Download complete video now!

دختر حشری با خودش ور میره آبشو میاره

دختر حشری با خودش ور میره آبشو میاره

هستی میدونم ادم مذهبی هستی و دستت به هیچ پسری نخورده ولی بدون من خیلی دوس داشتم برای بک بارم که شده جای شوهرت باشم گفت ینی چی گفتم تو که میخوای تا چند وقت دیگه ازدواج کنی خب بیا تا اون موقع صیغه من شو اونم جا خورد گفت من دخترم نمیتونم صیغه بشم گفتم بابا جووون میشه من خودم از چند تا مرجع پرسیدم گفتن دختر که بالغ باشه و بتونه خوب و از بد تشخیص بده بعد واسه جلوگیری از گناه میتونه صیغه بشه خلاصه رفتم رو مخشو ترفندم جواب داد و قبول کرد منم که چند سری صیغه کرده بود م بلد بودم چی باس بگم بهش گفتم و صیغه رو خوندیم به محض اینکه صیغه رو خوندیم استرس گرفتم میخواستم برم سمت دستاش که دستاشو بگیرم بعد اگه بشه ببوسمش ، گفتم خب دیگه من از الان شوهرتم دیگه هیچ مانعی بین ما نیست اونم خندید تا خندید دستاشو گرفتم و بوسیدم یه گرمای شدیدی از سمتش حس میکردم بهش گفتم چشماتو ببند بستو من لپشو بوس کردم پیش خودم میگفتم الانه که قاطی کنه دیدم هیچی نگفت انگار این صیغه کار خودش رو کرده بود و خیالش راحت شده بود خلاصه اون روز گذشت ما فرداش
نگاه سکسی من و داغ بودنم

دختر حشری با خودش ور میره آبشو میاره
دختر حشری با خودش ور میره آبشو میاره

سکس
کون بزرگ . طاقچه ای و چشای عسلی پری خواهر زن کوچکم که ۲۲سال داشت و یه ساله شوهر کرده..
من هم مرتضی دوماد ۳۵ ساله خونواده. شادو شوخ و شنگول . اهل دل . کارمند . ورزشکار. با کیری بزرگ..
بنفشه و پری هم طلایی ترین کوس های خانواده همسرم . که هردو بهشت واقعی. با شوهرایی تنبل. لش. وسردمزاج..
سه سال درگیر ایجاد رابطه عاطفی وگرم باهاشون بودم ولی پا نمیدادن. هرنقشه ای برای گاییدن آنها کشیدم. بی اثر بود. البته خودشون هم متوجه نگاه سکسی من و داغ بودنم شده بودند. حتی همسرم از سکسهای گرم و زیاد من براشون گفته بود.
البته ایجادرابطه سکسی با جنس مخالف ـ در جامعه سنتی محل زندگیمون کار راحتی نبود.
هر از گاهی هم در خلوت تیکه ای نصیبشون میکردم.
مثلا یکروز به بنفشه گفتم رونهای تپل و زیبات خط پیاده روی تا ورود به بهشتند. یا دستی به باسن پری کشیدم و گفتم . لعنت بر هرکی دنبال بهشت در جایی بغیر از باسن تومیگردد و امتداد نگاهت ورود به خود بهشت است.
بلاخره تلاش های من مصداق ضرب المثل.. عاقبت جوینده . یابنده است.. نتیجه داد.
در یک روز بارانی و سرد بنفشه کنار خیابون منتظر تاکسی بود. که هم مسیر حرکتم شد. وقتی سوارش کردم. رنگ از رخسارش پرید. بعد احوالپرسی گفتم بنفشه خانم با این ساپورت تنگ و رون های بزرگ. هر مردی رو دیوانه مکنی..
گفت شما مردا چشاتون را درویش کنید.
گفتم خداوکیلی ممکن نیست.

دست و دهن بسته نشسته رو کیر

گفت پیاده میشم.
گفتم. امکان نداره.
باید با خوردن یه چای داغ در خونه ما گرم بشی.
گفت سردم نیست.
گفتم من سردمه.
سکوت کرد.
درب پارکینگ را با ریموت زدم و وارد خونه شدم. مطمئن بودم خانومم نیست. بغلش کردم و از پله ها بالا رفتیم. سفتی و بزرگی کیرم را حس کرد. گفت خدا لعنتت کند . چکارم کردی؟؟.
گفتم اگر یک تن هم باشید. جابجات میکنم.

داخل سوتین اش کردم و سینه هاش را فشار دادم
تمام بدنش میلرزید. به اتاق خواب بردمش و اونو رو تختخواب انداختم.. مانتوش را درآوردم. تاب سفیدی پوشیده بود که بدنش مث ماه زیر آن میدرخشید.
گفتم بنفشه خانوم. عزیز دلم با این بدن با این استیل . تقصیر منه که دوستت دارم؟ سکوت کرد. بارها بوسش کردم. گردنش. لپ هاش. سینه اش. زیر چونه اش. وقتی ساپورتش را کندم. محو سفیدی رونها و کوسش شدم. احساس میکردم خرمنی از پنبه را می بوسم.
زبونم که به شیار کوسش کشیدم. محکم منو بخودش فشار داد. چشاش را بسته بود و شرم نگاه داشت. هر دو پایش را بر شونه ام نهادم. کوس صورتی اش مقابل کیرم بود. مث چشمه ای جوشان آبش جاری بود. از زیادی آب کوسش. خجالت کشید. سرکیرم را فشار دادم. همزمان با ورودش. پشتم را ناخن کشید و منو بیشتر بخودش فشار داد. گرم. نرم. لیز. و روان بود. تلمبه هایم کم کم شدید شد. . صدایش کم کم بلند میشد. آه و اووهش خونه را فرا گرفته بود.
گفتم بهشت واقعی اینجاست. لبخندی زد و گفت آخرش به بهشتت آرزوهات رسیدی؟؟
گفتم سالهاست منتطر ابن بهشتم..
گفت همون روز اول متوجه شدم ولی موقعیتمون خوب نبود.
با فشار آخر کیرم در کوسش. همزمان ارضا شدیم و رو بدنش افتادم . وقتی نگاهش به خارج شدن کیرم از کوسش افتاد. چشاش گرد شد و گفت. اینو با این بزرگی و کلفتی چطور درون من جا دادی!؟ با دستش اونو گرفته بود. و گفت چه شبها که انتطارش کشیدم. واز رو شلوارت نگاهش کردم.
بوسه ای بر آن زد لمسش با دستان نرمش حالت خوشایندی برام داشت. و دوباره سیخ شد .
گفت چرا اینقدر زود بلند شد؟
گفتم باز میخواد.
گفت اینجوری پشت سرهم چطور ممکنه.؟
شوهرم هفته ای یکباربیشتر راست نمیکنه
چهار دست وپاش کردم و از پشت در کوسش فرو کردم. هر چه تلاش کرد نتونست فرار کند. محکم گرفته بودمش. میگفت سر کیرت به جایی داخل بدنم میزند و درد دارم. تلمبه های شدیدو تندی میزدم و موج های کوچکی از باسنش شروع میشد تا به رونش میرسید. حدود نیم ساعت گاییدمش. دیگه نمیتونست سرپا قرار بگیرد. گفت توراخدا ولم کن . من هم داشتم ارضا میشدم. پس از ارضا شدن حدود ۲۰ دقیقه بیحال روتخت افتادیم. پاهاش باز بودن. چند قطعه عکس ازش گرفتم. . وکم کم بلندش کردم و رفت دستشویی و آماده رفتن شد.

گفت هیچ وقت در عمرم اینجوری لذت نبردم و البته هیچ وقت هم اینقدر خسته هم نشدم..
بعد از این جریان. بنفشه خیلی بهم وابسته شده بود به نحوی که همیشه پیام میداد و من که فکر میکردم بنفشه ازم ناراحت بشه. برعکس شد و یکهفته بعد اینبار به بهانه خراب شدن ماهواره منو به خانه شون دعوت کرد و همانجا سکس مفصلی انجام دادیم . و هرهفته این سکس تکرار میشد.

یکروز در حین سکس و بعد مقدمه چینی ازش خواستم که پری خواهر زنم را دعوت کند خونه شون تا بکنمش. اول قبول نکرد ولی وقتی گفتم تا ابد با خودت سکس میکنم. قبول کرد تا برای هفته یعد دعوتش کند. هفته بعد بهم اس داد که بیا خونه ما. من هم رفتم . بعد احوالپرسی مشغول درست کردن ماهواره شدم. پری خواهر زنم با لباس راحتی دلبری میکرد و خرمن گیسوانش چون آبشار بر کمرش روان بود. دیوانه کننده بود. . به بنفشه اس دادم که به بهانه سیم آنتن ماهواره میفرستمت انباری خودتان. برو و دیر برگرد. پیش خواهر زنم پری به بنفشه گفتم سیم آنتن خرابه.. به شوهرت زنگ بز
ن تا سیم بیاره.

تا دسته در کوسش فرو بردم
گفت زیر زمین سیم داریم الان میارم و رفت پایین. تمام نگاهم به پری بود. چند جمله باهاش شوخی کردم. رفتم نزدیکش و دستش را گرفتم. ۲۲ سالش بود و یکساله شوهر کرده بود. گفت نکن الان بنفشه میاد. دیدم زیاد مخالف نیست دستش گرفتم بردمش آشپزخانه که به ورودی هال دید داشت. عملا مقاومتی نمیکرد.
بغلش کردم و به خودم فشارش دادم تمام بدنش لرزش داشت. دستم داخل سوتین اش کردم و سینه هاش را فشار دادم. آآآی بلندی گفت. . لب هاش رو مکیدم. دست دیگرم را داخل شورتش کردم وکوس کوچکش را فشار دادم . خدای من. چقدر ناز و کوچک بود. هرچه گفت ولم کن بنفشه میاد. بهش اطمینان دادم که نمیاد. شکمش رو اوپن آشپزخانه انداختم. باسنش را به عقب کشیدم . نمایی فوق العاده سکسی شده بود. وقتی کیرم رو دستش دادم . تعجب کرد. باور کنید داخل دستش جا نمیشد. گفت زود باش الان میاد.
پشتش قرار گرفتم و سر کیرم را از پشت ورودی کوسش نهادم و فشار دادم . با دندان سنگ اوپن را گاز گرفت . اونقدر کوچک و ناز بود که احساس کردم الان کیرم قطع میشه . شروع کردم به تلمبه زدن . واونهم آه و اوه میکرد.

بنفشه پشت درب ورودی بود و نگاه میکرد. اشاره کردم که بیاد. پری اونقدر درد داشت و فشار روش بود که متوجه ورود بنفشه نشد. همزمان بار ارضا شدنم سرش را بلند کرد و متوجه بنفشه شد.
روی زمین نشست و گریه میکرد. بنفشه هم گفت چشمم روشن. چکار میکنید. خجالت نمیکشید. گفتم بنفشه ببخش . شیطون گولمان زد. گفت نه باید زنگ بزنم شوهرم بیاد. پری هم بیحال داشت گریه میکرد. بنفشه گوشی را گرفت تا زنگ بزند. سریع گوشی را ازش گرفتم و رو زمین کنار پری درازش کردم. ساپورتش را کندم. پری هم داشت نگاه میکرد. به بنفشه گفتم باید بکنمت تا چیزی نگی. و تا دسته در کوسش فرو بردم و تلمبه میزدم. دست پری راهم گرفتم و آوردم تو کار . اول همکاری نکرد ولی کم کم راه افتاد.
و یه سکس سه نفره انجام دادیم. و از اون روز به بعد سکس های دوره ای بین من و بنفشه و پری شروع شد که هر هفته خونه یکیشون سکس داشتیم.

From:
Date: April 3, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *