لیه گوتی ماساژور حشری و دختر لخت و کوس خیس Leah Gotti

لیه گوتی ماساژور حشری و دختر لخت و کوس خیس

لیه گوتی Leah Gotti دکمه ی شلوارشو باز کردم و شورت و شلوارو تا زانوش پایین کشیدم و زبونمو روی کسِ خیس و گرمش گذاشتم . سرعت زبونمو بین پاش بیشتر کردم و سرمو بین پاهاش فشار دادم . به قدی تحریک شده بود که چشاش به زور باز میشد با دستش فشار سرمو لیه گوتی روی کسش بیشتر کرد و بعدِ چند لحظه پاهاشو بهم جمع کرد . کل بدنش برای ثانیه ای به لرزه افتاد . لبای سردشو رو لبام گذاشت . به پشت برگشت و کیرمو به دستش گرفت . کیرمو بین پاهاش جا داد . با چند کمر ، همه ی آبی که تو آلتم جمع شده بود رو به کمرش پاشیدم . چند روز بعد تولد سودا بود . میخواستم همه چی عالی پیش بره . صبح زود آماده شدم تا برم براش کادو لیه گوتی بخرم . دوست داشتم انتخابی بکنم که به چشم سودا ارزشمند باشه . از صبح تا شب کل بازارو زیرو رو کردم و بالاخره تونستم با پولی که دارم حلقه ی بدل قشنگی براش بخرم . الانا که فکرشو میکنم تو نظرم اون حلقه هیچ ارزشی نداشت ولی من کلِ پولامو بابتِ اون حلقه خرج کردم دستم کجای بدنش رو لمس میکنه دلم شور میزد . وقتی رسیدم و شلوغی دور کانکس دایی جان رو دیدم www shahvani com حسابی شوکه شدم و به تندی سمت کانکس دویدم . چند ماشین یگان امداد نیروی انتظامی و آمبولانس اطراف کانکس دور کانکس بودند . لیه گوتی انگار اتفاق مهمی افتاده بود که دور ساختمان رو نوار کشی کرده بودند . وقتی سودا رو تو ماشین آگاهی دیدم دست و پام سست شد و برای لحظه ای چشام سیاهی رفت . به سمت ماشین آگاهی قدم برداشتم تا بپرسم ماجرا چیه ولی سرباز آگاهی اجازه نداد به ماشین نزدیک بشم . مادر سودا یه گوشه ای فقط گریه و زاری میکرد و با دستاش به سر خودش میکوبید و مدام میگفت : بد بخت شدم ای خداا دخترمو بردند . چشامو برگردوندم و جنازه ای رو برانکارد دیدم . با پرس و جو فهمیدم سودا دو نفرو به قتل رسونده . دایی جان لیه گوتی و همکارشو . سرباز آگاهی میگفت : انگار از ترسش با شیشه خرده به همه جای بدنشون کشیده و اونقدر ازشون خون رفته تا تموم کردند . افسر آگاهی ازم درخواست کرد باهاش برم و جنازه ی دایی جان رو Leah Gotti شناسایی بکنم . سودا با اون چشمای زیباش تو ماشین آگاهی گریه میکرد و من نمیتونستم نزدیک تر برم . سیصد بار تو اتاق شش متری قدم زدم اونشب سرنوشتنو نفرین کردم آخرین ملاقات سودا بود قبل از اعدام خانواده ی همکارِ دایی از دادگاه قصاص میخواستند . بعد از کلی تجدید نظر رای قاضی همون لیه گوتی رای بود که بار اول به اجرای احکام فرستاده بود . سودا تو برگه ی وصیتش خواسته بود ، قبل از اعدامش منو ببینه . با اون چادر گل گلی آبی روبه روم نشست .

سکس

تو رو خدا مامان معذرت میخوام!!!!میدونی که من پاهام رو زیاد نمیشورم!آیدا دوباره زد زیره خنده و گفت:حقته فاطمه!!!با اون خواهرای کون ناشورت!!!!!تو باید از عرق کف پاهای دختره خودت بخوری تا بفهمی یه من ماست چقدر کره داره!بعد صورت فاطمه رو روی کف پاهای بیتا فشار داد و گفت دیکه بسه!!!!فاطمه تو برو گمشو بشین اونجا.من هنوز با دخترت
من مساژورم ,اولین شرت هم وش یه ماساژ خوب اینه که طرف تمیز باشه ,وقتی رسیدم مشتریم تو حمام بود ,چون خیلی کوس بود تصمیم گرفتم یه ماساژ ویژه کیر زیر دوش بهش بدم

کوس تنگ آسیایی پذیریی از کیر پر اسپرم Leah Gotti

سكس انجيلا وايت أنجيلا وايت انجيلا وايت سکس میلف ایرانی سكس ميلف

kir2kos com kir2kos net kir2kos shahvani com www shahvani com shahvani

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *