشید پایین و دهن بیتا رو گذاشت روی کس خودش و گفت:کسم رو بخور!!!!بیتا هم توی کس زنم داشت خفه میشد و به ناچار با کراهت از کسه آیدا میخورد و غور میزد و میگفت:جنده……اومممممم…….کثافت آشغال با این کسه چرکیت!!!!!خلاصه حدود یک ساعت این ماجرا طول کشید و فاطمه و دخترش بیتا رو خفه کردن!در آخر آیدا بیتا رو به شکم خوابوند رو زمین و فاطمه رو برد نزدیک کف پاهای بیتا دخترش!!!!و گفت:الان کاری باهات میکنم که دیگه درس عبرتی باشه واستون که دیگه از این غلط ها نکنین!بعد شروع کرد دهن فاطمه رو مالوندن کف پاهای دخترش بیتا!!!!فاطمه هم در حالی که داشت از عرق کف پاهای دختر خودش بو میکشید گفت:اوفففف……بیتا خاک بر سرت با این بوی پاهات……اومممم……اوفففف……..آیدا زد زیره خنده و گفت:بخور فاطمه جون که کف پاهای دختره خودته!!!!
شروع کردیم لب گرفتن

آنچه زنان میخواهند ,کیر مردان؟
آنچه زنان میخواهند ,کیر مردان؟

سکس
عید اونسالم گذشت و فقط تنها چیزی که نصیبم شد یه لب ازش بود . گوشیم که نداشت فقط یه تبلت داشت که سیم کارت نمیخورد . اون سال هم گذشت که سال 96 باشه . سال 97 تابستون با خونواده عمو و عمه رفتیم شهرستان . تو راه داشتم همش به این فکر میکردم که چجوری میتونم مخشو بزنمش و بکنمش . چون میدونستم باز یه دوماهی پیش هم تو خونه بابابزرگمینا هستیم. وقتی رسیدیم از همون روز اول شروع کردم .لامصب کونش بزرگتر و پستونای خوبی در اورده بود . بدنش خوب شده بود ناموسا . یه روز باهم رفته بودیم باغ که از پشت بهش چسبوندم . یه ذره خوشش اومد و چند ثانیه وایساد ولی بعدش خودشو جدا کرد و گفت چه غلطی میکنی حمید . گفتم کاری که هم تو دوس داری هم من . گفت زر نزن من دوس ندارم. گفتم بیا رو رواست باشیم توام دوس داری دیگه .گفت خفه شو به سمت ده برگشت . واقعا اگه میاد تو مکانش اصلا مشکل نبود . مثلا همین باغ یا یکی از 5 تا اتاقای خونه بابابزرگم که رفت و امدم توش کم بود میشد سکس کرد . یا انباری ای که دور از خونه بود و توش خیار شور درست میکردن . منم یه دست از کلیدشو داشتم که دوچرخمو بردارمو و دوباره بزارم اونجا .یه بار ازش دلیلشو پرسیدم که گفت میترسم واقعا .منم با خنده گفتم چه ترسی 70 درصد لذتش برا دختراست تازه.که گفت از پردم میترسم که زدم زیر خنده .گفت خفه شو نخند که گفتم اسکل اخه من با کست کاری ندارم که از کون باهم حال میکنیم .گفتم تو مدرسه فکر کنم همکلاسیات مغزتو شستشو دادنا مشالا 16 سال سن داری باید این چیزارو بدونی دیگه .همینطوری که تو باغ بغل هم نشسته بودیمو حرف میزدیم دستمو بردم رو روناش میمالیدم که دیدم هیچی نمیگه .که یدفعه از جاش بلند شد و گفت بسته دیگه پرو شدی پاشو بریم.کم کم داشتم مخه شو تو راه میزدم .تو راه برگشت به ده همینطوری که باهاش حرف میزدم .از بغل رودخونه داشتیم رد میشدیم که از پشت انگشتش میکردم دیدم دیگه هیچی نمیگه .واای واقعا مخشو زده بودم که رسیدیم خونه .فردا قرار شد باهم بریم انبار خیار شور .رفتیم و کلیدو انداختم و درو باز کردم تو انبار همینطوری داشتم میمالیدمش که چشمم به یه روفرشی خاکی گوشه انبار خورد .از هیچی بهتر بود . پهنش کردمو مهسارو اوردم روش روسریشو در اورد و شروع کردیم لب گرفتن خیلی خوردنی تر از سه سال پیش ? همینطوری دیوونه وار لب میگرفتیم که یهو خودشو عقب کشید و گفت حمید ی وخ بابابزرگ نیاد بدبخت شیم . ترسو تو نگاش میدیدم. که گفتم نه بابا مطمعنم نمیاد .

مهمان تنگ ژاپنی ,تنگ ترین کوسی که میشه کرد

چی کار کنم گفتم ساک بزن
خابوندمش رو زمینو و مانتوشو در اوردم پستونای کوچیکو نازی داشت از زیر بلوز میمالیدمشون تیشرت خودمو در اوردمو دوباره شروع کردم لب گرفتن یه رژ بنفش زده بود که دیوونم نمیکرد . نمیدونم چرا بنفش چون معمولا قرمز میزد ولی عالی شده بود لباش . سر و صورتم دیگه رژی شده بود که بلوزشو در اوردمو و چشم به سوتین خوشگل کوچیکش افتاد که اون دو تا هلو زیرش بود سوتینشو به زور باز کردم چون واقعا بلد نبودم خخخ و پستوناشو میخوردم.
دستمم از پایین رو کسش گذاشته بودمو میمالیدم . یه نگاه بهش کردم که دیدم تو حال خودشه و داره حال میکنه . شلوارمو در اوردم گفتم نوبت توئه گف چی کار کنم گفتم ساک بزن . شروع کرد که دیدم دندوناش اذیتم میکنه و بلد نیست که گفتم فقط با دستات بمالش . با اون لاکای نارنجی حشری کنندش کیرمو داشت میمالید که دیدم یکم دیگه ادامه بدم ابم میاد بلند شدمو به پشت خوابوندمش یه سلوار لی جین تنگ پوشیده بود که بزور از پاش در اوردم . چی میدیدم به کون خوشگل جلوم بود میمالیدمشو . لمبراشو مبخوردم . یه تف سر کیرم انداختم اروم اروم به سوراخ کونش فشار میدادم که میدیدم اصلا نمیرفت تو خیس ترش کردم که یکم جا باز کرد .دیدم تازه داره دردش میگیره ئو میگه نکن توش لعنتی . همینطوری تف مینداختمو بیشتر جا باز میکردم . لامصب کونش اکبنده اکبند بود .تنگه تنگ .یه 5 دیقه ای همینطوری در حال گشاد کردنش بودم که نصف بیشتر کیرم میرفت تو کونشو برمیگشت . اونم درد و اخ اوخاش . کم تر شده بودو مثل اینکه داشت حال میکرد . سرعت تلمبه هارو بیشتر کردم .کشیدم .

حسابی داشت کیف میکرد
اینطوری نمیاد خیلیم دیر شده بود .جواب اونهمه ادم تو خونرو دیگه سخت میشد داد که کجا بودیم . در اوردم از سوراخشو گفتم بخورش .این دفعه کمتر دندون میزد .دندوناش حشرمو میگرفت نمیزاشت ارضا شم واقعا. که گفتم بسته سرشو اوردم جلوئو یکم ازش لب گرفتم بهش گفتم به پهلو بخواب . یه 3 و 4 دیقه لا پایی زدم لای رونای خوشگلو حشری کنندش که ابم اومدو .بیرون روفرشی ای که پهن کرده بودیم ریختم کف انباری . یکم بدنشو و ممه هاشو مالیدم و ازش لب گرفتم . از لباش سیر نمیشدم .لبام که رو لباش میرف خیس خیس میشد لبامون .اونم معلوم بود حسابی داشت کیف میکرد. که لباشو برداشت از رو لبامو گفت حمید بسته دیگه دیر شده پاشو .
لباسامونو پوشیدیمو زدیم بیرون . تو شهرستان یه بار دیگه کردمش که حال دفعه اول واقعا بیشتر بود . از اون موقعی که برگشتیم تهران منتظر عید 98ام که دوباره تو شهرستان باهم حال کنیم . چون تو تهران فاصله خونه هامون زیاده و دوماه یه بار به زور خونه همدیگه میان خانواده هامون که اونم اصلا تو اپارتمانای لعنتی این تهران خراب شده نمیشه گاییدش اصلا موقعیتش پیش نمیاد . ولی لامصب شهرستان همه جاش مکانه .
verified profile,anal,sexy,amateur,young,POV,gonzo,first-time,roleplay,daddy,taboo,diaper,pacifier,interactive,role-play,diapered,baby-girl,dad-daughter,my-little-pony,daddy-s-girl,chantal-channel

From:
Date: April 6, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *