Download complete video now!

تینیجر گنگ بنگ قیمتش نکنین اینجا صاحبش دوستمه از من پول

تینیجر گنگ بنگ

اول باید فاطمه رو تنهایی گیر بیاریم.من تعجب کرده بودم که چرا سمیرا میخواست این جوری حالشون رو بگیره!!!آیدا هم با تعجب گفت:وا…..که چی بشه؟چه فایده؟سمیرا گفت:خر…..خوب عکس هم میگیریم ازش.بعد اگر حرفی زد میگیم عکس ها رو نشون زن های همسایه های دیگه میدیم.که همه بفهمم چقدر ذلیل شدی زیر کف پاهامون.آیدا گفت راست میگی….این جوری دیگه دهنش بسته میمونه.من گفتم خوب من چه کار کنم.سمیرا گفت تو برو توی اتاق از بالای پنجره شیشه ای اتاق نگاه کن اگر تونستی عکس و فیلم هم بگیر. ما خودمون ازش عکس میگیریم ولی اگر خاستی تو هم بگیر.آیدا گفت سمیرا حالا پاهات بو میدن که فاطمه با بوی کف پاهات خفه بشه؟سمیرا گفت:اتفاقا 2 روزه پاهام رو نشستم.بعد کف پاش رو اورد بالا و گذاشت روی بینی آیدا!!!!!آیدا گفت:اوف…..فف…..چه بوی عرقی میدن کف پاهات.فاطمه خفه میشه بیچاره.آیدا گفت من دیروز حموم بودم بزار یه یک ساعت پاهام توی کفش های قدیمی باشه که بو بگیره.تو هم پاهات رو بکن توی کفش که بوش بیشتر بشه.خلاصه آیدا و سمیرا 1 ساعت پاهاشون رو توی کفش نگه داشتن بعد آیدا رفت در خونه فاطمه و اوردش اونجا.همین که فاطمه نشست رو مبل سمیرا پاهاش

تینیجر گنگ بنگ

سکس
تازه چند روزی بود که با مجتبی نامزد کرده بودم مجتبی تماس گرفت و گفت بیام دنبالت بریم بیرون یه چرخی بزنیم گفتم اومدم خونه خواهرم اگه دوست داری بیا دنبالمون با نسترن میریم یه دور میزنیم سریع برمیگردیم خلاصه سه تایی رفتیم بیرون و اول رفتیم رستوران غذا خوردیم و بعدش مارو برد پاساژ پالادیوم و مارو برد جلو ویترین یه مغازه و گفت هر چیز رو که میپسندین نگاه به قیمتش نکنین اینجا صاحبش دوستمه از من پول نمیگیره دیگه به زور من یه شلوار یه تاپ برداشتم نسترن هم یه شلوار جین برداشت و برگشتیم خونه نسترن و اول قبول نمیکرد بیاد دیگه با نسترن هر جور بود بردیمش خونه . نسترن رفت تو اتاق لباس عوض کنه به مجتبی گفتم شب باید پیش من بمونی اینجا راحت باش کامران تو ماه شاید پنج شش روز تهران باشه عسلویه یه پروژه گرفته و خودشو مارو گرفتار کرده من هم اکثر اوقات اینجام همین موقع نسترن از اتاق اومد بیرون از جلوی ما رد شد و گفت پس چرا پذیرایی نمیکنی و رفت تو اشپز خونه چشمم دنبال چشم مجتبی بود که داشت نسترن و دنبال میکرد نسترن یه رکابی لیمویی استرچ تنش کرده بود که کلا یه کم از سر سینه هاش رو که بدون سوتین داشت میلرزید رو پوشنده بود و از پایین به زور تا نصف باسنش میرسید و از پشت نصف شورت مشکی که پاش بود تو چشم بود بیرون هم که رفته بودیم با اون مانتو چسب که نسترن پوشیده بود بیشتر مواقع چشم مجتبی زوم بود رو کون نسترن . انصافا کون گرد و گنده و خیلی خوش فرمی داشت من میدونستم اون زیر چه خبره جاتون خالی نسترن سریع بساط رو محیا کرد و نفری چند تا پیک مشروب خوردیم من با اینکه مست بودم بازم حواسم به مجتبی بود که همش چشمش به کوس و کون نسترن بود

بکش بیرون تا جیغ نزدم داره میسوزه

نسترن به زور بلند شد که یه کم رو میز و خلوت کنه به نسترن گفتم چیزی داری بدم مجتبی بپوشه این جوری اذیت میشه نسترن یه نگاه به مجتبی کرد وگفت سایز کامران نصف اق مجتبی هم نمیشه که مجتبی گفت اولا که باید برم بعدشم من زیر شلوار شلوارک پامه . تا نسترن میز رو جمع کرد منم گیر دادم مجتبی شلوار و تیشرتش رو دراورد من با دیدن بدن خوش استایلش کلی ذوغ کردم کل بدنش ماهیچه هاش تیکه تیکه بیرون زده بود خدایش هم همه چیز تموم بود خوشگل خوش بدن و خوش تیپ . تو همین فکرا بودم و داشتم بامجتبی صحبت میکردم که نمیدونم چه جوری صحبت به دوست پسر دوست ودختر و این جاها کشید که با اینکه مست بودم بازم فهمیدم که بند و اب دادم به مجتبی گفتم من تا حالا با هیچ پسری نبودم و در ادامه متوجه شد که به جای دوست پسر دوست دختر داشتم اونم چه کسی نسترن که وقتی سرم رو برگردوندم دیدم کنارم نشسته مجتبی یه نگاه به نسترن کرد و گفت خوب شما که باهمین پس برای چی شوهر کردین بعد رو به نسترن گفت اقا کامرانتون خبر داره نسترن که معلوم بود دست و پاش رو گم کرده گفت یه چیزایی میدونه مجتبی گفت پس خودش خوشش میاد خانومش که نسترن پرید تو حرفش و گفت کامران کلا تو ماه به زور پنج روز خونه ست بعدشم الان چند وقتی هست که یه مقدار مشکل چه جوری بگم نمیتونه زیاد کاری بکنه و زود ارضا میشه بابت اینم خودش ناراحت و چند باری گفته از هم جدا شیم الان هم تحت درمانه و همین جور پشت سر هم حرف میزد و میخواست یه جوری جریان رو ماست مالی کنه من که تا حالا مجتبی رو این جوری ندیده بودم واقعا ترسیده بودم صحبت های نسترن که تموم شد مجتبی گفت اقا کامران که خبر داره و مشکلی نداره منم یه مقدار ناراحت شدم که الان داره بمن میگه حالا میشه توضیح بدین چه جوریه و چیکار میکنین دوست دارم ببینم نسترن گفت اخه نمیشه که مجتبی پرید تو حرفش و یه چشم غره رفت و گفت یالا دیگه نباید ببینم زنم چیکار میکنه زود باشین دیگه خجالت نداره این که زنمه شما هم که فرقش براتون یه شورت پنج سانتیه . من میدونستم نسترن از خداشه چند باری به شوخی گفته بود یه تست بزن ببین میتونه جواب جفتمون رو بده منم که کله ام داغ بود بدم نمیومد مجتبی از جاش بلند شد نسترن به مجتبی یه نگاه کرد و گفت به خدا من مشکلی ندارم میترسم بعد با چشمش منو نشون داد و گفت ناراحت بشه من در جا گفتم نه عیبی نداره مجتبی گفت حله دیگه باید بریم تو اتاق نسترن گفت من باید اول دوش بگیرم

منم گفتم بدن من هم عرق کرده مجتبی گفت پس عیبی نداره اول سه تایی میریم دوش میگیریم پس اون نگاه کردن ها بی خودی نبود قشنگ معلوم بود بد جور چشمش دنبال نسترنه . دردسرتون ندم مجتبی که معلوم بود امپرش بد جور زده بالا گفت خیلی فس فس میکنین حموم و بعدش میریم به چشم بر هم زدنی به خودم اومدم دیدم رو تخت پاهامو بازو بلند کردم و نسترن لای پام داره حسابی به کوسم حال میده نفسم بند اومده بود تا حالا اینقدر حشری نشده بودم نسترن هم که همیشه من باید شروع میکردم جلو مجتبی ابرو داری کرد و اون داشت به کوسم یه حال اساسی میداد نمیدونم احساس میکردم خوردن و لیسیدن نسترن هم فرق کرده زبونشو تا ته تو کوسم فشار میداد و چوچوله مو دندون میزد به دقیقه نکشید که بدنم شروع به لرزش کرد ارضا شدم چشمم رو که تا اونموقع بسته بود بعد چند لحظه باز کردم نسترن هم که بد جور حشری شده بود اومد کنارم دراز کشید و گفت زود باش دیگه دیگه طاقت ندارم بعد پاهاشو بلند کردو شورتش رو که تا اونموقع در نیاوده بود جوری دراورد که قشنگ کوس و کونش رو نشون مجتبی بده سرم رو یه کم بلند کردم و به مجتبی نگاه کردم که جلوی تخت رو صندلی میز توالت نشسته بود به نسترن گفتم یه کم فرصت بده بد جور بی حال شدم نسترن که بد جور حشرش زده بود بالا و پاهاشو باز کرده بود و داشت کوسش رو میمالید مجتبی از صندلی بلند شد که چشمم افتاد به شلوارکش که کیرش جوری به سمت جلو راست شده بود که کش جلو شلوارکش چند سانتی از کمرش فاصله گرفته بود دیدم نسترن هم با حیرت داره کیره مجتبی رو سوک میزنه مجتبی که متوجه نگاه پر تعجب ما شده بود به نسترن گفت منم بدتر از کامران شما دو تا مشکل دارم بعد دستشو دو کیرش حلقه کرد و گفت اول اینه که هر کسی زیرش طاقت نمیاره دومیش برعکس اقا کامران درست میگم دیگه تا میاد بذاره درش ابش میاد دیگه کلی بتونه طاقت بیاره دوبار هم روش بماله و دیگه ادامه نداد و اومد رو تخت و رفت بین دو پای نسترن و بمن گفت عجله نکن تا حالت جا بیاد منم یه کم بلدم بعد شلوارکش رو کشید پایین که تازه معلوم شد چی اون زیر بوده یه کیر بیست وچند سانتی وحشتناک کلفت که دست خودش به زور دورش حلقه شده بود نسترن که با دیدنش کلی خر کیف شده بود مجتبی گفت بسه دیگه 69 بیا روش منم سریع بلند شدم رفتم رو نسترن کیرش رو اورد جلو صورتم و اول یه کم مالید رو لبم بعد به زور کله کیرش رو تو دهنم فشارداد و یه کم که با دهنم خیس شد دراورد و اروم گفت کوست رو یه کم رو دهنش فشار بده یهو جیغ نزنه منم همون کارو کردم واون که سر کیرش رو داشت رو چاک کوس نسترو میمالید یهو فشار داد جوری راحت نصف کیرش رفت داخل نسترن که معلوم بود داره جر میخوره تقلا میکرد ولی فایده نداشت مجتبی تند تند کیرش رو تو کوس نسترن عقب وجلو میکرد یه لحظه چشمم افتاد به بالای کوس نسترن که کیره اینقدر کلفت بود قشنگ حرکتش رو شکم نسترن معلوم بود نمیدونم چقدر طول کشید فقط متوجه شده بودم که نسترن دو بار ارصا شده بود مجتبی هم اشاره کرد که بلند شم و بلافاصله کیرش رو بیرون کشید و اورد جلو صورت نسترن و با چند تا تکون ابش رو تو دهن و صورت نسترن خالی کرد بعد سر کیرش رو رو اب کیرش که رو صورت نسترن بود میکشیدو داخل دهن نسترن میکرد.
hardcore,blonde,pornstar,ass,blowjob,tattoo,gagging,deepthroat,busty,cowgirl,american,big-ass,big-tits,reverse-cowgirl,doggy-style,tattooed,fake-tits

From:
Date: April 1, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *