Download complete video now!

بهترین کوس لیس همکار من

بهترین کوس لیس همکار من

سکس کردن پز نیست ک بخوایم دروغ بگم .یه داستان واس دوستانم میزارم اگ تمایل دارین تا اخر بخونین من شهاب هستم.
خب سال 92 بود تازه یه پژو پارس دکور جدید خریده بودم منو پسر عموم میلاد تا اون سال ک 21 سالم بود با هم بزرگ شدیم همیشه باهم گروهایه واتساپ دخترا بیرون رفتنا و و و و و..
ی جمعی داشتیم که معمولا همه با دوس دخترا میرفتیم بیرون …یروز میلاد با یه دختری دوس میشه به اسم نازنین خلاصه اونم که پیشم بش مسیج میداد دختره اهل دادن این چیزا نبود میلاد گفته بود تپل بدریخته خلاصه دکش کرد اقا این افتاد به جونه من…خلاصه جزییات نمیگم طولانی ما رفتیم ببینیمش رو ب رو مدرسشون خیابون پست هست خلوته نازنین با یه دختری اومد اسمش ناهید بود .من پارک کرده بودم اومد به دلقک بازی دیدم راس میگف میلاد بدرد نخوره اما ناهید یه دختره بلند اندام پر 17 ساله برنزه اما خیلی مثل اونم دلقک یه جن دیقه حرف زدنو رفتن…..شب دیدم یه گروپ واتساپ
بهم کون نمیده و فقط کوس میده

بهترین کوس لیس همکار من
بهترین کوس لیس همکار من

سکس
اسم زنم هم منیره و 26 سالشه. سایز ممه هاش قبلأ 75 بود اما از بس تو این 3 سال مالوندمشون الان 85 شده. کوسشم تنگه چون تو این 7 ماه, فقط جمعه ها از کوس میکنمش و از شنبه تا پنجشنبه همش کونش میذارم. و اما کونش که الهی همه دنیا فداش شن, از اولش طاقچه بود. البته تو این 7 ماه یه کم بزرگتر و گشادتر شده. از شما چه پنهون, من کلأ بخاطر کونش گرفتمش وگرنه منکه زن بگیر نبودم.
بی اقراق از 17 سالگی دوستدختر داشتم و حشری. اما متأسفانه یا خوشبختانه همشون جلوشون بسته بود و به ناچار از عقب باید ترتیبشون رو میدادم. این قضیه ادامه داشت تا یادمه وقتی 28 سالم بود با یه زنِ بیوه دوست شدم. اون تو سکس همه کاری میکرد جز کون دادن. خلاصه بالاخره طعمِ کوس کردن رو تو 28 سالگی چشیدم. وقتی یه هفته شبانه روز از جلو کردم دیدم دیگه بهم حال نمیده و چون اونم هیچ رقمه راضی به سکس از عقب نمیشد, بی خیالش شدم و ولش کردم. فهمیدم به کون کردن اعتیاد پیدا کردم. گذشت و گذشت تا تو 30 سالگی با زنِ فعلیم یعنی منیر جونم آشنا شدم. با چند تا از دوستام (پسر) رفته بودیم نطنز مسافرت. یه روز عصر که داشتیم با بروبچ کوسچرخ میزدیم یهو دیدیم چند تا دختر جلوتر از ما دارن میرن و منم که شیفته و واله کون بودم, از همون نگاه اول عاشق کونش شدم. القصه; شماره ها رو رد و بدل کردیم و بعدأ معلوم شد که اونام بچه تهرونن و اونجا مسافرن. بعدِ سفر تو تهران بیشتر با هم آشنا شدیم و بعد از 1 ماه, به بابا و مامانم جریان رو گفتم و رفتیم خواستگاریش. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و من و منیر با هم نامزد شدیم. همونطور که قبلأ گفتم, 2/5 با هم نامزد بودیم. ولی تو این مدت هر کاری کردم کونش بذارم, نمیذاشت که نمیذاشت. فقط میذاشت ممه هاشو انگولک کنم و بخورم. اونم برام ساک میزد. میگفت: بعدِ ازدواج هم بهم کون نمیده و فقط کوس میده. منم تو دلم میگفتم: باشه, حالا بعدأ معلوم میشه.
سرتونو درد نیارم, روزا و شبا گذشت. هفته ها و ماه ها هم گذشت و خیلی زود سال ها هم گذشت و بالاخره تو وسطای سالِ سوم, جشن ازدواجمون برگذار شد و بعد از اینکه مهمونا رسوندنمون دمِ درِ خونمون, شر رو کندن و رفتن. فیلم بردار ها هم یه کم دیگه فیلم گرفتن و به همراه بابا مامانامون رفتن خبرشون.

دختر حشری با نا پدری تیک میزنه

ب کوسش رو مالیدم به سوراخ کونش
تا رفتیم تو, بقلش کردمو بردمش تو اطاق خواب. با عجله کت و شلوارمو دراوردم و مشغولِ دراوردنِ لباس عروسِ منیر شدم. اونم با تعجب نگام میکرد. حالا خودم فقط یه شورتِ مشکی پام بود و منیرم شورت و کورستِ سفیدِ حریر تنش بود به همراهِ یه جوراب سفیدِ بلندِ توری که تا وسطای رونش بود. اینا رو از قسد درنیاورده بودم. اینجوری بیشتر دوس داشتم, خیلی سکسی بود. خوابوندمش رو تخت و خودمم خوابیدم روش. با هم چشم تو چشم شدیم. گفت: خیلی عجله داری به وصالم برسی نه؟ گفتم: به وصالِ تو که خیلی وقته رسیدم. عجلم برای اینه که زودتر میخوام به وصالِ کونت برسم فدات شم. فکر کرد کوسوشر میگم و یه لبخند از رویِ تمسخر بهم زد. با هم لب تو لب شدیم. خوب که لباشو خوردم رفتم پائینتر و سوتینشو خواستم بکشم بالا که نشد. خواستم بکشم پائین که اونم نشد. خیلی کیپ بود. برگردوندمش و سگکشو باز کردم. ممه هاش حالا تو دسترس بود. از ممه سمتِ راست شروع کردم و یه خرده میخوردم و بعد یه خرده سمتِ چپی رو میخوردم. همینجوری که میخوردم و میمکیدم یواش ممه هاشو بهم چسبوندم و نوکِ هردو رو با هم کردم تو دهنم و برای اینکه به یکی از دستام احتیاج داشتم, نوکشنو با دندون نگه داشتم و با یه دست جفتِ ممه هاشو تو دسترس نگه داشتم و با دستِ دیگه به طرفِ کوسش پیشروی کردم. دستم رو بردم داخلِ شورتش و چوچولشو گرفتم. منیر آهی از شهوت کشید و گفت: امیرم, چیکار میکنی؟ همونجوری که نوکِ ممه هاشو با دندون نگه داشته بودم, بیشتر گازشون گرفتم و گفتم: حال میکنم, حااال. مدتی کوسشو مالیدم و خوب که خیس شد, ممه خوری و بیخیال شدم و رفتم پائین و شورتشو دراوردم. سرمو بردم لای پاشو کوسشو شروع کردم به خوردن و لیسیدن. بعد مدتی پاشدم شورتمو دراوردم و نشستم رو سینش و کیرمو که حسابی شقِ شق بود گذاشتم لای ممه هاشو تلمبه زدم. منیر سرشو آورد بالاتر که وقتی کله کیرم از لای ممه هاش میاد بیرون بکنه تو دهنش. هردومون حشرآلود بودیم. پرسیدم: بکنمت؟ گفت: آرهههه. بهش گفتم: رو شکمت بخواب. خوابید. آب کوسش رو مالیدم به سوراخ کونش و یه بندِ انگشتمو کردم توش.

کل کیرمو حول دادم توشِ
گفت: از عقب نه ها. گفتم: باشه. خیالش راحت شد و سرشو گذاشت زمین. با دستِ دیگم پیش آبمو مالیدم به همه جای کیرمو و یواشکی یه تف کردم رو سوراخ کونش. گفتم: بریم؟ گفت: این مدلی؟ مگه میشه؟ گفتم: اوهوم. بریم؟ گفت: بریم. گفتم: مطمئنی؟ اینبار اون گفت: اوهوم. سرِ کیرمو گذاشتم دمِ سوراخ کونش. فهمید چه خبره. خواست بره جلوتر و فرار کنه. یه دستمو گذاشتم رو شونش ونگهش داشتم که نتونه از زیرم در بره. با دستِ دیگم کله کیرمو کردم تو سوراخ کونش و تا اومد نذاره, خوابیدم روش و کل کیرمو حول دادم توشِ. یه جیغِ بنفش کشید و خواست با تکونائی که به خودش میده منو از روش کنار بزنه و کیرمو بندازه بیرون. اما من سفت گرفته بودم و کیرمو تا بیخ جا کرده بودم و اصلأ تکون نمنمیخوردم. هرچی از درد هوار کشید, هرچی فحش داد و هرچی گریه کرد دید فایده نداره. ناچارأ بعدِ دو سه دقیقه رام شد. گریش که تموم شد, پرسیدم: بزنم؟ با خشونت گفت: نخیر. ولی من آروم تلمبه زدم. کیرمو یواش عقب جلو میکردم و رفته رفته تندتر و تندتر و تندتر. تا جائی که گمونم تو هر ثانیه 10 بار تلمبه میزدم. کیرمو تا نزدیک کلاهک بیرون میکشیدم و دوباره محکم تا ته میکردم توش. زود آبم اومد. تا بیخش فرو کردم و خالیش کردم. لپِِ منیرو بوسیدم و معذرت خواستم. اما بیفایده بود. خیلی شاکی بود. با قهر خوابید. فردا شبش به بهونه معاینه سوراخ کونش باز بزور کونش گذاشتم. همینطور روزِ بعد و روزای بعد. هنوز درد میکشید ولی رام هم شده بود. آخه دیگه نمیگفت: از عقب نه. بلکه میگفت: فقط آروم بکن. خلاصه; هر شب به انواع پوزیشن ها کونش میذاشتم و میذارم. بعدِ یه ماه و نیم کون دادن, یه شب که اتفاقأ آخره هفته بود گفت: امیرم, تو از کون کردن خسته نشدی؟ گفتم: خب نه که نشدم. زنِ گرفتم که کون بکنم وگرنه کوسخل بودم زن بگیرم؟ گفت: آخه من کونم خیلی درد میکنه. از دیروز هم که تعطیل بودی و خونه بودی, همش کونم گذاشتی. بیا امشب یا نکن یا لااقل از کوس بکن. گفتم: عشقم, میدونی که نمیشه نکنمت. پس اون شب برای اولین بار از کوس کردمش. دیگه اینکه; قرار گذاشتیم از اون به بعد هر شب کون بده بجز جمعه ها که میتونه کون نده و بجاش بهم کوس میده. البته گاهی میشه که پریودش میفته به جمعه ها و چنین جمعه هائی بازم مثه روزای عادی از کون میکنمش. میدونم بعضی شبا وحشیانه کونش میذارم, ولی تقریبأ دیگه زنم هم عادت کرده و چون میدونه راهی نداره و محکوم به کون دادنه, به اجبار کونشو در اختیارِ نازنین کیرم میذاره.
verified profile,blonde,petite,rough,amateur,homemade,curvy,big-ass,hard,family,naughty,taboo,dirty-talk,punished,punishes,step-father,step-daughter,home-video,step-dad,big-natural-tits,step-daddy

From:
Date: April 1, 2020

One thought on “بهترین کوس لیس همکار من

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *