Download complete video now!

خاله الکسیس با کوسش ور میره میکنه خلاصه یه مسیری رو پیاده

خاله الکسیس با کوسش ور میره

من خیلی عاشق سکس با زنای سن لا و چاق هستم برا همین همیشه دنباله اینطور زنا بودم من تهرانسرم یروز ساعت 7شب که از دانشگاهم تو فردسی برمیگشتم رسیدم ازادی منتظر تاکسی تهرانسر که دیدم یه خانم شاسی بلند و چاق سن بال وایساده گفتم کجا میرید با لبخند گفت تهرانسر
گفتم پس هم مسیریم خلاصه یه تاکسی اومد دوتامون مشستیم پشت و من پاهام چسبید بهش رسیدیم مقصد پیاده شد منم پیاده شدم
و شروع به صحبت کردم که گفت هنوز مجرده و 48سالشه و تنها زندگی میکنه خلاصه یه مسیری رو پیاده قدم زدیم ودر مورد کار و چیزای دیگه حرف زدیم
گفتم میتونیم دوس شیم گفت که من بزرگترم از تو و تو حیفی گفتم عاشق زن سم بالام شماره گرفتم دست دادیم دستشو بوسیدم و جدا شدیم
خاله الکسیس با کوسش ور میره
سلام داستانی رو که میخام تعریف کنم مال چند وقت پیش هستش

اسم من خسرو 20 سالمه دانشجوی یکی از دانشکده ها تو تهران هستم چند سالی بود که تو یکی از منطقه ها مسکن گزین شده بودیم یکی از همسایه های مان دو پسر داشت به اسم های علی و رضا که رضا پسر حدود 13 ساله هستش وقتی اولین بار رضا رو دیدم یک حسی رو احساس کردم که سابقه نداشت بلی من عاشقش شده بودم عاشق اون چشاش لباش،بدنش ولی جرات نمیتونستم بهش نزدیک بشم هر شب به یاد عشقش میسوختم تا اینکه آهسته آهسته خودمو بهش نزدیک کردم و دوستی مان آغاز شد کم کم بهم نزدیک تر شدیم دوستی مان خیلی محکم شده بود زیادتر اوقات را باهم میگذروندیم تفریح ، پارک ، گیم ، استخر ، همه جا با هم بودیم ولی هنوز هم نمیتونستم بهش بگم که من عاشقشم تا اینکه چند وقتی گذشت یه روز رخصتی بعد اینکه برگشتیم خونه و برنامه داشتیم که پلی استیشن بازی کنیم در جریان بازی دلمو زدم به دریا و بهش گفتم رضا گفت بلی گفتم میخام یه

خاله الکسیس با کوسش ور میره
خاله الکسیس با کوسش ور میره

سکس

چیزو بهت بگم گفت بگو گفتم من عاشقتم در جا خشکش زد همون لحظه خودمو بهش نزدیک کردم و یه لب ازش گرفتم چنان لبی که توصیفش رو نمیتونم ولی دیری دوام نیاورد و رضا خود را دور کرد و رفت دو روز هم دیگرو ندیدیم و ذهنم همش درگیر رضا بود بلاخره بعد دو روز اونو دیدم گفت میخام باهات حرف بزنم گفتم باشه گفت اینجا نه بریم خونه تون اومدیم خونه تو اتاق من گفت ببین خسرو حس ات رو نسبت به خودم میدونم و باید اینو بدونی که من هم همین حسو نسبت به تو دارم و عاشقتم وقتی این جمله رو شنیدم خشکم زد در جا لبم رو گذاشتم رو لباش قدش یه 20 سانت از من کوتاهتره چنان لب گرفتیم که نمیشه توصیفش کرد پرتش کردم دوباره لبامو گذاشتم تو لباش اون مال منو میخورد من مال اونو همینطور گردن هم دیگه رو میخوردیم اهسته اهسته لخت شدیم و من از لب ها گرفته تا گردن سینه هاشو میخوردم و پاینتر اومدم رسیدم به کیرش که حدود 12-14 سانت بود نازک و قلمی کیرشو هم چنان ساک زدم و رسیدم به اون کون بی مو ناز و صورتیش اینقد لیسش زدم اینقد خوردمش چنان لذت داشت که نمیتونم وصفش کنم داشتم کونشو میخوردم که گفت بسه و شروع کرد به خوردن گردن و سینه هام همینطور داشت با دستاش کیرمو عقب و جلو میکرد کیرم حدو 16-17 سانته و کلفت رسید به کیرم چنان ساکی زد که نزدیک بود ابم بیاد منو خابوند و شروع به لیس زدن کونم کرد چنان لیس میزد که عین لیس زدن ابم اومد و همش ریخت بالای شکمم با دستمال پاکش کردم یه ذره بی حس شدم رضا روغن زیتون رو از کمد برداشت آورد یه ذره به کیرش زد و همچنان به کون من اول انگشت کرد داشتم از لذت میمردم تا سه انگشت پیش رفت کونم خیلی تنگ بود چون تاحالا انگشت هم نخورده بود بعد زیر کمرم بالشت گذاشت و کیرشو تنظیم کرد به سوراخم اهسته اهسته کرد توش چنان دردی سراغم اومد چنان جیغی کشیدم که نمیشه بیان کرد چند لحظه یی نگه داشت

خاله الکسیس اوله صبح باید کوس مالی کنه

و اهسته آهسته تلنبه زدن رو شروع کد حدود 15 دقیقه تلنبه زد من جیغ میکشدیم و لذت میبردم هم درد هم لذت و کونم هم خونی شده بود بعد احساس کردم کونم داغ شد بلی رضا آبشوو ریخته بود توم و خودش بیحس شده بود و خودشو انداخت به آغوشم داشتم لب میگرفتم و کیرش تو کونم بود احساسی که نمیتونم بیانش کنم آهسته آهسته کیرش خوابید و من هم رفتم کونمو تمیز کردم و دوباره اومدم و یه ساک بهش زدم کیرش دوباره بلند شد رفتم سراغ کونش خیلی لیسش زدم و با روغن انگشت کرد خیلی تنگ بود هم خوردست هم تنگ تا حالا با کسی رابطه نداشت کیرمو هم روغن زدم پاهاشو دادم بالای شونه هام و کیرمو تنظیم کردم به سوراخش و با یه حرکت دادمش تو جیغی کشید که فک کردم همه همسایه ها خبر شد همین لحظه کیرمو نگه داشتم توش و لبامو گذاشتم لباش آهسته آهسته تلنبه زدن رو شروع کردم لذت اش بدون وصف بود حدود 18 دقیقه تلنبه زدم و اون اه و اوه میکرد و من همزمان سینه هاشو میخوردم و لب میگرفتم احساس کردم ابم میاد تلنبه هامو سرعتشو زیادتر کردم و با تمام قدرت ابمو ریختم توش و بی حس شدم و افتادم روی رضا کیرم تو کونش بود و داشتیم لب میگرفتیم اهسته اهسته کیرم تو کونش کوچیک شد و هردو مون بی حس و حال تو آغوش هم بودیم بعد یه ساعت یه دوش گرفتیم لباسامونو پوشیدیم و یه لب گرفتیم تشکری کردیم و اون رفت
بعد اون هفته سه الی چهار بار باهم رابطه داریم و لذت میبریم ممنون که تا اخیر خوندید در ضمن یاد آور بشم که داستان 100%
teen,creampie,amateur,homemade,young,big-cock,cum-in-pussy

From:
Date: April 11, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *