Download complete video now!

ساک زدن بانوی کیمونو ژاپنی واقعا غیرمنتظره و تعجب آور بود

ساک زدن بانوی کیمونو ژاپنی

تو باید از عرق کف پاهای دختره خودت بخوری تا بفهمی یه من ماست چقدر کره داره!بعد صورت فاطمه رو روی کف پاهای بیتا فشار داد و گفت دیکه بسه!!!!فاطمه تو برو گمشو بشین اونجا.من هنوز با دخترت کار دارم.فاطمه گفت:خواهش میکنم.بسشه!!!بیتا دیگه از این کارها نمیکنه!!!بزار ما بریم!!!دوستای آیدا هم گفتن آیدا دیگه تمومش کن.ما هم باید بریم کار داریم.آیدا هم گفت باشه.تموم.فاطمه دیگه از این کارا نکنی!چون میدونی دوباره همین بلا رو سرت میارم!خلاصه فاطمه و دخترش رفتن و دوستای آیدا بلند شدن برن که آیدا گفت:صبر کنید.نرید.من میدونم این فاطمه الان با خواهراش بر میگرده.دوستای آیدا هم گفتن ما کار داریم.بی کار که نیستیم بشینیم اینجا پا و کون بدیم به زن و دختره مردم!تو میخواستی حالش رو بگیری که گرفتی.مطمعن باش دیگه جرات نمیکنه بیاد.خلاصه دوستای آیدا رفتن و یک هفته ای گذشت و دیگه خبری نبود.تا این که بیتا دره خونه در زد و آیدا در رو باز کرد.بیچاره آش نذری آورده بود و واستاد تا آیدا ظرفشون رو شست و داد به بیتا و تشکر کرد و رفت.ده دقیقه ای نگذشته بود که بیتا دوباره زنگ زد.من توی هال بودم دیدم دارن با آیدا صحبت میکنن.من سریع پریدم توی اتاق و در رو بستم و از بالای در داشتم نگاه میکردم.
وسطای سکس درباره فانتزی ضربدری

ساک زدن بانوی کیمونو ژاپنی
ساک زدن بانوی کیمونو ژاپنی

سکس
من امیر و همسرم سارا هر دومون بیست و پنج سالمونه پنج سال قبل تو کتابخونه باهم دوست شدیم و سه ساله ک ازدواج کردیم از نظر قیافه هر دومون سطح خوبی داریم سارا دختر خونگرم و خوش اخلاق و اجتماعیه و واقعا برای خوشبخت کردن یه مرد همه چی تمومه سارا بدن تو پر و قد بلندی داره سینه های ۹۵با قد۱
۷۸سانتی و وزن ۸۰کیلویی با شکم تخت و رون پر و باسن گرد و قلمبه که واقعا تو سکس و‌رابطمون هیچی کم نذاشت و من با این اوصاف هیچی کم نداشتم حتی بخاطر من درد کون دادنم تحمل میکرد اما متاسفانه بعد چند ماه از ازدواج یه شب وسطای سکس با سارا درباره فانتزی ضربدری حرف زدم اخماش رفت تو هم و اون شب سکسمون نیمه کاره موند و کار به قهر کشید از من اصرار و از سارا انکار تا اینکه این اواخر به موازی راضیش کردم یه شب تو یه گروه سکسی با یه زوج آشنا شدم و تو تلگرام گروه زدیم و چهارتایی ویس دادیم برای اثبات اسمشون رضا و سحر بود رضا۳۰وسحر۲۸ساله اونام دنبال رابطه موازی بودن و تاحالا تجربه نداشتن سحر قد کوتاهی داشت و لاغر اندام بود و سارا از همه نظر یه سر و گردن بالاتر از سحر بود و اونا یه دخترم داشتن بعد چند روز چت رومون بهم‌ باز شده بود و گفتیم همو ببینیم برای شب جمعه تو خونه رضا و سحر قرار گذاشتیم قرار شد بچشون وبزارن خونه مادربزرگش اون شب لعنتی از لوکیشن خونه شون و پیدا کردیم یه آپارتمان ۲۰واحدی سمت غرب تهران بود وارد خونه شدیم و دست دادیم و‌ روبوسی

سکس با روزانا حشری

شروع به جق زدن کرد
کردیم‌ رضا همون اول یه دم کونی به سارا زد که واقعا غیرمنتظره و تعجب آور بود رو‌ مبل نشستیم و مشغول خوردن میوه و چایی شدیم سارا طبق معمول چون راحت بودیم روسریشو درآورد اون شب یه سر همی لی با یه تی شرت آستین کوتاه و جوراب زنبوری پوشیده بود که واقعا زیبا و خوردنی شده بود سحرم یه بلیز که روی سینه اش توری بود با یه ساپورت مشکی تنش بود رونای پر و کس قلمبه اش از زیر ساپورت بهم چشمک میزد مشغول جرئت و حقیقت شدیم و رضا از من خواست سحر و ببوسم و من سحر و بوسیدم و رضا هم بی هوا گونه سارا رو بوسید ساعت تقریبا دوازده بود که رضا گفت موافقید بریم رو تخت و پیش هم بخوابیم سارا و سحر با اکراه قبول کردن رضا برق اتاق و خاموش کرد و چراغ خواب روشن کرد رو تخت ولو شدیم من رو سارا خوابیدم و شروع کردیم به لب گرفتن رضا تی شرت و سوتین سحر و‌در آورد سینه هاش سفت بود و سایز هفتاد منم سر همی سارا رو باز کردم و رضا لخت شد و شروع به جق زدن کرد و با سینه های سحر ور میرفت و ازش لب میگرفت ماهم لخت شده بودیم و مشغول لب و لیسیدن بودیم و‌ توجهی به سحر و‌رضا نداشتیم که رضا که سمت راست سحر بود اومد سمت چپ و چسبید به سارا و شروع کرد به لیسیدن گردن و گوش سارا و میک زدن سینه هاش

همه شهوتم خوابیده
سارا سعی کرد دورش کنه اما دست بردار نبود منم با لحن تند بهش گفتم که از سارا دور بشه اما همین لحظه آبش اومد و‌ریخت رو سینه و صورت سارا من که با این صحنه ها همه شهوتم خوابیده بود یه سیلی به رضا زدم و‌پرتش کردم رو زمین دلم میخواست جرش بدم سارا رفت دستشویی و بالا آورد منم تو سطل زباله کنار تخت بالا آوردم لباسامون و‌پوشیدیم و بدون خداحافظی از خونه شون زدیم بیرون و‌تو آسانسور هردمون گریه افتادیم اون شب تا صبح سیگار کشیدیم‌و تو خیابونای تهران پرسه زدیم حالم از خودم‌ بهم میخورد و از سارا خجالت میکشیدم واقعا دوسش داشتم و این دوست داشتن حتی نذاشت به سحر دست بزنم سارا ساکت بود و افسرده و خودشو مقصر میدونست اون شب لعنتی باعث شد هر دومون زیر نظر روانشناس تحت درمان باشیم
mature,mom,footjob,sister,feet,roleplay,taboo,gilf,fifi-foxx,leilani-lei

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *