Download complete video now!

مامانی حشری کیر سیاه نصیبش میشه

مامانی حشری کیر سیاه نصیبش میشه

بیتا خیلی داشت تقلا میکرد و زیر کف پاهای زنم خفه میشد!اخه فکر کنید از دیشب پاهای زنم توی کفش بودن و عرقی بودن!!!!همون موقع از کفش دراورده و گذاشته روی صورت یه دختر بیست ساله!!!!!پاهایی که خیلی عرقی بودن و بو میدادن!!!!در این بین فاطمه هم داشت کف پاهای مهدیه و دوستاش رو به نوبت میخورد و میلیسید!اینقدر خورده بود که کف پاهای مهدیه خیس شده بودن!!!فاطمه با کراهت لیس میزد و میگفت:اومممم…….اوففففف……مزه عرق بومادرون میده پاهاتون!!!!مهدیه و دوستاش هم زدن زیره خنده!!!!نیم ساعتی گذشت و آیدا که بیتا رو واقعا گاییده بود و صورت بیتا با عرق کف پاهای آیدا سرخ شده بود بلند کرد و برد توی کون بزرگ مهدیه!!!!فاطمه هم داد زد نامرده جنده دخترم رو ول کن!!!!!خفه شد!!!!!
بیتا هم توی کون مهدیه داشت خفه میشد و جون میداد!!!و میگفت:اوممممم………اومممممم……..
بعد آیدا شلوار خودش رو کشید پایین و دهن بیتا رو گذاشت روی کس خودش و گفت:کسم رو بخور!!!!بیتا هم توی کس زنم داشت خفه میشد و به ناچار با کراهت از کسه آیدا میخورد و غور میزد و میگفت:جنده……اومممممم…….کثافت آشغال با این کسه چرکیت
بادست لای کونمو بازکردم

مامانی حشری کیر سیاه نصیبش میشه
مامانی حشری کیر سیاه نصیبش میشه

سکس
اون دوستش که مزرعه داشتن کون میده!!!توکونم مداد،خودکار،ماژیک،خیارقلمی،دسته چوبی چاه بازکن و… میکردم ولی هیچ کدومشون بهم حال نمیداد.تومحلمون چندنفری دنبال کونم بودن ولی من ازترس تابلوشدن بهشون پانمیدادم.مادرم بچه روستا بودوما تابستون میرفتیم اونجا یکی ازاقوام دورمادرم یه پسری داشت به اسم ناصرکه ازمن بزرگتربودخیلی شربودمادربزرگم بهم میگفت حق نداری باناصردوست بشی ولی من ازش خوشم اومده بودواون روبهترین گزینه برای گاییدن کونم میدونستم.ناصرم بامن گرم گرفته بودومیدونستم منتظرچراغ سبزمنه تا ابشو توکونم خالی کنه!!!برخلاف خونه مادربزرگم ناصرتوخونشون تلویزیون داشتن واین برای من فرصت خوبی بودتابانق زدن ازاینکه حوصلم سرمیره برم خونشون برای دیدن کارتون.البته شبهایی که سریال اوشین بودهم بقیه هم میومدن اونجابرای شب نشینی وتماشای سریال.تقریباروزها همه مشغول کاربودن من صبح میرفتم خونه ناصرکه کارتون ببینم اون روزیه شلوارورزشی ابی که کنارش سه تاخط سفیدداشت پام بودکه قلمبگی کونم بیشترتوچشم بودناصرتازه ازخواب بیدارشده بودیه بیژامه نخی پاش بودکه موقع راه رفتن حرکت کیرشو میشددید.تشک ناصرهنوزجلوی تلویزیون پهن بودمنم رفتم به شکم خوابیدم روتشک.اون روزموقع پخش کارتون رامکال بودناصراومدتواطاق کارتون شروع شدنا صرکنارم نشست بهش گفتم فکرکنم این پسره که مزرعه دارن استرلینگ رومیکنه خندیدگفت اره!

ممه های ۸۵ سر کار دردسر ساز شد

لای کونم لیزشده بود
کاش من استرلینگ بودم توهم پسرمزرعه دار.برگشتم بهش نگاه کردم گفت واقعا دوست داری!گفتم اره خیلی.خودم شلوارمو کشیدم پایین بادست لای کونمو بازکردم تا سوراخم دیده بشه ناصرم که منتظرچراغ سبزمن بودباگفتن جان چه کون چاقی مثل قحطی زده ها شروع کردبه مالیدن کونم وبوسیدن صورتم بهش گفتم زودباش تاکسی نیومده.شلوارمو کامل درش اورد.شلوارخودشم دراوردمن برگشتم تا کیری که میخواست بره توکونم روببینم.کیربلندی داشت بایه سرقارچی شکل!نیمه شق بود.گفت قبلا کسی کونتو کرده گفتم نه گفت یکم درد داره گفتم فقط سرشوجاکن گفت باشه بادست لای کونمو بازکردم توسوراخم تف انداخت شروع کرددرمالی کردن کیرش شق بشه وقتی شق شدگفت میخوام بکنم توش گفتم بکن فشاردادسرش بادردرفت توش گفتم اخخخخخ خیلی باچیزای دیگه فرق داشت خوابید بالام توگوشم گفت چه کون نرم وگرمی داری گفتم پسندیدیش گفت اره ازهمون روزاول که اومدی منتظراین لحظه بودم. ازروم بلندشد ازکونم کشیدبیرون خودش بادست لمبراموازهم بازکرد تف انداخت توش هی کونموبازوبسته میکردوتف مینداخت لای کونم لیزشده بود.سرشو جاکردگفتم اخخ ناصربیشترفشاردادتانصفه جاکردسوراخم میسوخت ولی حالم میداد.شروع کردتلمبه زدن یه چیزسفت ولیز توکونم حرکت میکرد بهم گفت خوشت میاد منم گفتم اره خیلی حال میده!کونمودادم بالاترتا بهتربتونه تمامشو جاکنه نمیدونم چندتاتلمبه زدکه گفت داره ابم میاد گفتم بریز توکونم اونم باچندتاتلمبه محکم کونمو پراب کردلزرش تنشو بالام احساس کردم حس اینکه اب یه نفری روکه دوستش داشتم رواوردم برام شیرین بود.کیرش توکونم کوچیک شدولغزیدبیرون کنارم دارازکشید وبادست کپلموفشارداد من کیرشونگاه کردم مثل یه مارکوچیک بود.رفتم دستشویی بایه زوراب ناصرهمراه باصدا ازکونم ریخت بیرون سوراخم یکم بازشده بوداومدم تواطاق ومشغول تلویزیون نگاه کردن شدم.

لرزید و گفت ابمو اوردی کونی
دوباره به شکم خوابیدم روتشک سوراخم یکم میسوخت اماحس خوبی داشتم ازاینکه یه کیرتوکونم رفته بود.شروع کردم با کیرش بازی کردن تاشاید دوباره کونم به فیض برسه ناصرم دست انداخت لای کونم وباسوراخم بازی ورمیرفت هردوساکت بودیم کیرش داشت سفت میشدومن میخواستم برای دومین بارکونم روبه گاییدن بدم.بهش گفتم ایندفعه من خودم سوارکیرت میشم گفت باشه کیرشو تفی کردم یه تفم زدم به سوراخم ورفتم نشستم روکیرش بایه فشارکلاهکش رفت توش یکم سوخت دستامو گذاشتم روسینش وکم کم فروکردم توکونم تااخرش رفت توش چشم توچشم بودیم یکم خودمو به حالت چرخشی روکیرش حرکت دادم ناصرگفت زانوبزن منم زانوهاموگذاشتم کنارپاهاش بادست کپلاموگرفت شروع کردم بالاوپایین شدن کیرشو قشنگ توکونم حس میکردم ناصرکپلاموفشارمیدادوازکونم تعریف میکردمنم یه حس خوبی داشتم ازاینکه بهش دارم حال میدم واون ازکونم خوشش اومده بودخیلی دوست داشتم وقتی کیرش میره توکونم سوراخمو ببینم بادست ازپشت باخایه هاش بازی میکردم ناله هاش بلندشد بهم گفت ازروکیرش بلندشم وبه شکم بخوابم منم خوابیدم اومدروکونم وفروکردتوش صدای برخوردشکمش باکونم همراه نفس زدنش توگوشم بود منم زیرش تکون نمیتونستم بخورم که گفت داره میاد منم کونمو دادم بالاترکه دوباره بالام لرزید و گفت ابمو اوردی کونی!نمیدونم چراولی ازاین حرفش خیلی خوشم اومد.ازتوش دراوردوکنارم ولوشد عرق کرده بودیه سیلی زدبه کونم گفت عجب کونی داری مثل طالبی میمونه لامصب!احساس میکردم یه چیزی تو سوراخم حرکت میکنه دوست نداشتم ابشوبریزم بیرون واسه همین یه تیکه پارچه کردم تو سوراخم تا ابش بیرون نریزه شلوارمو پوشیدم و با ناصر زدیم بیرون ازخونه قرار شد بریم باغشون و انگور بچینیم و بخوریم. تو مسیر ناصر چند با دست کونمو مالید میگفت اگه بازم کیرش بلندبشه منو میکنه منم بیشتربراش عشوه میومدم تادوباره شق کنه البته چون بچه روستا بود و تخم مرغ خانگی با روغن زرد میخورد میتونست چند بار کون بکنه
verified profile,sex,blonde,petite,milf,amateur,homemade,curvy,american,pussy-fucking,drilled,family,reality,taboo,stuck,step-son,step-mom,trapped,step-mother,awkward,fucked-while-stuck

From:
Date: April 2, 2020

One thought on “مامانی حشری کیر سیاه نصیبش میشه

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *