Download complete video now!

خواهر ک کس باشه برادر حشری میشه میگرفت به سمیرا گفت بسشه

خواهر ک کس باشه برادر حشری میشه

پاهاش ماساژ میداد و میمالید و عرق کف پاهاش رو روی دهن و بینی فاطمه میمالید.وقتی پاهاش رو از روی صورت فاطمه برداشت صورت فاطمه سرخ و خیس شده بود.من توی اتاق کیرم سیخ شده بود و آبم داشت میومد.آیدا که داشت فیلم میگرفت به سمیرا گفت بسشه دیگه.گناه داره.فاطمه به نگاهی مظلومانه از زیر کف پاهای عرقی سمیرا کرد و گفت:تو رو خدا بسه!!!!سمیرا به فاطمه گفت:باشه تمومش میکنم ولی برای اینکه درسه عبرتی بشه برات اول کف پاهامون رو باید لیس بزنی تا این فیلم و عکس ها رو به همسایه ها نشون ندیم و آبروت رو نبریم.فاطمه گفت مثلا به کی نشون میدین؟آیدا گفت:زن همسایه طبقه پایین یا دخترت!یا همسایه روبرویی که خیلی با جینگین.فاطمه اول شروع کرد به التماس ولی آخرش مجبور به این کار شد.آیدا و سمیرا به سینه خوابید روی زمین و فاطمه رفت جلوی کف پاهاشون و شروع کرد به لیسیدن.اول همش کف پاهای آیدا رو میخورد و اصلا طرف کف پاهای سمیرا نمیرفت.سمیرا گفت:چرا از عرق کف پاهای من نمیخوری؟
فاطمه گفت:تو رو خدا!!!تو پاهات خیلی بو میدن و عرقش تنده!این حرف و که زد سمیرا گوشیش رو برد روی حالت فیلم برداری و داد دست آیدا و صورت دو زانو نشست و صورت فاطمه رو برد بین کف پاهاش و کونش و نشست روی سره فاطمه جوری که صورت فاطمه روی کف پاهای سمیرا بود و پشت سره فاطمه زیره کون سمیرا.سمیرا گفت کف پاهام رو قشنگ میلیسی و میخوری تا بزاریم بری.فاطمه هم به ناچار کف پاهای سمیرا
کس دادن به برادر
بعد از داشتن یک رابطه عاطفی ناموفق با دوست پسرم که رفیق برادر کوچکم بود و البته به رابطه از پشت هم کشید همه چیز رو ول کردم چون بار دوم علاوه بر خودش دوستش هم وارد رابطه ما کرد و چون اون موقع لخت بودم ناچارا به این رابطه دونفره تن دادم ولی خوب شانس آوردم فقط از پشت بود از اون موقع دیگه رفتم سمت درس قصدم قبولی تو دانشگاه بود. تنها امید من برای موفقیت دایی و برادر کوچکترم بودن..
افشین 25 سالش بود اون روزهایی که به امید قبولی در کنکور درس میخوندم یواش یواش متوجه نگاه های سنگین برادرم روی بدن و باسنم شدم.اولش فکر کردم اتفاقیه ولی بیشتر که دقت کردم دیدم اتفاقی نیست از روی عمده.. این نگاه کردن ها که بیشتر شد کم کم نگران شدم. شاید دلیل اصلی این کارش مطلع شدنش از جریان من و مجید دوست پسر سابقم بود. نمیدونم چطوری فهمیده بود ولی یک روز منو گوشه ای کشید و جریان رو به من گفت ازم پرسید با مجید رابطه داشتم یا نه وقتی گفتم نه، خندید و رفت.میگفت هر وقت راستشو گفتم باهاش حرف بزنم. سرانجام تو تلگرام به رابطه از پشت اعتراف کردم. تو تلگرام که اعتراف کردم جوابش به من یک کلمه بود: جون….
و این شد شروع بدبختی های من……

سکس

کس و کونتو خورد
از همون زمان به بعد بود که نگاه کردنش به بدن و باسنمو علنی کرد. با وجود اینکه زیاد جلوی افشین ظاهر نمیشدم ولی تو تلگرام ول کنم نبود تو محیط تلگرام برای اینکه مستقیم با من صحبت نمیکرد خیلی پرروتر بود. بیشتر حرفاش در مورد دوستی من و مجید بود. یک روز می پرسید چطوری با مجید دوست شدی بعد حرفو میکشید به رابطه من و مجید یک روز هم از دوست دختراش میگفت و اینکه دنبال یه کیس جدیده باز آخرش حرفو میکشید به رابطه من و مجید. چند وقت بعد دیگه تو تلگرام راحت در مورد کردن مجید و دادن من حرف میزد ازم می پرسید وقتی میکرد درد داشتی؟ گریه کردی؟تا حالا هر دختری کردم گریه کرده. چند بار کرد؟ به تو هم حال داد؟ چند دقیقه کرد؟ کجا ریخت؟ کس و کونتو خورد؟ وقتی میکردت در مورد من حرفی نمیزد؟ این سوال ها رو که می پرسید من جای اون خجالت می کشیدم .به من که خواهرش بودم نظر سو داشت.یک روز این قدر حرف های رکیک و زشت زد تا کلافه شدم و گفتم حرف حسابت چیه؟ خیلی راحت برگشت گفت من خواهر نمیخوام بلکه میخوام که جای خواهرم دوست دخترم باشی البته از همون مدلی که برای مجید بودی میخوام یه کون ممنوعه بکنم ببینم چه مزه ای میده.. التماس های افشین هر روز تو تلگرام ادامه داشت. میگفت مطمئن هستم مال تو با مال دخترای دیگه فرق داره. میگفت فقط یک بار میخوام در عوض هر چی بخوای برات میخرم. سرانجام با خودم لج کردمو خلاف خواسته خودم عمل کردم .

خواهر ک کس باشه برادر حشری میشه

کوسمو جر دادی

داغی کیرشو لای کونم حس کردم
با خوردن ضربه ای آروم به انگشتای پام بیدار شدم. توی اون تاریکی و نور کم یه لحظه افشین رو پائین پاهام دیدم که انگشتشو به نشانه هیس جلوی دهنش گرفته. با اشاره ازم خواست بلند بشم. افشین تا از اتاق بیرون اومدم دستشو لای چاک کونم قرار داد به سمت اتاقش هول داد. چیزی نمیگفتم. دستاش همچنان لای کونم می چرخید. سریع منو وارد اتاقش کرد درب رو بست. یک رختخواب وسط اتاقش انداخته بود . دستمال کاغذی و کرم مرطوب کننده هم برداشته بود. .سریع پیراهنش رو درآورد. از من هم خواست لخت بشم ولی خجالت می کشیدم. آخرش به من گفت برو دمر روی رختخواب بخواب. رفتم خوابیدم بدنم می لرزید. کاشکی این آدم که میخواست منو بکنه یه غریبه بود. در حال درآوردن شلوارش ازم خواست شلوار و شورتمو پائین بکشم که خجالت می کشیدم. خودش لخت مادر زاد اومده بود روی من پل زده بود و همچنان التماس میکرد شلوار و شورتمو پائین بکشم.این قدر گفت تا بالاخره دستامو دو طرف شلوار و شورتم قرار دادم تا زانو پائین کشیدم. آه و اوخ آرومی کرد بلافاصله داغی کیرشو لای کونم حس کردم. روی من کاملا دراز کشید تاپ و سوتینم درآورد . چند لحظه کیرشو لای کونم حرکت داد بعد بلند شد در حالیکه کیرشو با کرم چرپ میکرد به من گفت هر چی بخوای برات میخرم فقط بذار بکنمت… وقتی کیرشو روی سوراخ عقبم حس کردم فهمیدم همه چی تمومه…. چند لحظه بعد گریه من بود و آه و ناله های افشین و دردی که به دردهای دیگه من اضافه شد. افشین آخرین ضربه رو بعد از چند دقیقه تلمبه زدن به بند بند وجودم زد کیرشو تو کونم نگه داشت. چند لحظه بعد ورود مایع گرم و داغی رو تو کونم حس کردم که هر لحظه زیاد تر میشد. کارش که تموم شد سریع از روی بدنم پا شد . لباس هاشو پوشید و به من گفت سریع لباس هامو بپوشم. از ترس داشتم سکته میکردم. هل هلکی لباس هامو پوشیدم از اتاق افشین بیرون زدم ساعتو نگاه کردم 12 شب بود . بدون کار اضافه ای رفتم تو اتاقی که مادرم و پدرم اونجا بودند کنار مادرم دراز کشیدم.از ترس فرصت نکردم به دستشویی برم. هنوز سرمو روی بالشت نگذاشته بودم که خوابم برد. صبح ساعت 11 از خواب پا شدم….. افشین بر خلاف قولی که داده بود با یک بار راضی نشد. ولی بیشتر از قبل به من می رسید. هر بار شهوتش بالا میزد سراغ من میومد. رابطه من و افشین متاسفانه هنوز هم ادامه داره.
verified profile,porn,fucking,hardcore,hot,rough,doggystyle,amateur,homemade,wife,fuck,asian,cowgirl,pussyfucking,cute,hard,indian,hardsex,couple,amateurs

From:
Date: March 28, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *