Download complete video now!

الکسیس کوس طلا کلاس های تابستونی و رفتم خونه

الکسیس کوس طلا

سمیرا هم صورت فاطمه رو با کف پاهاش ماساژ میداد و میمالید و عرق کف پاهاش رو روی دهن و بینی فاطمه میمالید.وقتی پاهاش رو از روی صورت فاطمه برداشت صورت فاطمه سرخ و خیس شده بود.من توی اتاق کیرم سیخ شده بود و آبم داشت میومد.آیدا که داشت فیلم میگرفت به سمیرا گفت بسشه دیگه.گناه داره.فاطمه به نگاهی مظلومانه از زیر کف پاهای عرقی سمیرا کرد و گفت:تو رو خدا بسه!!!!سمیرا به فاطمه گفت:باشه تمومش میکنم ولی برای اینکه درسه عبرتی بشه برات اول کف پاهامون رو باید لیس بزنی تا این فیلم و عکس ها رو به همسایه ها نشون ندیم و آبروت رو نبریم.فاطمه گفت مثلا به کی نشون میدین؟آیدا گفت:زن همسایه طبقه پایین یا دخترت!یا همسایه روبرویی که خیلی با جینگین.فاطمه اول شروع کرد به التماس ولی آخرش مجبور به این کار شد.آیدا و سمیرا به سینه خوابید روی زمین و فاطمه رفت جلوی کف پاهاشون و شروع کرد به لیسیدن.اول همش کف
الان جلوی بوالهوسی خودت رو نگیری
اینها همه گذشت تا امسال تابستون یه روز که رفته بودم فروشگاه یهوئی یکی از آشناهای خیلی دور پدرم رو دیدم که عقل رو از سرم به کلی پروند و باعث شد شب و روز خوره بیفته تو جونم که هر جوری شده باید برده اش بشم یکهفته تمام خواب و خوراک رو ازم گرفته بود اسمش امیره و حدود 40سالشه قدش 185وزنشم متناسب با قدش وفوق العاده جذاب و شیک پوش متاهل و یه پسر تقریبا 12ساله داره خودش و خانمش هردو کارمند هستند و وضع مالیشون هم اوکیه خلاصه دلمو زدم به دریا و با دوست صمیمی ام مریم که از جیک پوک هم خبر داریم مشورت کردم و از نیتم باخبرش کردم خیلی سعی کرد که منصرفم کنه اواخر تیر ماه بود که بالاخره تونستم شماره امیر رو پیدا کنم و یه روز صبح بچه هارو گذاشتم کلاس های تابستونی و رفتم خونه مریم بعد کلی این دل و اون دل کردن آخرش زنگ زدم با شماره اعتباری جعلی به امیر ، یکی دوبار که رد تماس داد بعد که جواب داد هم روی خوشی نشون نداد آخرش با هزار مکافات چند کلمه ای صحبت کردم و بهش فهموندم که من آشنام و میخوام بهش یه حال اساسی بدم تعریف از خودم نباشه اندام خیلی عالی دارم مریم هرازگاهی که باهم استخر می ریم یه دستمالی کوچولوی میکنه و همش میگه دلم میخواست مرد بودم حسابی میکردمت ، بگذریم ، هرکاری کردم امیر تو راه نیومد و آخرش گفت تا قرار حضوری نگذاری باشما حرفی ندارم دوسه روز بعدش ناچارا وا دادم و مجبور شدم باهاش قرار گذاشتم قرار شد صبح ساعت ده برم یه پارک که اون موقع هفته و روز تقریبا خلوته و کسی توش نیست با مریم ماشینو سوار شدیم و ساعت یه ربع به ده رفتیم تو اون پارک

الکسیس کوس طلا
الکسیس کوس طلا

سکس

از ما سواستفاده نکرد
امیر پنج دقیقه بعدش اومد و ما رو پیدا کرد خیلی سفت و خشک بود با اخم های درهم کشیده و حالت عصبانی اومد و بعد سلام علیک و تعارفات معمولی گفت خب شما از من چی میخوای ؟شماره منو از کجا آوردی ؟ و چندتا سوال دیگه ، من که میخواستم هرجور شده به دستش بیارم گفتم من میخوام برای یکبار مال تو بشم و برات عین یه برده و یه حیوون خدمت جنسی بدم منظورمو می فهمی ، گفت شما حالت خوبه ، مریم گفت نه ولله این اگه حالش خوب بود که این کارو نمی کرد منم برای امیر حسابی ناز کردم و گفتم ببین من میخوامت هرجورم شده بالاخره به دستت میارم باید برای یکبار منو له کنی داغون کنی تا این حس من از بین بره این جمله من تموم نشده بود که چنان چک آبداری زد توی گوشم که بعد دوماه هنوز صداش تو گوشمه گفت انگار خیلی داستان می خونی ببین زنک من پدر یک خانواده ام همسر دارم و زندگیم رو هم دوست دارم مقیدم و زنا رو گناه نابخشودنی میدونم این رو زدم که یه کمی سردلت بره پایین زندگی او رفاه و آسایش زده زیر دلت فکر میکنی هرچی دلت خواست درسته ،نه اشتباه میکنی هنوز جامعه ما اونقدر هرزه نشده که هر مردی رو دست روش بگذاری به سادگی بیفته تو دام ،اینو زدم برات یادگاری بمونه ،بری فکر کنی توبه کنی و برگردی به زندگیت ،تو مادری اگر الان جلوی بوالهوسی خودت رو نگیری فردا چی میخوای تحویل جامعه بدی ،اینو زدم بجای شوهر بیچاره ات که صبح تا شب برای خانواده اش داره زحمت میکشه و تو میخوای به سادگی هرچه تمام غرور و شخصیت و غیرتش رو به حراج بگذاری اینو زدم تا برات بشه درس عبرت که هر گردی گردو نیست اگر اومدم اینجا دلم سوخت و نخواستم زندگیت رو ازدست بدی و خراب کنی چه میدونم الان به من زنگ زدی و ازم این کار زشت رو خواستی فردا شاید هوس دیگری زد به سرت بعدش

نزدیک بود دهنش پاره شه

حسابی ناز کردم و گفتم ببین من میخوامت
به مریم نگاه کرد و گفت توهم اگر دوستشی بهتره مواظب دوستت باشی نگذاری خودش و زندگیش رو نابود کنه نه اینکه راه بیفتی دنبالش هرکاری خواست بکنه و کمکش کنی مریم هم که حسابی ترسیده بود اشک چشماش دراومده بود و کم مونده بود سکته کنه خلاصه بعد کلی خط و نشون وتهدید امیر رفت و من و مریم تا خونه یه کلمه هم نتوانستیم حرف بزنیم اون روز تا فردا صبحش خواب به چشمم نرفت و کلی فکر کردم دیدم کار من عین یه خریت بوده و حسابی تحقیر شدم درسته تو این دوماه نشنیدم که جایی کسی حرفی بزنه وامیرم بعد اون تهدیدها گفت می گذارم جای نادانی خواهر نداشته ام ولی اگر تکرار کنی پشیمون میشی از کارت ولی غرور و شخصیت من بکلی شکست مریم خیلی سعی میکنه یه جوری ماجرا رو فراموش شده بحساب بیاره و بگذره ازش ولی خب فعلا که نشده درس بزرگی یاد گرفتم واز همه جاش بهتر آدمی بود که واقعا انسانیت تو وجودش بود و از ما سواستفاده نکرد تا زندگی مون رو نابود کنه ازتون خواهش میکنم شما هم قبل هر کاری تو این جور مسائل کمی فکر کنید حساب و کتاب کنید ببینید چی میگیرید چی از دست میدید به سادگی زندگی هاتون رو خراب نکنید کم پیش میاد یه انسان سر راه آدم قرار بگیره تا با یه نهیب و یه چک متوجه اشتباهت کنه دیروز امیر و خانمش رو تو فروشگاه دیدم اتفاقا رودررو شدیم و خانمش کلی هم سلام و تعارف کرد خود امیرم خیلی ریلکس احوالپرسی کرد و ازما جدا شد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده اما من باز خواب چک آبداری رو که خوردم دیدم.
porno,hardcore,hot,sucking,creampie,blowjob,real,amateur,homemade,ebony,horny,couple,reality,sloppy,blow-job,black-dick,black-cock,cock-sucking,black-porn,verified-amateur

From:
Date: April 5, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *