Download complete video now!

خواهش میکنم کونمو بکن خودشونم آروم میشن سولماز گفت

خواهش میکنم کونمو بکن

بهم کون میدی با کف پام
من آیلین هستم و اهل تبریزم تو داستان قبلیم که چند ماه پیش منتشر کردم یه روز معمولی حقارت آرش زیر پاهام رو براتون تعریف کردم یه مدت درگیر درس و امتحانات بودم و وقت نداشتم بنویسم تا اینکه امروز وقت رو مناسب دیدم برای نشر بقیه ی خاطراتم حدود یه هفته پیش بود که سولماز دوستم که از جریان من و آرش خبر داشت بهم گفت که خیلی دوست داره برده داشتن رو تجربه کنه منم براش یکم ناز کردم اما آخرش قبول کردم که یه روز آرش رو بذارم زیر پاش به آرش زنگ زدم و گفتم فردا بیا تبریز با تمام سختی و مشکلاتش دستورم عوض نشد و گفتم حتما باید بیای ما خونمون مهمون داشتیم و من به بهانه ی درس خوندن ماشین بابام رو برداشتم و رفتم رشدیه خونه ی سولماز اینا زنگ زدم و رفتم بالا سولماز درو باز کرد وای چه قدر جیگر بود مثل همیشه چشمای درشت مشکی و پوست سفیدش بی نظیر جذاب نشونش میداد بوسیدمش و وارد خونه شدم کفشامو در آوردم و گذاشتم تو جاکفشی و رفتم نشستم تو پذیرایی سولماز بهم گفت توله رو چرا نیاوردی؟گفتم زنگ زدم آدرس دادم داره میاد یه نیم ساعتی نشستیم و سریال گوزل رو نگاه میکردیم تا زنگ زد به گوشیم بهش گفتم کجایی حیوون گفت دم در آدرسی که دادین درو باز کردم و واحد رو بهش گفتم با سولماز نشسته بودیم و فیلممون رو نگاه میکردیم در باز شد سلام کرد یه سر تکون دادم گفتم برو تو اتاق لخت شو بیا زیر پامون گفت چشم ارباب آیلین گفتم بدو توله سگ دو دقیقه بعد لخت با دودول کوچولوش اومد زیر پامون سوماز نگاش کرد و بهم به ترکی گفت حقارت از قیافش میباره منم خندیدم و گفتم تازه کجاشو دیدی؟ ببین چه قدر تحقیرش کنیم این بیچاره رو مطمئن بودم حرفامون رو نمیفهمه یکم نگاش کردم چشمای حقیرش کنجکاو بود که ببینه ما چی میگیم زدم تو صورتش بهش گفتم تو چیه منی بدبخت گفت سگ کونی شمام خاک کف پاتونم سگ مطیعتونم زدم تو سرش و گفتم بسه حقیر سولماز از خنده غش کرد گوش آرشو گرفت و پیچوند آرش خیلی دردش گرفت منم با پشت دست زدم تو دهنش طفلی عین مرغ میترسید سولماز بهم به ترکی گفت چه قدر آلتش کوچولوعه گفتم حالا ببین چیکارش میکنم از تو کیف ابزار bdsm یه جعبه آوردم و گفتم سولماز میگه دودول آرش چه کوچیکه دودولی که کوچیکه رو باید قفل کرد و بست تا درد بکشه قفلش کردم و سولماز خندید گفت وای چه باحاله کلیدشو بده بندازم تو دسشویی اینجوری بمونه آرش طفلی از ترس رنگش پرید گفتم آرش کلید قفلو بندازیم تو چاه؟ اشک تو چشاش جمع شد و استرس گرفت وای چه قدر حال میداد این ترس و استرسش کلیدو گذاشتم یه جای امن و اومدم دیدم سولماز آرش رو خوابونده زمین و کف پاهاشو رو صورت آرش گذاشته و بهش میگه بو کن شومبولی دودول نخودی از این اسمی که رو آرش گذاشت مردم از خنده گفتم وای دهنت سرویس سولماز نخودی؟؟ واای عالی بود نگاه به آرش کردم و گفتم دیگه اسمت نخودیه دلیلش رو اگه بگی جایزه داری اگرم نتونی بگی تنبیه میشی آرش گفت اجازه دارم بگم؟گفتم بنال توله سگ گفت بهم میگین نخودی چون دودولم خیلی کوچیکه جفتمون خندیدیم و گفتیم مال تو از دودول هم کوچولو تره بیچاره مال تو نخوده بعد بلند خندیدیم تا حالا این همه در حین ارباب بودن نخندیده بودم قلاده ی آرش رو محکم تر بستیم و رفتیم از اتاق دوتا شمع آوردیم روشن کردم

خواهش میکنم کونمو بکن
خواهش میکنم کونمو بکن

سکس

آرش کردم تو کونت بیچاره
دادم دست سولماز گفتم به جاز صورتش هرجاش دلت میخواد آب شمع رو بچکون سولماز گفت آیلین کلید رو بیار میخواد با شمع نخودشو محو کنم خندیدم گفتم فکر خوبیه در قفل رو باز کردیم نخودش قرمز شده بود سولماز شمع رو گرفت و آروم از بالا قطرات شمع میچکید رو نخود آرش و میسوخت آرش ناله میکرد و ما میخندیدیم سولماز چهره ی آرشو نگاه میکرد و میگفت ووویییی چه دردی میکشه بیچاره بهش گفت اگه میخوای بیشتر درد بکشه بگیر رو سوراخ دودولش آرش از ترس لرزید سولماز از بالا جوری تنظیم کرد که قطره ی آب شده ی شمع افتاد رو سوراخ نخود آرش تا افتاد آرش لرزید و گفت آییییی سوختم سولماز غش کرد از خنده و گفت وای چه حالی داد رفتم از اتاق دیلدویی که خود آرش خریده بود رو آوردم بستم به کمر سولماز گفتم عزیزم وقتی کردی داخل سوراخش تند تند عقب جلو کن و قشنگ عین یه مرد بکنش سولماز خیلی ذوق داشت خودش گذاشت دم سوراخ گشاد شده ی آرش توسط خودم و کرد توش آرش درد داشت سولماز بهش گفت ووویییی آرش کردم تو کونت بیچاره دارم میکنمت داری بهم کون میدی با کف پام زدم رو صورتش و گفتم جنده جواب ارباب سولمازتو بده گفت بله بانو دارید جرم میدید دارید کونمو پاره میکنید سولماز گفت جوون چه خوبه این نخودی و تن تن تو کون آرش تلمبه میزد منم با شصت پام با لبای آرش بازی میکردم و کم کم تا نصف پامو کردم تو دهنش و گفتم بخور نخودی هم بخور هم کون بده ناله میکرد پام تو دهن گرمش بود با اون پام بهش تو سری میزدم تا حقارت رو بیش از پیش حس کنه بعد ده دقیقه سولماز از روش بلند شد تف کرد تو دهن آرش و بهش گفت گاییدمت کونیییی از روش بلند شد موهای آرشو گرفتم وای چه قدر دلم واسه این لحظه تنگ شده بود ده تا سیلی به صورتش زدم گفت تو چیه منی گفت سگتونم سگ شمام گفتم سگ زاده شدی و سگ خواهی مرد پارس کن کونی تن تن هاپ هاپ میکرد خوابوندمش زمین گفتم سولماز میخوام روش بشاشم خودش اینجارو تمیز میکنه عیب نداره؟سولماز گفت جوون مگه شاشم میخوره گفتم این نخودی عنم میخوره سولماز خندید و گفت جووون به درد توالت بودن فقط میخوره آیلین فقط فرش رو سر بده با پات اونور بذار بیام کمکت زدم با پا تو سر آرش و گفتم تن لشتو از فرش ببر اونور رفت اونور و فرشو لول کردیم خوابوندیمش رو سرامیک و آروم شاشیدم تو دهنش سولماز نگاه میکرد و میگفت جووون همرو بخور نخودی آرشم انصافا همرو خورد و یه قطره هم بیرون نریخت

تینیجر سبزه ممه گنده حشری یکم پول نیاز داره

منم یه برده ی شخصی میخوام
خیلی راضی بودم از کارش سولماز گفت آیلین من یکم عن دارم و زد زیر خنده گفتم خب بیا برین دهنش گفت روم نمیشه بابا گفتم بیا این توالت انقدر عن منو خورده که نگو گفت جدی گفتم آره گفت کجا گفتم تو توالت میبرم میخوابه اون لبه میرینم بهش گفت عوضی خب اینجا هم میبردیمش توالت که پذیرایی رو به گند نکشه بعد دوتایی مردیم از خنده گفت عنتر تو خونه خودش تو توالت میبرتش اینجا وسط پذیرایی دوباره خندیدیم و گفتم این حیوون کل خونتو تمیز میکنه بیا حالا کارتو بکن سولماز اومد بالاسر آرش شرت و شلوارشو کشید پایین قبلا یکم لز کرده بودیم سوراخ کونش خیلی ناز بود اوپن اوپن هم بود از هردو طرف نشست رو دهن آرش زور زد هیچی نمیومد گفتم چیشد پس گفت میاد وایسا یهو یه تیکه عن سفت اومد تو دهن آرش خیلی صحنه ی قشنگی بود سولماز موهای بلندشو جمع کرده بود بالا و رو دهن آرش نشسته بود و میرید تو دهنش گفت یه دستمال میدی آوردم براش کونشو پاک کرد و بلند شد سریع لباسشو پوشید و گفت بخور نخودی زود بخور ببینم آرشم جوید و قورت داد عن سولمازو سولماز خندید و گفت واییی چه خوب بود چه حالی داد به آرش نگاه کردم و گفتم بلند شو گمشو برو حموم خودتو بشور شانس آوردی عن و شاش رو زمین نریخت وگرنه تا صبح باید میشستی فرستادیمش حموم اون حیوون رو و سولماز بهم گفت خیلی این برده ها جالبن باورم نمیشد انقدر مظلوم و حقیر و توسری خور باشن گفتم آره همینجورین باید فقط زیر پا لهشون کرد و لذت برد اینجوری خودشونم آروم میشن سولماز گفت وااای منم یه برده ی شخصی میخوام آیلین یه خوشگل و باحال و حرف گوش کنش عین آرش گفتم جدی؟ گفت آره گفتم خب جور میکنیم برات بذار این نخودی از حموم بیاد خلاصه اون شب تا صبح آرش رو تحقیر کردیم انقدر کردیمش که نمیتونست بشینه ولی خب خودش حسش بردگیه و ما هم حس اربابی داریم و این به هیچ عنوان به نظر من کار بدی نیست.
blonde,creampie,missionary,dirty-talk,breeding,impregnation,impregnate,pov-sex,cum-in-pussy,virtual-sex,fifi-foxx,rose-black

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *