Download complete video now!

خاله الکسیس به مدرسه میرود و گاییده میشود

خاله الکسیس به مدرسه میرود و گاییده میشود

بردمش رو تخت شروع ب لبو بعدش شروع کرد ب ساک زدن ک گفتم کافیه واستا ایسستاد جلو اینه من از پشت کردم جلوش کیرم رف جلوش داغ بود تلمبه میزدم محکم محکم اونم حال میکردو ناله بغدش دراز. کشیدم پایین تخت اومد رومو تلمبه میزد گفت هر وقت اومد بریز توم من قرص میخورم. بعده ی بیس مین سکس ریختم ولی اون هنو ارضا نسده بود پاشدم ک برم بیرون گف هنوز سیخه گفتم خب ک چیگف بیا بکن ارضا شم منم از مجبوری باز ادامه دادم ولی اصن حال نکردم تا ارضا شد بعدش رفتم و از خودم مثه سگ بدم اومد ولی ب سع بار بعدش سکس کردیمو الان اصن ندبذمش و حتی پیامم بهم نمیدیم ولی من پسر خالمو میبینم و از خودم بدم میاد
این خلاصه کل موصوع بود و واقعی
نمیدونم چرا نوشتم ولی خاستم ببینم شما چ فکری چ نظری دارید ک میدونم همش توهینه ک لیاقتمه.
خاله الکسیس به مدرسه میرود و گاییده میشود
طبق معمول سره کار وقت استراحت پا رو پا انداخته بودم و دراز کشیده بودم ، داشتم به کارهایی معوقه از قبلم فکر میکردم .
تو همین فکر ها بودم که فکرم رفت به هزار جا ، یادم افتاد که مدت ها پیش خانومی موجه و با متانت خاصی وارد کارگاه ما شد ، مث اینکه صاحب کارگاه میخواست کارگاه خیاطی رو واگذار کنه به این خانوم و به یک شغل و حرفه دیگری رو بیاره .
خانومی بود قد بلند سبزه و درشت ، خانم رضایی .

خاله الکسیس به مدرسه میرود و گاییده میشود
خاله الکسیس به مدرسه میرود و گاییده میشود

سکس
منم که آدمی هیز و چشم چرون و البته خوش بیان هر طور شد خودمو تو دلش جا انداختم .
تا اینکه بلاخره روز شنبه ای دیدیم ایشون کارگاه رو تحویل گرفته و الان سرپرست جدید کارگاه ما شده .
روز های اول یادمه که خیلی سخت گیرانه و جدی با ما برخورد میکرد تا اینکه کم کم با ما آشنا شد و کمتر سخت میگرفت .
داستان سکس من با زهرا ( خانم رضایی ) از اونجایی استارت خورد که روزی به دلیل نوسان جریان برق و نبود محافظ ولتاز تعدادی از وسایل برقی کارگاه خراب شد . به من گفت بیا بریم یک تکنسین پیدا کنیم تا اول سیم کشی های کارگاهو درست کنه بعدشم چندتایی محافظ ولتاز بخریم .
تو راه بودیم که من داشتم ریز به رون و سینه هاش نگاه میکردم و حسرت اونا رو میخوردم که چرا مال من نیست !
دیگه تقریبا خرید ها تمام شد و تکنسین اوکی شد، ظهر شده بود که گفت بریم ناهار بخوریم منم هیچی نگفتم و رفتیم واسه ناهار .
موقع ناهار از خودم پرسید ، شرایط زندگیم ، سنم و …
منم گفتم یه ادم لیسانسه خیاط و شرایط مالی متوسط اونم کم و بیش راجب خودشو زندگیش واسم تعریف کرد منم دیدم که واقعا زن خود ساخته ای بوده که بعد طلاق از همسرش برای خودش زندگی مستقلی ساخته بود .
روز به روز جیک تو جیکامون بیشتر میشد و بهم نزدیک تر میشدیم و کم کم داشت رابطه ی عاطفی بینمون شکل میگرفت و وابستگی به هم پیدا کردیم .
مونده بودم که چطور بحث سکس رو وسط بکشونم که ناراحت نشه تا اینکه یک روز تو کارگاه دراز کشیده بودم ، خسته ، بوی عرق میداد لباس کارام ، کثییییف.

گروپ سکس همه پورن استار ها ی معروف

دیدم زهرا خرج کار خریده گفت که بیام کمکش کنم از داخل ماشین خالی کنم . تا بش سلام کردم و نزدیک شدم بم گفت این چ سر و وضعیه . منم گرمی هوا رو بهونه کردم قانع نشد . گفت بیا بریم خونه من برو دوش بگیر ناهار بخوریم برگردیم .
خلاصه رفتیم خونش ، من تا رسیدم ، سریع رفتم حموم و دوش گرفتم . از حموم که اومدم بیرون تازه برای اولین بار بود که بدنشو بدون پوشش اضافه میدم . ساپورتی طوسی و تنگ ، تاپی زرشکی . فقط همین دوتیکه لباس تنش بود.
پاهایی دراز و کشیده و پر ، کونی درشت ، کمری باریک ، سینه 85 و موهایی بلند .
موقعی که سفره رو پهن کرد تازه دیدم که چقد اینطوری خوشگل و سکسی تر از اونچیزی که من تصور میکردم بوده ، سفره رو چید ، غذا رو میل کردیم ، تمام شد . داشت سفره رو جمع میکرد که گفتم بزار کمکت کنم . منم ظرفا رو بردم رو اپن اشپزخونه گذاشتم و داشتم به سکس با زهرا فک مییکردم . بلاخره با خودم تصمیم گرفتم که امروز باید من کاری رو که مدت ها به دنبالش بودمو تموم کنم . دل و زدم به دریا رفتم تو اشپزخونه دیدم زهرا داره ظرف ها رو میشوره از پشت اومدم بغلش کردم دست هامو انداخته بودم دور شکمش و سفت گرفته بودمش دیدم ، دیدم اونم ممانعتی نکرد و خوشش اومد و شروع کردم پشت گردنشو ماچ کردن ، بوس های ریز و گاهی هم گاز ریز میگرفتم ، کم کم دستامو بردم طرف سینه هاش ، از بس که شهوتی شده بود سینه هاش سفت شده بود و نوکش سیخ ، داشتم سینه هاشو مالش میدادم . سینه هاش به حدی بزرگ بودن که براحتی هر کدومش کف دستمو پر میکرد ، دیدم نفس هاش نا منظم و بلند تر شده ، در همون حین یک دستمو بردم سراغ شرتش
کسش پف کرده بود . قشنگ معلوم بود که از قبل خودشو واسه این روزی اماده کرده بود ، از روی شرت کسشو میمالیدم ، نگاهی بهش انداختم دیدم از شدت هوس و شهوت لبشو گاز میگیره و چشاشو بسته بود . تو یه عالمه دیگه سیر میکرد . دستشو گرفتم بردمش رو کاناپه . سینه به سینه بش چسبیدم داشتم زیر گلوشو میک میزدم و بوس میکردم که صدای نفس هاش تغییر کرد دستمو یواش از پشت کردم تو شرتش و سوراخ کونشو انگشت میکردم ، باورمون نمیشد که داریم این کار میکنیم . شروع کردم به خوردن نوک سینه هاش و انگشتمو تو سوراخ کونش فشار میدادم ، داشت از خر کیفی میمرد . سوراخ کونش برای یک انگشتم به راحتی جا باز کرده بود وقتی که مطمین شدم انگشتم تا ته تو کونشه با انگشت وسطی کم کم کوسشو میمالوندم ، چقد خیس و البته داغ بود ، وقتی دیدم کسش اب انداخته سرمو گذاشتم بین پاهاش و شروع به مکیدن کسش کردم صداش بلند شده بود اروم زبون میکشیدم رو کسش ، با هر بار زبون کشیدن یه پیچی به بدنش میداد کم کم زبونمو داخل کسش فرو کردمو زبونمو بالا پایین میکردم که طاقتش تموم شد و گفت بسه پس کی میکنی توش ، کشتی منو !!!!
منم بلند شدم روش خودمو انداختم با دستم کیرمو گرفتم و اروم گذاشتم لب کوسش و شروع کردم به فشار دادنش از بس که خیس و لیز شده بود به کمترین فشار کیرم رفت داخل و اروم ریز عقب جلو میکردم خودمو انداختم روش نفسای داغشو روی گردنم حس میکردم و که همین باعث شد شدت و سرعتمو زیاد کنم ، از نفس داشت میوفتاد ک کیرمو کشیدم بیرون تا حالش جا بیاد . بر عکسش کردم یک بالشت گذاشتم زیر شکمش کونو و کوسشو قمبل کردم چه کونه درستی داشت . از پشت ، سره کیرمو کردم تو کوسش شروع کردم به تلمبه زدن از بس که کونش بزرگ بود صدای تلمبه هایی که میزدم بلند بود ، چه صحنه ای شده بود . از شدت عشق و حال جیغ میکشید و اسممو صدا میزدم سرعت تلمبه هام زیاد شده بود که به یکباره دیدم از صدا افتاد و کونشو غیر اختیاری هی تکون میده و یه آهی کشید که فهمیدم ارضا شده . منم کشیدم بیرون از کسش و یک تف انداختم رو سوراخ کونشو با انگشتم کردمتو ، انگشتمو در اوردم یک تف دیگه انداختم رو سره کیرمو گذاشتم دره کونش و اروم اروم فشار میدادم تو که دردش میگرفت و اهی از سره درد میکشید . کیرم تو کونش جا گرفته بود و عقب جلو میکردم تا دیدم که دیگه از درد خبری نیس من دراز کشیدم رو کاناپه و اون گفتم بشینه رو کیرم . سوراخ کونشو تنظیم کردم رو کیرم بالا پایین میشد چقد خوب این کارو میکرد . دیگه کم کم داشتم شل میشدم ابم میومد ، بش گفتم سریع تر بزن داره ابم میاد اونم با شدت بیشتری کونشو میکوبید رو کیرم ، صدای تلمبه زدناش حشرمو بیشتر کردم و ابمو خالی کردم تو کونش هنوز تلمبه زدناش ادامه داشت ، عصاره وجودمو ازم گرفت نای نداشتم ، با همون حال زدم به کونش گفتم بسه ، از حال داشتم میرفتم یه چند دقیقه به همون حالت افتاده بودم ، احساس خالی شدن و سنگینی تو بدنم کردم چقد حال خوبی بود .
بعدشم که حالم جا اومد رفتیم حموم دوش گرفیتم و اومدیم سر کار . دیگه الان هم در هفته پنج شبش خونه زهرا میخابم و با هم زندگی میکنیم .

pole,naughty-america,stripper-pole,cheating-husband

From:
Date: April 11, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *