Download complete video now!

اورجی زنانه ,کیر مصنوعی مغازه خلوت بود و داشت برام ساک

اورجی زنانه ,کیر مصنوعی

اون ها هم قول دادن که 8 صبح بیان.شب شد و دیدم آیدا پاهاش رو بدون جوراب کرده توی کفش های اسپرتش و باهاشون خوابید.صبح شد و دوستای آیدا اومدن.فاطمه هم ساعت های 8:30 اومد.من مثل همیشه از بالای اتاق داشتم نگاه میکردم و مواظب بودم کسی متوجه نشه.فاطمه و دخترش اومدن دمه دره خونه و وقتی دوست های آیدا رو دید خواستن فرار کنن که دوست های مهدیه سریع گرفتنشون.بیتا دختر فاطمه شروع کرد به التماس کردن ولی آیدا که خیلی از دستش عغده داشت بیتا رو خوابوند روی زمین و کفش هاش رو که از دیشب در نیورده بود در اورد و گذاشت روی صورت بیتا!!!!بیتا رو میدیدم که داره دست و پا میزنه و میگه:وااایییی…..چه بوی گندی……چه بوی عرق کف پایی……اوففففف……آیدا تو یه عوضی جنده هستی…….اوممممم….اوفففف……
بیتا خیلی داشت تقلا میکرد و زیر کف پاهای زنم خفه میشد!اخه فکر کنید از دیشب پاهای زنم توی کفش بودن و عرقی بودن!!!!همون موقع از کفش دراورده و گذاشته روی صورت یه دختر بیست ساله!!!!!پاهایی که خیلی عرقی بودن و بو میدادن!!!!در این بین فاطمه هم داشت کف پاهای مهدیه و دوستاش رو به نوبت میخورد و میلیسید!اینقدر خورده بود که کف پاهای مهدیه خیس شده بودن!!!فاطمه با کراهت لیس میزد و میگفت:اومممم
لاپایی و ساک و لیس زدن لای کونش

اورجی زنانه ,کیر مصنوعی
اورجی زنانه ,کیر مصنوعی

سکس
بزرگتر که شدم وضعیتم بدتر شد همیشه تو کف بودم مثلا رفتم دانشگاه فقط کافی بود یه دختر بهم سلام کنه یا ازم چیزی بپرسه کیر لعنتی بلند میشد و دیگه نمیخوابید بعد دانشگاه رفتم سربازی تو یگان خدمتیم یه دوستی داشتم به اسم ارش اونم مثل من بود سگ حشر هیچ غلطی نمیتونستیم بکنیم فقط میرفتیم دستشویی و شلوار هم باز میکردیم نوبتی بهم لاپایی میزدیم و ارضا میشدیم میدونم کار کثیفیه ولی چاره نداشتیم از حشریت میمردیم وبهترین دوران من و اون بود کارمون بجایی کشیده بود که فرمانده یگان بهمون شک کرده بود چون یبار تو اسایشگاه دیده بود همدیگرو بغل کردیم و احضارمون کرد با هزار بدبختی روش ماله کشیدیم یادش بخیر چه دورانی بود که تموم شد
واما بدبختی اصلیم بعد خدمت اتفاق افتاد که تو یه مغازه سوپر مارکت بعنوان کمک فروشنده نیمه وقت شروع بکار کردم از سه ظهر که مشتری کم بود تا هشت شب یادمه تو اون محل یه مستاجر جدید اومد که یه دختر بیست ساله و یه پسر هفت ساله داشت انقدر دخترش خوشگل بود که همه تو کف بودن از مرد سن بالا تا بچه ده ساله از شانس خوب من دختره بعد از ظهرا که شیفت من بود میومد برا خرید منم چون خوش اخلاق بودم یکمی ادم حسابم میکرد ولی پیشنهاد شمارمو رد میکرد منم مادرمو فرستادم برا خواستگاری ولی باباش بخاطر بیکاری من و سطح خانوادگی ما که متوسط به پایین بود مخالفت کرد چند ماه بعدم دخترشو به یه پسر خوش تیپ که یه نمایشگاه بزرگ اتومبیل تو لوکس ترین نقطه شهر داشت داد منم تو کفش موندم بعد نامزدیشم دیگه باباش نمیذاشت بیاد مغازه و داداشش که تو خوشگلی رو دست خواهرش زده بود میومد

ساک زدن کیر سیاه دختر سبزه

میزدم به کونش یا کیرشو از رو شلوار بازی میدادم
من یه حرف و حدیثایی پشت سر داداشش شنیده بودم که میگفتن بچه های محل ازش سواستفاده جنسی میکنن ولی اهمیت نمیدادم یه دوسال گذشت تا اینکه یه روز یکی از دوستای صمیمی من اومد مغازه و چیزی گفت که پشمام ریخت گفت که داداش دختره برای خوراکی ساک میزنه من باورم نشد گفتم گوه نخور بهم گفت پس بیا بهت یه فیلم نشون بدم موبایلشو در اورد و از تو گالری یه فیلم بهم نشون داد دیدم خود نامردش تو پارکینگ خونشون کیرشو دراورده و داده دهن همون پسره نمیدونید بچه ها انگار اتیش گرفتم چون با پسره صمیمی بودم و تو شیفت من که همش مغازه خلوت بود میومد خرید وباهم حرف میزدیم و منم شیطنت میکردم و حال خواهرشو میپرسیدم
بعد دیدن فیلم کرم انگار افتاد به جونم منم شروع کردم با پسره یواش یواش شوخی کردن و مسایل رو میبردم طرف سکس دست میزدم به کونش یا کیرشو از رو شلوار بازی میدادم اونم روش باز شد و به کیر من دست میزد بعد یه ماه کار کردن روش دیگه براحتی کیرم درمیاوردم تو ته مغازه لاپایی و ساک و لیس زدن لای کونش انجام میدادم تا اینکه
یه روز چشمتون روز بد نبینه مغازه خلوت بود و داشت برام ساک میزد منم چشام بسته بود و تو اسمونا تخیل میکردم خواهرشه که داره ساک میزنه یهو حس کردم یکی پشت سرمه برگشتم دیدم مادرش خشکش زده و داره به ما نگاه میکنه من کیرم کامل دهن پسرش بود و رو زانو جلوم نشسته بود فکر کنم بقیشم حدس بزنین

خواهرشه که داره ساک میزنه
جیغ و داد ریختن همسایه تو مغازه اومدن پلیس و کتک خوردنم توسط همسایه ها و کتک خوردنم تا خود صبح توسط سربازای امنیت اخلاقی فرداشم بردنم دادسرا و خوردن انواع اقسام مشت و فحش و رفتم زندان شش ماه زندان و هفتاد ضربه شلاق دادگاه برام حکم صادر کرد بعد زندان هم بابام خونه راهم نداد بوسیله یکی از دوستام رفتم یه کارخونه تو تهران یه مدتی کار کردم ولی فهمیدن زندان رفتم اخراج شدم و الانم حدود ده سالی میشه با پول کارگری ساختمانی تو محله هرندی میدان شوش تهران اجاره نشینم و مجردی زندگی میکنم وجرات حتی یه نگاه چپ هم به ناموس مردمو ندارم با اینکه بچه های تهران میدونن هرندی پر از معتاد و جندست ولی همین کف دست راستم حکم زن زندگیمو داره
blowjob,bdsm,bondage,bound,hogtied,cum-in-mouth,ball-gag,fifi-foxx

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *