سكس الماني کوس چاقال هشسری چهارتا کیر و حریفه

سكس الماني کوس چاقال هشسری چهارتا کیر و حریفه

سكس الماني نشناختم کلی عوض شده بود حسابی به خودش رسیده بود و خیلی نازو خوشگل شده بود خلاصه اومد نشست تو ماشین و یه ساعتی با هم دور زدیم از خودمون گفتیم اون گفت که خواستگار اومده واسش و میخواد ازدواج کنه همین روزا گفتم ای سگ تو این شانس به روش دیگه نیاوردم که تو که میخواستی ازدواج کنی واسه چی به من زنگ زدی دورامون رو زدیمو رسوندمش خونشون موقع برگشتن همش داشتم به استیل و قیافش فکر میکردم خوار کسه عجب چیزی شده بود داشتم دیوونه میشدم دیگه ، هی تو این فکر بودم که اینو چه جوری بکنمش که یه فکری به سرم زد گفتم یا جواب میده یا نمیده ، فرداش سریع بهش زنگ زدم و قرار گذاشتم بعد از بعد از ظهر گفت بعد از اتمام کارم بیا دنبالم منم رفتم دنبالش دوباره با ماشین یک ساعتی بود دور زدیم خودم رفتم جای خلوت که کسی نباشه بعد بهش گفتم کی قراره ازدواج کنی گفت تا یه چند وقت دیگه ملوم میشه منم سریع اون ترفندی که تو ذهنم اومده بود رو سكس الماني به کار بردم گفتم ببین مریم من میدونم تو چه جور ادمی هستی میدونم ادم مذهبی هستی و دستت به هیچ پسری نخورده ولی بدون من خیلی دوس داشتم برای بک بارم که شده جای شوهرت باشم گفت ینی چی گفتم تو که میخوای تا چند وقت دیگه ازدواج کنی خب بیا تا اون موقع صیغه من شو اونم جا خورد گفت من دخترم نمیتونم صیغه بشم گفتم بابا جووون میشه من خودم از چند تا مرجع پرسیدم گفتن دختر که بالغ باشه و بتونه خوب و از بد تشخیص
شروع کرد به خوردن سینه هام

تینیجر حشری و خدمتکار کوسو

کاندومو دادم به ندا و گفتم خودت بازش کن،باز کرد و خودش گذاشت روی کیرم و بعد کشید روش
رفتم روی تخت یکم لب گرفتم و لنگاشو دادم بالا سکس المانی یواش سكس الماني کیرو سر دادم توی کسش،چقدر گرم بود
بعد کم کم تلنبه میزدم پشت سر هم کم کم صداشت رفت بالا گردنمو با دستش گرفت و حالت خفگی بهم دست داد اما خیلیییی لذت داشت، بعد چند دقیقه خسته شدم،من دراز کشیدم اون اومد نشست روی کیرم ،با دودست سینه های بزرگشو فشار میدادم ،اونم اینقدر زده بود بالا بازو هامو چنگ میزد که واقعا حس خوبی بهم دست میداد
دوباره جامونو با هم عوض کردیم اما اینبار لنگاشو چسبوندم به شونش و همزمان با تلنبه لب هم میگرفتم
یکم گذشت نوید هم اومد داخل اتاق،ندا گفت سکس المانی تو هم سكس الماني بیا به ما ملحق شو
نوید از پشت داگی میزاشت و من کاندومو در اوردم و کیرمو گذاشتنم دهنش،خیلی با ولع میخوردم
همزمان که با ماهیچه حلقش کیرمو جابه جا میکرد با یک دستش هم تخمامو میمالید
خیلی سر صداش زیاد شده بود معلوم بود سکس المانی خیلییی حشریه
گفت خیلی گرمه رفتیم توی هال ساختمون و جلوی کولر ادامه دادیم

سکس
_ میتونم از دستشویی استفاده کنم؟!
+ … بله بله حتما
ترجیح دادم تا برگشتن اون، لباس هامو در بیارم… فقط سوتین و شورت تنم بود.
با دیدن بدن لخت من جا خورد و به سینه ام خیره شد و بعد از مکث کوتاهی سرش رو پایین انداخت.
_منتظر چی هستی؟ حاضرشو دیگه!
احساس کردم میخواد حرفی بزنه اما همونطوری که به گل های فرش خیره شده بود، شروع کرد به باز کردن دکمه های پیراهنش. و بعد دکمه شلوارش. از روی شورت مشکی و نسبتا تنگی که تنش باقی مونده بود، معلوم بود هنوز راست نکرده بود، برعکس اکثر مشتری ها…
کنارم دراز کشید و سریع اما آروم لبا هامو بوسید. اول چند بوسه معمولی روی لب و بعد شروع شدن زبون بازی. از نوع بوسه سكس الماني ها معلوم بود تجربه زیادی نداره. دست پاچه بودن توی حرکات دست و لرزش ریز لب هاش مشخص بود. خواستم کاری کنم که از این حالت خارج بشه، واسه همین به پشت دراز کشیدم و سامان رو ، روی خودم کشیدم و به بوسه ها ادامه دادیم… به سمت سینه ام که رفت ذوق و علاقه رو توی چشماش میدیدم. بدون وقفه شروع کرد به خوردن سینه هام. با ولع زیادی نوک سینه هامو میک میزد. هرچقدر که توی لب و بوسه ضعیف بود، توی خوردن سینه عالی بود!

اسپرم های شیطون همه جا پچیده شدن

کاس سینه هامو بخوره
مدت ها بود از خورده شدن سینه هام اینطور لذت نبرده بودم و دوست داشتم سرش رو به سمت سینه ام سكس الماني فشار بدم، همون کاری که دوران جوانی با معشوقم میکردم. اما… اما اون فقط یه مشتریه، همین!
_هی… چیکار میکنی؟! زودتر کارتو تموم کن. دوست دخترت که نیستم!
+اما !
_اما نداره! زود باش
از روی من بلند شد و شورتش رو درآورد. کیر معمولی و سفیدی داشت. کاندوم رو سریع روی کیرش کشید… پاهامو باز کردم و با سر اشاره کردم که شروع کن.

کیرش رو چندباری روی کص ام مالوند
کیرش رو چندباری روی کص ام مالوند و آروم سر کیرش رو رد کرد و با دو سه تلمبه شروع کرد. سكس الماني سرش رو به سمت صورتم آورد، توی ذهنم گفتم کاس سینه هامو بخوره،توی همین حال خواستم لب هامو جلو ببرم که به سمت سینه ام رفت ! همراه با تلمبه ها به خوردن سینه ام مشغول شد. تنش بوی آشنای عشقم رو میداد، دوست داشتم دستامو دور کمرش حلقه کنم اما باید حد و حدود خودم رو رعایت میکردم! آه آروم و بهم جمع شدن صورتش، خبر از ارضا شدنش میداد… اولین بار بود از زود ارضا شدن مشتری ناراحت بودم!…
سرعت زیادی توی پوشیدن لباس داشت! در حالی که داشت دکمه سكس الماني های پیراهنش رو میبست، با همون حالت خجالت و سری رو به پایین گفت ببخشید!
سکس المانی سکس آلمانی سکسی المانی داستان سکس ضربدری سکس ضربدری ایرانی سکس ضربدری کون کردن سکس امرکایی الکسیس سکس عکس کس ایرانی سکس خفن ایرانی

Actors: Anna De Ville

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *