Download complete video now!

جی جی چوچوله آویزون تو تاکسی تقلبی باید کوس بده

جی جی چوچوله آویزون تو تاکسی تقلبی باید کوس بده

تا همین چند وقت پیش که خودش زنگ زد سلام و احوال پرسی کردیمو خودشو معرفی کرد منم یه چند وقتی تنها بودم تقریبا یک سالی میشد با کسی هم سکس نداشتم سریع تحویلش گرفتم بعد چند مین صحبت کردن با هم قرار گذاشتیم که همدیگه رو ببینیم فرداش با ماشین رفتم دنبالش وقتی دیدمش نشناختم کلی عوض شده بود حسابی به خودش رسیده بود و خیلی نازو خوشگل شده بود خلاصه اومد نشست تو ماشین و یه ساعتی با هم دور زدیم از خودمون گفتیم اون گفت که خواستگار اومده واسش و میخواد ازدواج کنه همین روزا گفتم ای سگ تو این شانس به روش دیگه نیاوردم که تو که میخواستی ازدواج کنی واسه چی به من زنگ زدی دورامون رو زدیمو رسوندمش خونشون موقع برگشتن همش داشتم به استیل و قیافش فکر میکردم خوار کسه عجب چیزی شده بود داشتم دیوونه میشدم دیگه ، هی تو این فکر بودم که اینو چه جوری بکنمش که یه فکری به سرم زد گفتم

جی جی چوچوله آویزون تو تاکسی تقلبی باید کوس بده

سکس
ی‌ سینه هاشو بمالی کوسش بذاری
من اکثرا کیرم راست میشد وقتی‌ که به او فکر می‌کردم چندین بار به بهانه کشتی‌ گرفتن اونو میما لندم و چند بار کیرشو گرفتم و حس کردم که خوشش میاد تا چند وقت بعد یه روز که تنها بودیم گفتم میای کشتی‌ بگیریم گفت باشه در حال کشتی‌ گرفتن کیرشو گرفتم و باهاش بازی کردم اونم خوشش اومد گفتم می‌تونم بذارم لای پاهات قبول کرد و خودشو محکم میچسبند به کیر من، اون روز خیلی حال کردیم اونم آبش اومد و من هم آبمو ریختم در سوراخش ، این کارهای ما ادامه داشت تا یه روز وقت حال کردن گفت آبتو بریز توی کونم گفتم می‌تونم بکنم تو کونت گفت اره، گفتم از دردش ناراحت نمیشی‌ گفت نمیدونم، ولی‌ بکن توش، کیرمو خیس کردم و گذاشتم در کونش با فشار فرو کردم توش آهش بلند شد طوری که بلند شد و ایستاد داشت گریش میگرفت من هم ناراحت شدم و هم ترسیدم ولی‌ انروز گذشت و اتفاقی‌ نیفتاد ، در دفعه بعد گفت بکن توش گفتم یادته اون دفعه درد داشتی و منو حسابی‌ ترسوندی گفت اشکال نداره بکن من هم مستقیم رفتم سراغ کونش وکردم توش این دفعه یه کم ناله کرد ولی‌ خیلی دوست داشت، من هر بار زمان کردن براش جلق میزدم و آبش میامد، چند بر ازش پرسیدم تو دوست نداری بکنی‌ گفت نه، این رابطه ما یه یک سالی‌ طول کشید و از هر فرصتی استفاده میکردیم، تا اینکه یه روز ازش پرسیدم تو دوست نداری با یه دختر حال کنی‌ سینه هاشو بمالی کوسش بذاری گفت نه دوست ندارم ، و بعدش یه چیز عجیب گفت که شاخ در آوردم گفتش تو دوست داری که مینا رو بکنی‌،

تینیجر حشری و خدمتکار کوسو

لختش کن ، اونو لخت کردم
آوردم گفتش تو دوست داری که مینا رو بکنی‌، مینا خواهرش بود که ازدواج کرده بود، گفتم کدوم مینا گفت خواهرم دیگه گفتم چی‌ داری میگی‌، ولی‌ دیدم خیلی جدی این فنتزی رو داره من که اصلا فکرشو نمیکردم باهاش همراهی کردم و در خیال او من مثلا مینا رو میاوردم خونه و میکردمش اونم نگاه میکرد انواع حالت‌ها رو که دوست داشت می‌گفتم و اونم حسابی‌ حال میکرد، یه بار فقط از روی کنجکاوی ازش پرسیدم اگه تو زن بگیری میدی زنتو بکنم گفت آره ولی‌ دیگه در اون مورد صحبت نکردیم تا اینکه زمان سربازی رفتن او رسید و رفت خدمت هر بار که به مرخصی می‌‌آمد من میکردمش، و از دادن هاش به سربازها تعریف میکرد و هنوز هم من باید مینا را واسه اون می‌کردم، سربازیش تموم شد و بر گشت، کم کم رابطه ما سرد شد و راستش من هم دیگه نمیخواستم، تا اینکه یه روز یه خبر عجیب شنیدم و اون اینکه پسر عمه می‌خواد زن بگیره ، و واقعا خوشحال شدم، یه جشن خوب و مفصل و رفتن سر خونه و زندگی‌، بعد از تموم شدن همه مهمونی ها سعی‌ می‌کردم زیاد باهاش روبرو نشم

زن بگیرم اونو میدم بکنیش
یه شیش ماهی‌ گذشت و منو یه شب دعوت کردن. خلاصه رفتم اونجا بعد از پذیرایی گفت شب بمون و من واقعا معذب بودم وقبول نکردم ولی‌ از خودش و خانمش اصرار به هر حال موندم وقت خواب شد و رفتم توی اتاق دراز کشیدم ولی‌ خوابم نمیبرد یه ساعتی‌ گذشت دیدم اومد تو اتاق گفت چیه خوابت نمیبره گفتم الان دیگه میخوابم چون جای خوابم عوض شده خوابم سخت میبره ، گفت یادته عزم پرسیدی که اگه زن بگیرم اونو میدم بکنیش و من که کاملا یادم بود و به یادش بارها جلق زده بودم گفتم نه من اصلا چنین حرفی‌ نزده‌ام گفت میدونی‌ که گفتی‌ و حالا وقتش شده که اونو بکنی‌، گفتم احمق این حرفارو نزن من همین الان از اینجا میرم، گفت نه بخدا الکی‌ نمیگم اونم می‌خواد خودت بیا نگاه کن، با وجودی که باورم نمی‌شد، باهاش رفتم تو اتاق خوابشون دیدم که زنش دمر روی تخت خوابیده، میترسیدم با خودم فکر کردم که پسر عمه میخواد انتقام بگیره، گفت بیا جلو بهش دست بزن، اولین جایی‌ که دست زدم گردنش بود می‌خواستم ببینم که آیا زنده هست،بدن گرمش رو حس کردم که داشت نفس‌های کوتاه می‌کشید و این علامت این بود که حسابی‌ حشری شده، با دستم رونهاشو لمس کردم یه لباس نازک خواب پوشیده بود اونو بالا زدم اونقدر شهوتی شده بودم که اصلا حضور پسر عمه رو از یاد برده بودم، یه دفعه گفت لباساتو در بیار اینو پسر عمه گفت من هم لخت شدم و افتادم روی زنش شونه هاشو گرفتم و بوسیدمش هیچی‌ نمیگفت گفتم بیداری؟ جوابم نداد ، پسر عمه گفت لختش کن ، اونو لخت کردم کسشو میمالیدم وحس کردم که خیس شده اونو برگر دندم سینه هاش بزرگ با خوردنی بودن کیرم رو گذشتم وسط سینهاش گرفتش و باهاش بازی کرد یه صدا آمد بکن تو کوسش، پاهاشو از هم باز کرد و کوسش که مثه یه دختر باکره بود زیر کیرم قرار گرفت تا ته کردم توش، ناله هاش نشان از لذت بود با چند بر رفت و آمد آبم رو در کوسش ریختم و پسر عمه رو دیدم که آبشو توی دستمال خالی‌ کرد. صبح فرداش انگار که هیچ اتفاقی‌ نیفتاده بود
verified profile,sperm,sex,creampie,panties,doggystyle,fuck,lingerie,fat,big-ass,thick,reverse-cowgirl,pawg,leggings,big-butt,big-booty,step-brother,step-family,prone-bone,step-fantasy

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *