Download complete video now!

مامان بزرگ حشری در حال داگی دادن شدو گفت کاش یه جا گیرمون

مامان بزرگ حشری در حال داگی دادن

خوب عکس هم میگیریم ازش.بعد اگر حرفی زد میگیم عکس ها رو نشون زن های همسایه های دیگه میدیم.که همه بفهمم چقدر ذلیل شدی زیر کف پاهامون.آیدا گفت راست میگی….این جوری دیگه دهنش بسته میمونه.من گفتم خوب من چه کار کنم.سمیرا گفت تو برو توی اتاق از بالای پنجره شیشه ای اتاق نگاه کن اگر تونستی عکس و فیلم هم بگیر. ما خودمون ازش عکس میگیریم ولی اگر خاستی تو هم بگیر.آیدا گفت سمیرا حالا پاهات بو میدن که فاطمه با بوی کف پاهات خفه بشه؟سمیرا گفت:اتفاقا 2 روزه پاهام رو نشستم.بعد کف پاش رو اورد بالا و گذاشت روی بینی آیدا!!!!!آیدا گفت:اوف…..فف…..چه بوی عرقی میدن کف پاهات.فاطمه خفه میشه بیچاره.آیدا گفت من دیروز حموم بودم بزار یه یک ساعت پاهام توی کفش های قدیمی باشه که بو بگیره.تو هم پاهات رو بکن توی کفش که بوش بیشتر بشه.خلاصه آیدا و سمیرا 1 ساعت پاهاشون رو توی کفش نگه داشتن بعد آیدا رفت
کیرمو کرد تو دهنش واسم ساک بزنه
اون زمان حدود سال ٨٧ نه تلگرام بود نه اینستا بود. یه برنامه یاهو مسنجر بود که میتونستی بری تو گروه ایرانی ها و با مردم چت کنی. تو همین چتها بودم که یکی اعضای گروه ازم خوشش اومده بود و بهم پیام داد و اول فکر کردم پسره بعد که وب داد دیدم یه دختره نسبتا سفید پشت میز کامپیوترش نشسته و باهام چت میکنه. قیافه اش بد نبود چشای درشتی داشت. یه چند هفته ای باهم چت کردیم که دیدم خیلی ازم دوره اون بچه شاهرود بود من بچه کردستان. کم کم رابطه چت کردنمو باهاش کم کردم که بیخیالم بشه تا اینکه کنکور دادم و حسابداری گنبد کاووس قبول شدم. آقا ما رفتیم دانشگاه که یه روز تو سایت کامپیوتر دانشگاه بودم یاهو رو باز کردم دیدم بازم پیام داده منم با خودم گفتم از گنبد تا شاهرود دوسه ساعت بیشتر راه نیست برم ببینمش اونجام هم اگه موقعیتش پیش بیاد باهاش یه حالی بکنم. یادمه سه شنبه کلاس نداشتم گفتم برم قال قضیه رو بکنم ببینمش.

مامان بزرگ حشری در حال داگی دادن
مامان بزرگ حشری در حال داگی دادن

سکس
رفتم شاهرود آدرسو داد.داشت کم کم بارون پاییزی سردی میومد.. آقا تا دیدم جا خوردم. اون دختره بیشرف اصلا نگفته بود که اینقد کوتوله اس… باور کنید قدش یه مترو نیمم نمیشد… از دور دیدمش گفتم قالش بزارم برم تا منو ندیده که یهو دست تکون داد واسم و دیگه مجبور شدم برم پیشش. نمیدونستم چیکار کنم. باور کنین عین این بود که با دختر بچه دارم قدم میزنم.. از خیابونا پیاده میرفتیم همه نگامون میکردن انگار بچه منه دستش تو دستمه. همینجوری داشتیم قدم میزدیم و کسشعر تحویل هم میدادیم که رسیدیم یه پارک خیلی بزرگ که مریم گفت اینجا پارک جنگلی شاهروده و بریم تو پارک. ساعت نزدیکای دو ظهر شده بود بارون هم داشت میومد و وسط هفته بود تو اون پارک صاحب مرده هم پرنده پر نمیزد. رفتیم یه گوشه چسپیده بهم نشستیم پشت چنتا درخت. باز یکم کسشعر تحویل هم دادیم تو فکرم گفتم تا اینجا که اومدم بزار هم من یه حالی بکنم هم اون. کم کم دستمو بردم دور کمرش و یه لب ازش گرفتم ولی اون یه جوری لبمو میمکید انگار جارو برقی بود. محکم خودشو چسپوند به سینه ام گردنمو میخورد… تا اون موقع نمیدونستم من به گردنم اینقد حساسم باور کنید تا گردنمو خورد کیرم عین چوب سفت شد اونم از خداش بود کیرم سیخ بشه و منم شروع کنم. دیگه منم داغ شدمو سرشو گرفتمو لباشو خوردم و یه دستم از رو مانتوش رو سینه هاش بود که خیلی بزرگ نبودن و یه دستتم از پشت کمرش رسوندم تو شلوراش و کونشو انگشت میکردم که دیدم بابا این خیلی حشریه یه جوری نفس میزد که فکر میکردم الانه نفسش بند بیاد.. یه ده دقیقه ای اینجوری گذشت که کمکم اونم کلافه شدو گفت کاش یه جا گیرمون بیاد باهم حال کنیم. گفتم پاشو یه دوری تو پارک بزنیم ببینم یه جا پیدا میشه یه دوسه دیقه ای گشتیم تو پارک یه اتاق دیدم بالای یه تپه کوچیک که دور تا دورش درخت بود. رفتیم اونجا دیدم درش بازه داخل که شدیم دیدم قبر یه شیخی اونجا بود که معلوم بود مال زمانهای قدیمه که تو هر شهری ازین قبرها هست

دیدم کیر شوهرم رفته تو کون دختر هول من

اونقد کسش تنگ بود نزدیک بود آبم بیاد
ایول عجب جای خوبی گیرمون اومد. منم که کیرم سیخ شده بودو مکان جور شده بود شیخ زنده نمیشناختم چه برسه به مرده اش. داخل اتاق یه پله داشت که وسط اتاق بود و از وسط اتاق به دو بخش بالا و پایین تقسیمش میکرد و قبر شیخ قسمت پایین پله بود. نشستم رو پله و مریم اومد رو پام نشست و فهمیده بود به گردنم خیلی حساسم بازم شروع کرد به خوردنش منم کیرم حسابی شق شده بود و با دستاش از رو شلوار با کیرم بازی میکرد. که کم کم کیرمو درآورد وقتی کیرم درآورد نمیدونم چرا کیرم اینقد باد کرده بود.مریم رفت پایین پله نسشت و شلوارمو تا پایین زانوهام کشید و شروع کرد به خوردن کیرم. کیرم آنچان بزرگ نیست که توفیلمای سوپر میبینین ولی خدایی خیلی بزرگ شده بود آخه دوران دبیرستان و کنکور وقت دختر بازی نداشتم و خیلی وقت بود حتی جلق هم نزده بودم. کیرمو کرد تو دهنش واسم ساک بزنه خوب ساک میزد ولی دندون میزد چون دهنش خیلی کوچیک بود و خیلی درد داشت. بعد یه دقیقه بلندش کردم و دکمه های مانتوشو باز کردم یه تاب قرمز داشت مانتو شو درآوردم از زیر تاب دستمو بردم زیر سوتینش…. فکر میکنید چی لمس کردم؟؟؟ باور کنید هیچ!!! امان از یه مثقال ممه… هیچ… فقط یه سوتین خیلی کوچیک از اون پنبه ای ها بود که زیرشم نمیدونم پارچه گذاشته بود یا دسمال کاغذی… تو دلم به خودم فحش میدادم که چرا اومدم… آخه این که از کس نمیتونه بده ممه هم هیچی.. کونشم خدا میدونه میزاره بکنم یانه…. خلاصه به روش نیاوردمو کم کم دستمو از زیر سوتینش کشیدم بیرون

تا کیرمو مالوندم به لب کسش کیرمو خیس خیس کرد
دستمو کردم تو کسش و تو دلم گفتم یکم دیگه حشریش کنم بهش میگم باید از کون بهم بده.. یکی دو دیقه ای همینجوری با کسش ور رفتم که یهو گفت شلوارمو درمیارم اینجوری نمیتونم ارضا بشم. شلوارشو کشید پایین منم قشنگ با انگشتام با چوچولش بازی کردم خیلی حشرش زده بود بالا… گفتم مریم باید ازکون بکنمت اونم گفت باشه خیلی راحت قبول کرد.. خیلی خوشحال شدم که لااقل یه کون میکنم و ناکام از شاهرود نمیرم.انگشتمو با آب کسش خیس کردمو با سوراخ کونش بازی کرد بعد دوسه دقیقه بزور انگشتمو کردم تو کونش ولی نمیدونم چرا گشاد نمیشد. تف زدم سر کیرمو مریمو رو پله چهار دستوپا کردم و سر کیرمو فشار میدادم بهش ولی هرکاری کردم نرفت تو یکی دو دقیقه کیرمو رو سوراخ کونش فشار دادم دیدم نمیره که نمیره که یهو برگشت گفت چرا اینقد خودتو اذیت میکنی نمیشه تاحالا از پشت ندادم. گفتم چیکار کنم گفت بیا از جلو بکن منم گفتم مگه اپنی گفت آره… منم از خدا خاسته بدون اینگه بگم چرا اپنی کیرمو به کسش مالوندم. وای این مریم چرا اینقد خیس بود کسش. تا کیرمو مالوندم به لب کسش کیرمو خیس خیس کرد و دیگه صبرم تموم شد و آروم فشار دادم داخل کسش… کسش از کونش بهتر بود ولی خدایی تنگ بود یعنی هنوزم من همچین کس تنگی ندیدم. سر کیرمو گذاشتم در کسش کم کم و آروم آروم فشار دادم بزور کیرمو تا ته کردم تو کسش و کمکم تلمبه زدنم شروع شد اونقد کسش تنگ بود که یه دقیقه نشد از تلمبه زدنم نزدیک بود آبم بیاد. کیرمو دراوردم گفتم مریم خیلی زوده آبم بیاد کست واقعا تنگه. گفتم اذیت نمیشی؟ گفت نه اتفاقا خیلی حال میکنم کیرتو تو کسم خیلی قشنگ حس میکنم تا شکمم میادو میره. گفت بزار واست بخورمش گازش بگیرم دیرتر آبت بیاد. فکر خوبی بود. کیرمو دادم بخوره و دندوناش که خیلی تیز بودنو به کیرم میزد که واقعا درد هم داشت.. دوسه دقیقه دندون زد کیرمو گفتم بسه پاشو رو کیرم بشین. من نشستم رو پله پاهام پایین پله ها بود اونم اومد پشتشو بهم کرد و رو کیرم نشست ولی این بار کسش یکم جا باز کرده بود کیرم راحتتر رفت تو کس خیسش… اونقد آب از کسش اومد که تخمام خیس خیس بودن… دیگه فرمون دست خودش بود هرجوری میخاست رو کیرم بالا پایین میکرد. یهو دیدم کسش خیلی تنگتر شد و بالا پایین کردنش یه نظم خاصی داشت که دیدم ارضا شد.. تو همون حالت گفتم مریم منم یکم دیگه ارضا میشم اونم با اینکه ارضا شده بود به زور چند بار دیگه بالا پایین کرد که یهو منم ارضا شدمو کیرم درآوردمو آبمو پاشیدم رو زمین… به زمین نگا کردم دیدم آبم یه راست ریخته شده رو قبر این شیخ خدا بیامرز… از این صحنه هم خنده ام گرفت هم اعصابم یکم تخمی شد
cumshot,teen,blowjob,butt,shaved,chubby,young,oil,big-ass,massage,thick,18,shy,big-tits,innocent,brunete,seduce,big-boobs,natural-tits,hd-porn

From:
Date: April 4, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *