Download complete video now!

دو کیره میکرد هم از کون هم از کس این بچه پروهام که نمیزارم

دو کیره میکرد هم از کون هم از کس

سلام به دوستان عزیز و گرامی داستان کاملا واقعی امیدوارم خوشتون بیاد البته یه خورده طولانیه ولی به نظرم جالبه اسم من احسان 32 سالمه من دو سال پیش با یه دختری به اسم مریم رفیق شدم که اون موقع 22 سالش بود تو همون روزای اول رفاقت فهمیدم خیلی دختر معتقدی هستش ولی خیلی خوش اندام بود سفید و قد بلند به خاطر همین هر کاری می کردم که بکشونم سمت خونه و بکنمش نمیشد . اخه من از این بچه پروهام که نمیزارم مهر شماره خشک بشه سریع میرم تو کار سکس به خاطر همین عشق به سکس و تنوع طلبی نتونستم تا حالا ازدواج کنم ،
خلاصه ما طبق عادت قبلیمون به این هم پیشنهاد دادیم که این همش میگفت من میخوام اولین سکسم رو با شوهرم داشته باشم . اگر میخوای منو ببینی باید بیرون با هم قرار بزاریم من خونه نمیام ما هم باهاش بیرون قرار گذاشتیم نشستیم تو تاکسی که تا سمت خونشون با هم بریم من خودمو چسبوندم بهش بلند گفت برو اونور اقا من رنگم تو ماشین عوض شد یارو راننده تاکسی هم رید به ما میخواست ما رو پیاده کنه که برگشت گفت با همیم خلاصه ضایع شدیم اون روز ، بعد از اینکه از هم جدا شدیم پیش خودم گفتم من این سگ پدرو باید بکنم اینجوری فایده نداره یه چند سری به هر ترفندی بود خواستیم بیاریم خونه بازم نشد به خاطر همین دیگه باهاش قهر کردم چون منو دوس داشت به گفته خودش هی اس ام اس میداد اس ام اس های عاشقانه و از این کوفتیا منم جواب نمیدادم اصلا
من و مریم خیلی با هم راحتیم مثل 2 تا دوست تو سکس همه کار برای هم میکنیم یکبار تو سکس من داشتم سینه هاشو میخوردم بهش گفتم چه حالی میداد که الان یه زنو شوهر دیگه هم بود دیدم مریم هم گفت اره خیلی حال میداد گفتم دوست داری دو کیره بکنمیت اولش گفت نه ولی دید من راضیم گفت اره کسمو بخوره پاهامو بخوره جرم بده تو بکنی تو کسم اون بکنه تو کونم راستی من مریمو از کونم میکنم .خلاصه اون شب گذشت قرار شد یک زنو شوهر مطمئن پیداکنیم ولی نمیخواستیم از فامیل باشه .هرچی فکر کردیم کسی رو پیدا نکردیم تا اینکه من یک روز داشتم تو یاهو مسنجر میچرخیدم نوشتم به یک برده نیازمندیم چند نفر پیام دادند تا بایکیشون صحبت کردم گفتم باید کس زنمو لیس بزنی همه جاشو بخوری قبول کرد گفتم باید کیر منم ساک بزنی گفت باشه

دو کیره میکرد هم از کون هم از کس

سکس

ولی کون نمیدم منم قبول کردم ولی میترسید.گفتم یه قرار بزاریم همدیگرو ببینیم .منو مریمو با هزار بدبختی راضی کردم چون اون دوست نداشت با مجرد سکس کنه دوست داشت زن و شوهر باشند رفتیم میدان ولیعصر دیدم اومد یک پسر چهارشونه 21 ساله خیلی هم با ادب بود جفتمون خوشمون اومد ازش چون خیلی با شخصیت بود دیدار کوتاهی کردیمو خداحافظی کردیم گفتم شب بیا یاهو. شب باهاش صمیمی تر شدیم و قرار گذاشتیم برای فردا شب دم مترو شریف کهبیاد خونه ما مریم استرس داشت شدید هی به من میگفت تو راضی که منم گفتم اره نگران نباش بعدم بر علیهت استفاده نمیکنم شب من رفتم دنبال سعید دم مترو مریمم رفته بود اپیلاسیون توپشده بود یه لباس سکسی هم پوشید تا من بیام من رفتم با سعید او مدیم اول نشستیم میوه خوردیمو کس شر گفتیمو تا دیگه هوا قشنگ تاریک شده بود من رفتم اتاق خواب سعیدو صدا کردم اونم استرس داشت برقو خاموش کردم لباسانو در اوردم به سعیدم گفتم در بیار اونم باخجالت بدون شرت شد ولی چشمون همدیگرو نمیدید یکم با کیرش ور رفتم اونم باکیر من ور میرفت تقریبا هم اندازه بود یکدفعه مریم باهمون لباساش اومد تو لای ماخوابید گفت وای من خجالت میکشمو خندید گفتم راحت باش روشو کرد به من مریم باهه داشتیم لب میگرفتیم که سعیدم داشت کس مریمو دست میزد باش ور میرفت صدای مریم در اومده بودو ناله میکرد سعید لباساشو در اودو دیدم داره چی

کیرشو در آورد مالید بهم

کسشو میخوره بعد او مد کیر منو کرد تودهنش انگشت میکرد تو کس مریم حسابی سعید داغ شده بود همه جای مریمو لیس میزد انگشت پاشو میخورد زبون میکرد تو کونش زیر بغلشو میخورد مریمم تو ابرا بود بعد من کردم تو کس مریم سعیدم داشت لباشو میخورد نیم ساعتی این کارارو کردیم رویهمه به هم واشده بود مریم دو کیره میکرد تو دهنش بعدش سعید هم از کون هم از کس مریمو کرد ابشم ریخت تو کاندوم رفتش تو اون اتاق مریم روش نمیشد بیاد تو اون اتاق دیگه سعیدم خداحافظی کرد و رفت منم بهش گفتم این اخرین بار بود ما رو هم فراموش کن اونم قبول کردو خداحافظی کردیمو رفت
anal,hardcore,sexy,petite,bangbros,tattoo,tattoos,busty,pretty,big-tits,gostosa,big-boobs,ink,bang-bros,christy-mack,mranal,tetas-grandes,mr-anal,mister-anal,ma9895

From:
Date: March 29, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *