Download complete video now!

خوش کیر ترین کونی که دیدم سنگین هم به خوردم دادی و پرم کردی

خوش کیر ترین کونی که دیدم

تا همین چند وقت پیش که خودش زنگ زد سلام و احوال پرسی کردیمو خودشو معرفی کرد منم یه چند وقتی تنها بودم تقریبا یک سالی میشد با کسی هم سکس نداشتم سریع تحویلش گرفتم بعد چند مین صحبت کردن با هم قرار گذاشتیم که همدیگه رو ببینیم فرداش با ماشین رفتم دنبالش وقتی دیدمش نشناختم کلی عوض شده بود حسابی به خودش رسیده بود و خیلی نازو خوشگل شده بود خلاصه اومد نشست تو ماشین و یه ساعتی با هم دور زدیم از خودمون گفتیم اون گفت که خواستگار اومده واسش و میخواد ازدواج کنه همین روزا گفتم ای سگ تو این شانس به روش دیگه نیاوردم که تو که میخواستی ازدواج کنی واسه چی به من زنگ زدی دورامون رو زدیمو رسوندمش خونشون موقع برگشتن همش داشتم به استیل و قیافش فکر میکردم خوار کسه عجب چیزی شده بود داشتم دیوونه میشدم دیگه ، هی تو این فکر بودم که اینو چه جوری بکنمش که یه فکری به سرم زد گفتم
لبهای داغ گوشتیشو دور کیرم حلقه کرد

خوش کیر ترین کونی که دیدم
خوش کیر ترین کونی که دیدم

سکس
خواننده عزیز باید بدونید راست کردن تو کت و شلوار فیت شده به تن چقدر دردناکه و پوشوندنش چقدر دردسر داره.
با دسر یه بار دیگه برای هر دو مون ویسکی ریختم. این بار تو یه لیوان کم تر ریختم و تو یه لیوان بیشتر و بهش گفتم هر کدومو می خواد برداره. لبخندی زد و گفت “ساقی تویی، تو باید تصمیم بگیری”. من هم لیوانی که ویسکی بیشتر توش بود رو گذاشتم جلو اون و کم تره رو برای خودم برداشتم. لبخند رندانه ای زد و گفت “قبل شام که بهم الکل دادی، مرتب ازم تعریف کردی، یه شام سنگین هم به خوردم دادی و پرم کردی، الانم جوری برام الکل ریختی که مست مست بشم، قصدت چیه از این کارا؟”. من هم یه لبخند معصومانه تحویلش دادم و گفتم “من هیییچ قصدی ندارم به جز مهمان خوب و با اتیکت بودن”. ولی راست می گفت. غذای سنگین و الکل و مالوندن های زیر میز تاثیر خودشو گذاشته بود. چشمهاش کمی خمار و سنگین شده بود، گونه هاش گل انداخته بود، حرف زدنش کمی شل شده بود و حسابی نرم بود. نمی دونید چقدر اراده به خرج دادم که همونجا روی میز نخوابونمش و ازش لب نگیرم. دست و الکلو خوردیم-همراه با سرفه های ممتد نسیم خانم که عادت به ودکای رقیق شده خونگی داشت- و سریع حساب کردیم و از رستوران زدیم بیرون. من به قدری کیرم سفت بود و اینقدر جلو شلوارم واضح برجسته بود که تقریبا تمام راهو تا ماشین به جلو خم شده بودم. نسیم فهمیده بود و یه نگاه طولانی هم به جلو شلوارم انداخت ولی فقط لبخند زد و چیزی نگفت. به ماشین که رسیدیم به نسیم گفتم تو مستی بذار من رانندگی کنم. گفت “من وقتی رانندگی نمی کنم حوصلم سر میره”، با خنده جواب دادم “بلاخره یه کاری برات پیدا می کنم”. سوار شدیم. ساعت حدود 12 بود و هوا کاملا تاریک. من فقط برق چشم ها و دورنمای اندام نسیمو توی تاریکی می دیدم. به نسیم گفتم “شام امشب عالی بود، ولی من چیزی ازش نفهمیدم. تمام حواسم متوجه تو بود”. پرسید “متوجه من یا متوجه مست کردن و پر کردن من؟”. جواب دادم “می تونی منو سرزنش کنی؟”. خندید. خندش یکی دو اکتاو پایین تر از خنده معمولش بود و از توی گلو. صدای خندیدنش باعث شد انگار جریان برق کوتاهی از بدنم رد بشه. هر دو آماده بودیم. داشتم فکر می کردم قدم بعدی چیه که نسیم کارو برام راحت کرد و گفت: “حالا که تعریف هاتو کردی و شام و دسر سنگین هم به خوردم دادی و مستم هم کردی، حالا چیکار می خوای بکنی؟”. این جا اون جایی بود که یه حرکت اشتباه امشبو به طرز فجیعی خراب می کرد، ولی حرکت درست نسیم رو به رختخواب من می آورد. تصمیم گرفتم کمی بی پروا باشم. تمام نشانه هایی نسیم در طول شب از خودش بروز داده بود منو به این نتیجه می رسوند که اون هم دوست داره من جسور باشم و با اعتماد به نفس. در جواب حرفش، به طرفش خم شدم، دستمو گذاشتم پشت گردنش و کشوندمش طرف خودم و آروم لبهاشو بوسیدم. طعم لبش و داغی نفسش داشت دیوونم می کرد. خیلی آروم لب هاشو بوسیدم و اون هم شروع کرد به بوسیدن من. با یکی از دست هاش مچ دستمو خیلی ملایم گرفت و دست دیگش رفت دور کمرم و منو کشید طرف خودش. من دو تا دستمو کردم تو موهاش و همینطور که آروم گردن و موهاشو نوازش می کردم یه مدت طولانی ازش لب گرفتم. وقتی جدا شدیم، یه ناله کوتاه از گلوش اومد بیرون و پیشونیشو تکیه داد به پیشونی من. چند لحظه از آرامش و گرمای اون حالت لذت بردم. بعد خودمو کشیدم عقب و تو چشم هاش نگاه کردم و بهش گفتم “نسیم یه چیزیو توی من بیدار کردی که دلش می خواد خیلی کارها باهات بکنه”. با صدای ملایم جواب داد “کسی جلوشو گرفته؟”. این تمام چیزی بود که می خواستم بشنوم. دیگه کنترلم دست خودم نبود. دوباره دستمو بردم پشت گردنش، ولی این بار موهاشو آروم چنگ زدم و سرشو کشیدم عقب. ناله کوچکی کرد. دست چپم رو گذاشتم روی سینه راستش و همینطور که شروع کردم خیلی ملایم و بدون فشار دادن به مالوندن سینه هاش، همزمان گردنشو خوردم و گاز های کوچک گرفتم. هر بار که دستم سینشو فشار می داد یا زبونم پوست گردنشو لمس می کرد یا دندون هام گردن داغشو گاز می گرفت یه ناله کوتاه می کرد. صدای نفس زدنش بلند شده بود. سرمو از گردنش آوردم بالا، دست چپشو گرفتم و آروم کشوندم طرف خودم و گذاشتم روی کیر سفت و کلفتم. دستش دور کیرم حلقه شد. چنگم توی موهاشو محکم تر کردم و سرش و برگردوندم طرف خودم و ازش عمیق لب گرفتم.

از روی شورت کس داغ و خیسشو مالیدم

مزمان دور کیر کلفت من ارگاسم شد
. این بار لبهای گوشتی نرمشو گاز گرفتم و زبونمو کردم توی دهنش. دیگه ناله هاش قطع نمی شد، توی دهن من ناله می کرد و زبونمو می خورد و دستش دور کیرم باز و بسته می شد. نمی دونم چه مدت داشتم ازش به همین حالت لب می گرفتم که چراغ پنجره یکی از همسایه ها روشن شد. اونجا کنار کوچه خطرناک بود. ماشینو روشن کردم و راه افتادم-خدا رو شکر که اتومات بود، مطمئنم اگر دنده ای بود با اون حال خرابی که من داشتم نمی تونستم رانندگی کنم. همینطور که یه دستم به فرمون بود و ماشینو توی کوچه پس کوچه های تاریک می چرخوندم، دستمو کردم لای پاش و شروع کردم کسشو از روی شلوارش مالوندن. دستش دور کیرم محکم تر شد و ناله هاش بلند تر و عمیق تر. پاهاشو دور دستم باز و بسته می کرد و سر جاش به خودش می پیچید. دستمو کمی بالا آوردم و کورمال کورمال دکمه و زیپ شلوارشو باز کردم. دستمو آوردم بالا روی شکمش. شکمش از اون همه غذا و دسری که به خوردش داد بودم اومده بود بالا و حسابی سفت شده بود. دستمو سر دادم پایین توی شرتش. کسش بی مو و صاف بود. با خودم فکر کردم از این بهتر نمی شه. من اعتقاد دارم بدن هر زنی برای خودشه و اگر دوست نداره جاییو شیو کنه، من یا هر کس دیگه ای هیچ حقی برای نظر دادن در موردش نداریم. ولی من معیارهای جذابیت شخصی خودمو دارم و موی بدن همیشه برای من یه ترن آف بوده. دستمو بردم پایین تر، لای لبه های تپل و داغ کسش. کسش خیلی خیس بود. وقتی انگشتمو کردم لای لبه ی کسش، ناله بلندی کرد و پاهاشو محکم فشار داد دور دستم. دستش اول دور کیرم شل شد و بعد محکم تر گرفتش. حاشیه یه کوچه نگه داشتم، سرمو بردم کنار گوشش و همینطور که نفس گرمم روی گوشش بود، آروم پرسیدم “به من اعتماد داری؟”. نجوا کنان و نفس زنان آروم گفت “آره”. یه دفعه و بدون اینکه بهش مهلت فکر کردن بدم، سه تا انگشتمو محکم و عمیق فرو کردم تو کسش و همزمان لبهامو فشار دادم روی لب هاش. تمام تنش منقبض شد و بلند ناله کرد. بدنش برای چند لحظه لرزید و بعد شل شد، ولی رونهای توپرش مثل گیره دور دست من سفت شده بود و به خودش می پیچید و کسشو روی دست من فشار میداد و سعی می کرد انگشت های منو عمیق تر بکنه تو کسش. لبمو از روی لبهاش برداشتم و بردم کنار صورتش. از لاله گوشش یه گاز کوچک گرفتم-یه ناله دیگه- و محکم بهش گفتم “تکون نخور”. پاهاش وسط حرکت دورانی شون متوقف شدن. بهش گفتم “بار قبل صداتو نشنیدم. به من اعتماد داری؟”. این سری بلندتر و با ناله گفت “آهههه آرهههه”. دستم و کردم و بغلیو از جیبم در آوردم. درشو با همون دست به بدبختی باز کردم-شانس آوردم تو تاریکی تقلام دیده نمی شد، وگرنه مطمئنم خندش می گرفت و کل اون لحظو خراب می کرد. دهنه بغلیو گذاشتم روی لبش و توی گوشش گفتم “می خوام همه اینو به خوردت بدم. می خوام جوری مستت کنم که اسمت یادت بره” و آروم بطریو آوردم بالا. اولش شک داشتم که قبول می کنه یا نه. با وجود این که به ظاهر من کامل مسلط بودم و اون تسلیم، اگر احساس می کردم ذره ای دلش نمی خواد یا مقاومت می کنه باید بطریو می ذاشتم کنار. ولی ظاهرا نسیم هم به اندازه من از این بازی لذت می برد. لب هاشو دور لبه بطری حلقه کرد و سرشو داد عقب. من شروع کردم با سه انگشت کسشو کردن و همزمان جرعه جرعه باقی ویسکیو به خوردش دادم. وسط هر جرعه نفس می گرفت و ناله می کرد و سرفه می کرد ولی باز سرشو می چرخوند طرف من و لبهاشو می ذاشت روی لب بطری. همینطور که به دست چپم کس تپل داغشو می کردم تمام ویسکی ته بطریو به خوردش دادم. نسیم خودشو روی صندلی بالا و پایین می برد و عضله های کسش دور انگشتهام منقبض میشد و جمع می شد. بطری که خالی شد پرتش کردم روی صندلی عقب و دستم که آزاد شده بودو از توی یقش کردم توی لباسش، زیر سوتینش و روی سینش. سینش داغ و سفت بود و نوکش حسابی برجسته شده بود. نوک سینشو بین دو تا انگشتم گرفتم و شروع کردم به مالوندن سینه ش و همزمان فشار دادن نوک سینش. دست دیگه ام هم توی کسش مشغول بود. سه تا انگشتم توی کس داغ تنگش به سرعت عقب و جلو می رفت. نسیم وا داده بود، دیگه جلو خودشو نمی گرفت. بلند ناله می کرد و خودشو به در و دیوار ماشین می کوبید. صدای نفسش اینقدر بلند بود انگار که داره خفه می شه. مرتب می گفت “ول نکن. محکم تر. بکن تو. بیشتر بکن تو. عمیق تر. آههههه امیر، ولم نکن”. فکر کنم 3-2 دقیقه نگذشت که ارگاسم شد، اگرچه برای من خیلی طولانی تر گذشت – هم چون نگران بودم کسی ما رو ببینه و هم از لذتی که از اون لحظه می بردم. وقتی ارگاسم شد چند ثانیه بدنش سفت سفت شد و نفسش قطع شد، بعد شروع کرد به لرزیدن و ناله های منقطع ضعیف کردن. دو دستی محکم بازوی منو چسبیده بود و محکم فشار می داد. مدت طولانی ای طول کشید تا ارگاسمش فروکش کرد. تو نور ضعیف چراغ سر کوچه چهرشو می دیدم. پیشونیش خیس عرق بود و موهاش به پیشونیش چسبیده بود. نفسش بوی عسل و الکل می داد. چشم هاش خمار و سنگین بود. دستمو از شورتش بیرون آوردم و گذاشتم روی شکم گرد و برآمدش و شروع کردم به نوازش کردنش. بهش گفتم “راهی می دونی که بشه ببرمت اتاقم توی هتل؟”. دقت کنید، نه “بریم”، نه “ردمون کنی”، بلکه “ببرمت”. می دونستم از این طور حرف زدنم خوشش میاد. توی چشم هاش می تونستم بخونم. گفت اگر از در پشت و آسانسور خدمه بریم کسی ما رو نمی بینه. بهش گفتم “نسیم، می خوام ببرمت تو اتاق و تا صبح بکنمت. می خوای؟”. حالت چشم هاش عوض شد و سرشو تکون داد و همزمان شروع کرد پاهاشو باز و بسته کردن. بهش گفتم “نسیم، می خوام روی تختم کس داغتو با کیر کلفتم به سیخ بکشم و مال خودم بکنمت. می خوای؟”. در جواب من ناله ضعیفی کرد و دستشو گذاشت روی دستم که روی شکمش بود و دستمو فشار داد پایین طرف کسش. بهش گفتم “نه. اون به وقتش. الان باید من رو مشغول نگهداری”. مست و گیج نگاهم کرد. زیپ شلوارمو باز کردم و با یه سری مانور آکروباتیک کیرمو آزاد کردم. نگاهش خیره و فیکس روی کیر بزرگ و کلفت من بود. دستم رو گذاشتم پشت گردنش و کشوندمش طرف خودم. آروم آروم خم شد تا این که صورتش تقریبا مماس با کمر من بود. نفسشو روی کیرم حس می کردم. بعد لب هاشو روی سر کیرم فشار داد. ناخوداگاه چنان پریدم بالا که سرم محکم به سقف ماشینش خورد و مطمئنم هنوز که هنوزه جای سر من روی سقفش هست.لبهای داغ گوشتیشو دور کیرم حلقه کرد و آروم سرشو هل داد پایین. با آخرین ذره های توانم ماشینو راه انداختم و سعی کردم بدون اینکه تصادف کنم خودمون رو برسونم هتل. رستوران نزدیک محل ساخت و ساز ما بود و من مشکلی با پیدا کردن راهم به سمت هتل نداشتم، ولی با اون وضعیت نمی دونید چه تلاش خارق العاده ای کردم که بدون اینکه کسیو زیر بگیرم و به جایی بکوبم خودمونو به هتل برسونم. همینطور که رانندگی می کردم نسیم آروم آروم پایین تر رفت. زبون داغ خیسشو دور کیرم می پیچوند و لب هاشو دور کیرم فشار می داد. احساس کردم کیرم به گلوش رسیده و فکر می کردم بس کنه، ولی ظاهرا نسیم از این کار لذت می برد و تجربشو داشت. وقتی دیدم داره کیرمو تو گلوش می کنه، سر یه تصمیم آنی دست آزادم-که به سختی از زیر بدنش کشیدم بیرون- گذاشتم پشت گردنش و فشارش دادم پایین. میلیمیتر به میلیمتر حس می کردم که کیرم بیشتر و بیشتر تو گلوش فرو می ره و فشار دیواره های تنگ گلوشو دور کیرم حس می کردم. تو بهشت بودم. همزمان چون داشتم رانندگی می کردم برام از شکنجه بدتر بود. دستمو ول کردم و نسیم سرشو آورد بالا و از بینی یه نفس عمیق کشید. بعد دوباره ناله کرد و سرشو داد پایین و جنتلمنی که من باشم، من هم دستمو گذاشتم پشت سرش و کمکش کردم تا جایی که دوست داره کیرمو بیشتر بکنه تو گلوش. حس عجیبی بود. همزمان کاملا بهش مسلط بودم ولی حس می کردم تو اون حالت تمام وجودم در اختیارشه. این شکنجه شیرین حدود 7-6 دقیقه طول کشید تا من خودمو به هتل رسوندم.

کیرم از طول لای لبه های تپل کسش می لغزید
از ماشین کشید بیرون. حتی وقت نکردم زیپمو ببندم، فقط یک دستی دکمه جلو کتمو بستم و خدا خدا کردم کسی از نزدیک مون رد نشه و کیر کلفت و آویزون منو جلوم نبینه! نسیم به سختی کلید انداخت توی در پشتی و ما وارد هتل شدیم. یه کارت از همون دسته کلید آسانسور خدمه رو باز کرد. من تصمیم داشتم دکمه طبقه دوازدهو بزنم چون اتاقم اونجا بود، ولی نسیم با همون کارت طبقه 17 رو فعال کرد و ما توی آسانسور رفتیم بالا. تو راه، نسیم خودشو از بغل به من تکیه داده بود و سینشو به بازوی من می مالوند و دستش توی یقه من بود. من هم نهایت تلاشمو می کردم که حواسم باشه اگر در آسانسور باز شد بتونم یه ذره ظاهرو حفظ کنم. آسانسور طبقه 18 نگه داشت و ما پیاده شدیم. چراغ های راهرو خاموش بود و با حرکت ما روشن نشد. نسیم با کارتش در آخرین اتاق ته راهرو رو باز کرد و ما وارد شدیم. اتاق از اتاق من بزرگتر بود و یه سری وسایل شخصی زنونه توش پخش بود. بعدها فهمیدم که نسیم چون چند ماه اول کارش ساعت های طولانی کار می کرده و اون طبقه رو برای تعمیرات کلی بسته بودن، از اون اتاق روزهایی که تا دیروقت کار می کرده استفاده می کرده. ظاهرا اون همه خوردن و مالوندن نسیمو حسابی وحشی کرده بود. منو هل داد روی تخت. با عجله و روز لباسمو از تنم در آورد، من فقط اینقدر رسیدم که روی تخت بشینم و نسیمو لخت کنم. بدنش از اونی که فکر می کردم خیلی هوس انگیز تر بود. پوست صاف، باسن خوش فرم گرد، رونهای پر، ساق پای عضله ای برجسته، سینه های گرد بزرگ با نوک برجسته که اصلا افتادگی نداشتن، بازوهای گوشتی و شکم صاف با ناف عمیق که به خاطر اون همه غذا و دسری که به خورد این زن فوق العاده داده بودم بزرگ و گرد شده بود و اومده بود بالا، انگار که اوایل حاملگیش باشه. نسیم دوباره منو هل داد روی تخت و شروع کرد به بوسیدن و خوردن تن من. از گردن و شونه هام شروع کرد و از وسط سینه هام و روی شکمم اومد پایین تا رسید به کیر سفت و دردناکم. من پاهام از تخت آویزون بود. نسیم روی زمین دو زانو نشست و شروع کرد به deep throat کردن من. کیرمو تا ته می کرد توی گلوش و تا جایی که نفس داشت نگه می داشت، بعد آروم آروم می آوردش بیرون و دوباره تکرار می کرد. من داشتم از شدت هیجان می مردم و حس می کردم دیگه بیشتر از این تحمل ندارم. خوشبختانه همون موقع ها ظاهرا نسیم هم به این نتیجه رسید که دیگه تحمل نداره و اومد بالا و نشست روی من، جوری که کیرم به عقب روی شکمم خوابید و نسیم هم روی من دراز کشید، طوری که کیرم لای لبه های کسش بود و شروع کرد روی کیرم عقب و جلو رفتن. همینطور که کیرم از طول لای لبه های تپل کسش می لغزید حس می کردم که آب کسش دور کیرمو خیس خیس کرده. وزن نسیم روی من بود، سینه های بزرگش محکم روی تن من فشار داده شده بود و انحنای شکم سفتشو روی تنم حس می کردم. بعد شاید یک دقیقه توی این حالت، نسیم خودشو داد بالا، اونقدر که سر کیرم روی دهانه کسش باشه و بعد آروم با یه آه عمیق خودشو رها کرد. وزن بدن دوست داشتنی و سنگینش کیر منو تا عمق کس تنگش فرو کرد. نسیم ناله عمیقی کرد و شروع کرد روی کیر من بالا و پایین رفتن. یکی از دست های منو گرفت و روی سینش گذاشت و من همینطور که سینشو می مالوندم دست دیگه رو گذاشتم روی کمرش تا بتونم خودمو ساپورت کنم و وقتی اون میاد پایین خودمو به بالا فشار بدم که عمیق تر فرو برم تو کسش. این پوزیشن جزو پوزیشن های مورد علاقه من نیست، ولی چون نسیم ظاهرا داشت لذت می برد من هم عمیقا داشتم کیف می کردم. بعدش چند دقیقه ناله کردن و بالا و پایین رفتن احساس کردم عضله های کسش دوباره دور کیرم سفت شد و همزمان ناله هاش بلند شد. من محکم نوک سینشو فشار دادم و پشتشو ناخن کشیدم و همین کار، باعث شد از لبه بیفته و ارگاسم بشه. پشتش به عقب خم شد و ناله عمیق و بلندی کرد و همین طور که اسم منو صدا می کرد، بدنش شروع کرد به لرزیدن و تن من و ملافه تختو چنگ می زد. بعد یه مدت طولانی اسپاسم کسش دور کیرم، نسیم که تمام انرژیش تخلیه شده بود به جلو روی من افتاد و کاملا بی حرکت شد و فقط صدای ناله هاش می اومد. من بعد تمام این اتفاقات امشب واقعا وحشی و خشن شده بودم و دیگه تحمل نداشتم. دستمو دور تنش حلقه کردم و به پشت برش گردوندم و خودم اومدم روش. تقریبا تو همین زمان ها بود که یهو متوجه شدم که ما تمام این مدت از کاندم استفاده نکردیم. من هیچ وقت بدون کاندم سکس نمی کنم و این اصلا کار درست و بهداشتی ای نیست. ولی این زن اینقدر داغ و خواستنی بود و جوری تمام هوش حواس منو توی کنترل خودش گرفته بود که تمام این ها از ذهنم بیرون رفته بود. یه لحظه به ذهنم رسید که سریع برم از توی اتاقم کاندم بیارم، ولی همون موقع که داشتم به این فکر می کردم خودم می دونستم بسیار فکر احمقانه ایه و کار از این کارها گذشته. ضمن این که باید اعتراف کنم اون لحظه ای که این به ذهنم رسید که ممکنه این زن باهوش و سکسی و گرم و فوق العادرو حامله کنم، به طرز عجیبی از این فکر لذت بردم. یه پای نسیمو روی شونه ام گذاشتم و خم شدم جلو و همینطور که کیرم دوباره از طول لای کسش بود شروع کردم به خوردن سینه های گرد و سفتش. خیلی زود ناله هاش بالا رفت و شروع کرد به خودش پیچیدن. وقتی حسابی داغ و بی قرار شد، دو تا دستمو دو طرف کمرش گرفتم که کنترلش کنم، سر کیرمو به ورودی کسش فشار دادم و آروم آروم خودمو دادم جلو و کیرمو تا ته فرو کردم تو کسش. هر سانتی متر از کیرم که تو می رفت صدای ناله نسیم بلندتر میشد. اینقدر خم شدم تا اینکه کیرم تا ته توی کسش فرو رفته بود و زانوش تقریبا کنار صورتش بود. دم گوشش گفتم “نسیم می خوام جرت بدم. می خوای؟” گفت “آهههه آره امیر، جرم بده”. بهش گفتم “نمی خوام ملایم و آروم بکنمت. حسابی جنده شدی. می خوام مثل یه جنده ترتیب کستو بدم”. با شنیدن کلمه جنده لای چشمهاش باز شد. چشمهاش خواب آلود و خمار بود. دستشو انداخت دورم و موهام رو چنگ زد و با ناله و صدای خشن گفت “کس کش منو پر غذا و الکل کردی تا حسابی جنده شدم، خمار و ضعیف شدم، زیرتم، تکونم نمی تونم بخورم. فقط و فقطم کیرتو میخوام. حالا مثل یه جنده ترتیبمو بده و جرم بده”. چند ثانیه مکث کردم. نسیم طاقت نیاورد و شروع کرد خودش رو تکون دادن و عقب و جلو بردن. من تمام وزنمو انداختم روش و میخش کردم به تخت. بعد باسنمو بردم عقب تا جایی که تقریبا فقط سر کیرم تو کسش بود. چشم های خمار نسیم رفت و نفسش رو توی سینش حبس کرد. بهش گفتم “ما کاندم استفاده نکردیم. اگر ادامه بدیم ممکنه نتونم طاقت بیارم و آبمو بریزم تو کست. ممکنه حامله بشی”. با آخرین توانش چشم هاش رو باز کرد و گفت “آبتو بریز توی کس جندم. شکممو پر از آبت بکن. حاملم کن. بکن منو” و بعد محکم بازومو که کنار دهنش بود گاز گرفت. دیگه طاقت نداشتم. با تمام توانم کیرمو تا ته فرو کردم توی کس داغ تنگش. جوری ناله کرد که فکر می کنم تمام هتل شنیدن، ولی گوش من بدهکار نبود. با تمام سرعت و توان بدنم کردمش. ملاحظه نمی کردم. واقعا می خواستم لهش کنم. ناله های نسیم زیرم منقطع شده بود و وسط ناله و نفس زدن صداش رو می شنیدم که می گفت “محکم تر بکن”، “آخ لهم کردی”، “دارم جر می خورم” و بعد کاری که نباید می کرد رو کرد و بهم گفت “طاقت ندارم. آبتو بریز تو کسم. حاملم کن امیر”. دیگه نفهمیدم چی شد. فقط خاطرم هست که چنگ زدم به موهاش و تا جایی که می تونستم کیرمو توی کس جندش فرو کردم و خودمو رها کردم و آبمو ریختم توی کسش. مدت ها بود چنین ارگاسم عمیقیو تجربه نکرده بودم. برای مدت طولانی داشتم ارگاسم می شدم و نسیم هم همزمان دور کیر کلفت من ارگاسم شد. بعد ارگاسم، خیس عرق و تا عمق استخوان خسته افتادم کنارش و بغلش کردم و خوابم برد.
فردا صبح حدود ساعت 10 بیدار شدم و دیدم نسیم نیست. حمام خیس بود و لباس هاش نبود. فقط یه یادداشت کوچک پشت جعبه دستمال کاغذی برام گذاشته بود: “ساعت 2 توی رستوران می بینمت. نسیم”. دوش گرفتم و خودمو مرتب کردم و تمام مدت به این فکر می کردم که نکنه این زن خارق العاده رو تو شرایطی که دوست نداشته قرار دادم و الان پشیمون شده باشه. ولی کار از کار گذشته بود و باید نتیجه کارمو می پذیرفتم. ساعت 2 عصبی و بی قرار رفتم رستوران. نسیم خیلی دوستانه ولی رسمی از من استقبال کرد و منو به سرپیشخدمت به عنوان یه مشتری قدیمی معرفی کرد. حس بدم داشت بدتر می شد و این برخورد رسمیش داشت منو مطمئن تر می کرد که نسیم از دیشب ناراحته تا اینکه منو برد سر میزی که برامون آماده شده بود، ته سالن و پشت سن-جایی که موسیقی زنده اجرا می شد. وقتی که نشستم، نسیم از زیر میز دستمو گرفت و لبخند زد. انگار بار دنیا رو از روی دوشم برداشتن. فکر می کنم عصبی بودنم و بعد خوشحالیم تو صورتم کاملا واضح بود چون نسیم با نیمچه لبخندی گفت “دیشب عالی بود. من بیشتر از تو می خواستم و از لحظه به لحظش لذت بردم”. و قبل از اینکه هر جور سوال احمقانه ای بپرسم بهم گفت صبح اول وقت قرص morning after خریده و خورده و الان دیگه نمی خواد در مورد سکس دیشب مون صحبت کنه. بهم گفت در مورد زندگیم تو کانادا بیشتر بهش بگم. از روزمرگی هام مثل خرید، قهوه خوردن تو تیم هورتون، ماشینم، رنگ دیوار اتاق های آپارتمانم. آروم با هم صحبت کردیم و یه سالاد سبک خوردیم. وقت رفتن من بود. به من گفت برم وسایلمو جمع کنم و وقتی کارم تموم شد رسپشن هتلو خبر کنم. وسایلمو با بی حواسی جمع کردم و چمدونمو بستم و زنگ زدم به رسپشن. چند دقیقه بعد در زدند. حدس می زدم کی باشه. درو که باز کردم نسیم با تمام وقار و گرما و جذبه پشت در بود. دستشو گذاشت روی شونه ام و گفت “هیچی نگو” و آروم اومد توی بغلم. دستهامو دورش حلقه کردم و توی بغلم نگهش داشتم و به صدای نفس کشیدن گوش کردم. شاید ده دقیقه ای تو اون حالت بودیم، گرچه که ممکن بود ده ساعت بوده باشه. من توی این دنیا نبودم و از خودم خبر نداشتم. نسیم آروم از بغلم اومد بیرون، زیر گلومو بوسید و از اتاق رفت. وقتی رفتم پایین، پیداش نبود و من دیرم شده بود. نفهمیدم چطور چک آوت کردم و تا فرودگاه رفتم و وسایلمو تحویل دادم و سوار هواپیما شدم. هواپیما که داشت بلند می شد، انگار دل من پاره پاره می شد. با خودم تکرار کردم “این فقط سکس بود
verified profile,sperm,teen,teenager,ass,creampie,panties,doggystyle,amateur,homemade,young,POV,fat,close-up,big-ass,russian,thick,pawg,big-butt,big-booty,point-of-view

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *