Download complete video now!

ماساژ و بازی با چوچوله بوی دهنش فهمیدم احتمالا بعد از ناهارش

ماساژ و بازی با چوچوله

شروع کردیم لب گرفتن و بعد دستم بردم تو سینه هاش و گردنشو میخوردم گفتم تو ماشین فایده نداره بیا بریم خونه داداشم اونجا کسی نیست اولش گفت نه و از این حرفا بعدش راضی شد رفتیم خونه داداشم رفتیم تو پذیرایی دراز کشیدم گفتم بیا رو پاهام بشین اونم اومد باسنشو گذاشت رو پاهام وای خیلی نرم بود کونش یه کم دست زدم گفت نکن شیطون گفتم بیا لباسامونو در بیاریم گفت نمیزارم بکنی از پشت ها فقط لاپایی گفتم باش لباسامونو در اوردیم یه پتو هم اوردم انداختم رو خودمون از پشت بهش چسبیده بودم کیرمو گذاشته بودم لای رونش عقب جلو میکردم بعدش گفتم مهسا اینجوری به من حال نمیده گفت خب اروم بکن از پشت منم که از خدام بود گفتم چشم رفتم سر لوازم ارایش زن داداشم دیدم یه کرم خشکی پوست بود اوردمش گفتم کیرمو بخور یکم لیز شه گفت نه من بدم میاد منم اصراری نکردم.خوابیدم پشت سرش یه کم کرمو زدم رو کیرم یه کمم زدم دم سوراخش ،اروم کیرمو گذاشتم دم سوراخش با هزارتا بدبختی فرستادمش داخل سامانم فقط لاپایی کرده بودش خودش گفت..کیرمو کردم تو کونش صدای شلق شلق میومد این صدا حشرمو بیشتر میکرد تا ته کیرمو کردم تو کونش اونم فقط هی میگفت تو رو خدا درش بیار ولی من اهمیت نمیدادم یه پنج دیقه از کون کردمش که دیدم ابم داره میاد درش اوردم ریختمش رو کمرش بعد یه یه دیقه خوابیدم روش بعدش بلند شدیم و زدیم بیرون و رسوندمش تا در خونه شمارمو گرفت بعدش رفت زنگ زد و شمارشو سیو کردم.دیگه پایه خودم شده سامانم چون سرباز بود دیگه محلش نمیذاشت مهسا…الانم با همیم و فقط میخوایم دوست باشیم با هم بیش از ده بار هم سکس کردی
چسبیده بودم بهش

ماساژ و بازی با چوچوله
 

سکس
امروز دانشگاه نداشتم و خونه مونده بودم. ساعت حدود ۳ بعد از ظهر بود که دیدم در میزنن، در رو که باز کردم دیدم مامان رضا ست، دنبال رضا اومده بود، میگفت رضا امروز خونه نبوده و زنگ هم که زده فهمیده که سر کار هم نرفته.فکر میکرد شاید پهلوی من باشه. مامان رضا با رضا مشکل داشت، ولی‌ خوب حالا ما کاری به اون قسمت ماجرا‌ نداریم. همینجور که پشت در ایستاده بود و حرف میزد از بوی دهنش فهمیدم احتمالا بعد از ناهارش یه مشروب مفصلی هم خورده. تقریبا ملنگ بود و لپّ هاش گٔل انداخته بود. یه تی شرت زرد با یه دامن مشکی‌ تنش بود که از روی تی شرت می‌تونستم نوک ممه هاش رو ببینم و معلوم بود که سوتين نبسته. یک لحظه چشمم به ساق پاهای سفیدش افتاد که با ناخن‌های لاک زده قرمز از زیر اون دامن حریر مشکی‌ خود نمائی میکرد. هر فکری بغیر از آوردنش تو و کردن یه همچین لعبتی تو این وقت روز که هیچکی خونه نبود و خود زنه هم مست و ملنگ بود، خریت محض بود. بهش تعارف کردم که بیاد تو. اول گفت نه، ولی‌ وقتی‌ خواهش کردم که حالا اگه میشه بیاین تو يکی دو تا پیک مشروب هم با من بخورین، پاش سست شد و اومد تو. من وقت مشروب خوردن باهاش رو نداشتم و باید هرچی‌ زودتر ردش می‌کردم میرفت، خودش هم به اندازه کافی‌ مست بود. با دوتا بفرمائین بفرمائین، خواهش می‌کنم، راهنمأیش کردم به سمت اتاقم. می‌دونست کسی‌ خونه نیست، اومد دنبالم، به محض اینکه در اتاقم رو بستم، از پشت دوتا شونه هاش رو گرفتم و گفتم، وای مامان رضا خیلی‌ خوش اومدین. یه خنده ای کرد و یه کم رفت جلو، گفت این مشروبت کجاست؟ این‌دفعه یه کم بیشتر بغلش کردم و گفتم الان برات میارم، شما که از ما جلوتر هم هستین مثل اینکه، چه بوی خوبی‌ هم میدین. و در حین گفتن این جمله، سرم رو بردم کنار گوشش و گردنش و طوری که لبم به گردنش بخوره بوش کردم و گفتم، هوم چه بوی الکل خوشگلی هم میدی. تقریبا راه فرار نداشت، دوتا شونه هاش رو گرفته بودم و از عقب چسبیده بودم بهش. با دوتا دستش سعی‌ داشت دستای منو از رو شونه هاش برداره، ولی‌ خوب زیاد زور نمی‌زد.

لهو و لعب با کوس چاق پولدار

کیرم رو گذشتم لای پاش
چیکار داری میکنی‌؟ دیگه کار از کار گذشته بود. با دست چپم دور سینه اش حلقه زدم و با همون دست بازوی دست راستش رو محکم گرفتم. تقریبا قفل شده بود تو بغلم. دست راستم آزاد بود و داشتم باهاش شکمش رو میمالیدم و همزمان گردنش رو ماچ می‌کردم. از روی دامن یواش یواش دستم رو بردم پایین و تا وسط پاش و کوس ش رو گرفتم. تو بغلم وول میخورد و ناله میکرد و هی‌ میگفت چیکار داری میکنی‌.توی همون حالت دستم رو بردم زیر دامنش و مستقیم رفتم تو شرتش. انگشت وسطم تو کوسش بود و کسش رو چنگ ميزدم . خودش هم دولا شده بود و کونش چسبیده بود به کیر من که یه شورت و شورتک نخی بیشتر پام نبود…دیگه دست چپم هم آزاد شده بود، دوتا دستش رو گذشته بود لب ميز. در حالی‌ که تقریبا به طور کامل تو بغلم قلاب شده بود، با دست چپم از زیر تی شرت سینه هاش رو میمالیدم، با لبم گردن و گوشش رو میخوردم و با دست راستم هنوز تو شرتش کسش رو چنگ میزدم.. دیوونه شده بود و فقط ناله میکرد. توهمون حال شورتک و شرتم رو با هم در آوردم و بدون اینکه دامش رو در بیارم، شرتش رو از همون زير تا زانو کشیدم پایین، موهای کوسش حسابی‌ عرق کرده بود. از پشت دست انداختم لای قارچ کونش و مستقیم رفتم سراغ سوراخ کون.. دامنش رو با موچ دست چپم گرفتم بالا و با دست راستم کیرم رو که داغ و آماده انفجار بود گذشتم لای پاش

کیرم تا آخر سُر خورد
با انگشت اشاره سوراخ کونش رو پیدا کردم و سر کیرم رو گذشتم دم سوراخ کونش. مامان رضا همینطور ناله میکرد و نه، نه میکرد.سر کیرم رفت تو. گرمای کونش رو با تمام کيرم حس می‌کردم ، عرق لای پای مامان رضا و آب اولیه کیرم محیط رو داغ و لزج کرده بود. کیرم تا آخر سُر خورد تو. مامان رضا نفسش بند اومده بود و فقط آه و ناله میکرد.محکم داشتم می کوبيدم رو کونش و مثل عقاب چسبیده بودم بهش.آبم داشت میومد. برام دیگه اهمیتی نداشت. با فشار تمام آبم رو تو کونش خالی‌ کردم. دوتا مون یه آه عمیق کشیدیم. فکر کنم اون هم ارضا شده بود.شاید نزدیک به یک دقیقه تو همون حالت بودیم که کیرم یواش یواش از سوراخ کونش اومد بیرون. برش گردوندم و یه ماچ اساسی‌ از لبش کردم و موهاش رو نوازش کردم و تو گوشش گفتم خیلی‌ باحالی‌. لبخند رضايت و برق چشماش ميگفت که خانوم هم حسابی حال کرده. اون که رفت دستشوی ولو شدم رو تخت و یه سیگاری روشن کردم
cumshot,cum,black,latina,interracial,blowjob,amateur,homemade,deepthroat,cumshots,bigdick,blowjobs,oral,bondage,head,lips,sloppy,bbc,bigblackdick,dslaf

From:
Date: March 29, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *