Download complete video now!

ممه های بزرگ باز سره کار دردسر ساز شد

ممه های بزرگ باز سره کار دردسر ساز شد

خلاصه ما طبق عادت قبلیمون به این هم پیشنهاد دادیم که این همش میگفت من میخوام اولین سکسم رو با شوهرم داشته باشم . اگر میخوای منو ببینی باید بیرون با هم قرار بزاریم من خونه نمیام ما هم باهاش بیرون قرار گذاشتیم نشستیم تو تاکسی که تا سمت خونشون با هم بریم من خودمو چسبوندم بهش بلند گفت برو اونور اقا من رنگم تو ماشین عوض شد یارو راننده تاکسی هم رید به ما میخواست ما رو پیاده کنه که برگشت گفت با همیم خلاصه ضایع شدیم اون روز ، بعد از اینکه از هم جدا شدیم پیش خودم گفتم من این سگ پدرو باید بکنم اینجوری فایده نداره یه چند سری به هر ترفندی بود خواستیم بیاریم خونه بازم نشد به خاطر همین دیگه باهاش قهر کردم چون منو دوس داشت به گفته خودش هی اس ام اس میداد اس ام اس های عاشقانه و از این کوفتیا منم جواب نمیدادم اصلا
م
روش دراز کشیدم و کیرم رو گذاشتم لای لمبرای کونش
اوایل که باهاش آشنا شدم یه دختره هیجده ساله ی نا امید بود که خودکشی رو تنها راه رسیدن به آرامش میدونست.
تو دریای محبتم غرقش کردم ،نه تنها بیخیال خودکشی شد ،بلکه شدم دلیل آرامشش.
انگار خودمم سالها بود دنبال یه همچین آدمی میگشتم ،شدم دوای دردش ولی نه تنها دردهای اون بلکه دردهای خودمم خوب شد.
روز و شبم شده بود فکر کردن به سپیده ،اون موقع ها تلگرام و اینجور چیزا نبود.
شب تا صبح با هم اس ام اس بازی میکردیم و بدون ذره ای خستگی ساعتها با هم صحبت میکردیم.
بعد از گذشت یکسال یواش یواش میخواستیم رابطمون رو جدی تر کنیم.

ممه های بزرگ باز سره کار دردسر ساز شد
ممه های بزرگ باز سره کار دردسر ساز شد

سکس
خونشون دیوار به دیوار خونه ی عموم بود.اون می اومد پشت بوم و منم از خونه ی عموم میرفتم پیشش و توی گنجه ی قدیمی که روی پشت بوم خونه ی عموم بود صحبت میکردیم و گاهی بوسه ای رد و بدل میشد.
یواش یواش بوسه های یواشکی جای خودش رو به لب بازی داد،بعدشم خوردن سینه های نازش،ولی این گنجه انقدر کوچیک بود که نمیشد بیشتر از این ها جلو رفت.
چند ماهی کارمون همین بود و شب ها هم به امیده دیدن خواب همدیگه به بستر میرفتیم.
تا روزی که با یکی از رفیقام یه خونه مجردی اجاره کردیم و جا برای سکس کردن ردیف شد.
هیچوقت اولین باری که اومد تو اون خونه رو یادم نمیره.
سنمون کم بود و با اینکه بارها دربارش حرف زده بودیم ،جفتمون خجالت میکشیدیم و رومون نمیشد شروع کنیم.
نشوندمش کنارم و یه دستم رو دور کمرش حلقه کردم ،به خودم فشارش میدادم و تنش رو بو میکشیدم،هنوز بوی عطرش توی دماغمه ،رویال عطر مورد علاقش بود.

دوست دختر حشری با ممه های دلچسب

صورتم رو به صورتش چسبوندم ،آروم بوسش کردم و رفتم سراغ لبای گوشتیش،لب تو لب بودیم و همدیگه رو بوس میکردیم ،زبونم رو وارد دهنش کردم و دستم رو گذاشتم رو سینه های سفت سایز هفتادش و تو دستم فشارش میدادم.
مانتوش رو درآوردم و تیشرتش رو دادم بالا و بعد از بالا زدن سوتینش سرم رو گذاشتم رو سینه هاش ،بهش گفتم سپید میدونی دلم چی میخواد؟؟؟
گفت چی؟
گفتم دلم میخواد همین الان همینطور که سرم رو سینه هاته بمیرم،دوست ندارم هیچوقت از دستت بدم.
چشماش رو گرد کرد و گفت:وا دیوونه این چه حرفیه؟ زبونت رو گاز بگیر ،تو بمیری که من زودتر از تو مردم ،مگه نمیدونی همه دنیامی؟؟؟
میخوای دنیای من رو خراب کنی؟

کله ی کیرم رو وارد سوراخ کونش میکردم
سرم و بلند کردم و تا جایی که جون داشتم یه لب محکم ازش گرفتم و بعدش محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم.
دوباره رفتم سراغ سینه هاش و شروع کردم به خوردن ،کلی سینه هاش رو خوردم و بعد از یه بوسه از لب هاش رفتم سراغ شلوارش ،تا خواستم شلوارش رو دربیارم نذاشت و میگفت خجالت میکشم ،بعد کلی کلنجار رفتن ،گفت روت رو برگردون من خودم در میارم ،تا مطمئن شدم شلوارش رو درآورد برگشتم ،دیدم دستش رو گذاشته رو کسش ،دستش رو بوسیدم و آروم از رو کسش برداشتم ،سرم رو کردم لای پاهاش و شروع کردم به بوسیدنش و خوردنش،چند دقیقه ای درحال خوردن کسش بودم که دیگه طاقت نیاورد و شروع کرد به آه و ناله و سرم رو به کسش فشار میداد و به خودش میپیچید.
یکم بعد من رو کشید رو خودش شروع کرد وحشیانه لبام رو خوردن،منم کیرم رو روی کسش گذاشته بودم و بالا پایین میکردم و هردو لذت میبردیم که سپید آه و نالش بیشتر شد و شروع کرد به چنگ انداختن کمرم و یکم بعد آروم گرفت.
ازش خواستم برگرده تا از پشت بکنم.
چون قبلا قولش رو گرفته بودم نمیتونست نه بگه،البته میدونستم که باره اولش هست و کلی باید دقت کنم.
با علم به اینکه خودش رو خالی کرده روغن خراطین رو آوردم و ریختم روی باسنش و شروع کردم ماساژ دادن و مالیدن و گه گاهی انگشتم رو وارد سوراخش میکردم و گاهی هم کسش رو میمالیدم که اینکارم باعث شد دوباره صدای سپید دراومد و شروع کرد به آه و ناله.دیگه کامل دوتا انگشتم تو کونش میرفت،کیرم رو کامل روغنی کردم و روش دراز کشیدم و کیرم رو گذاشتم لای لمبرای کونش و بالا و پایین میکردم،گاهی کله ی کیرم رو وارد سوراخ کونش میکردم و بعد درمیاوردم میذاشتم لای پاهاش و روی کسش بازی میدادم،انقدر برام لذتبخش بود که دلم نمیخواست تمومش کنم ،ولی اگه بیشتر ادامه میدادم ارضا میشدم و کردن کونش میموند.
آروم کیرم رو تا ختنه گاه وارد کونش کردم که یکدفعه یه جیغ کوچیک کشید و تکون خورد.
گفتم اگه درد داره بیخیال بشم.ازم خواست که آروم ادامه بدم.
تو همون حالت نگه داشتم تا دردش کمتر بشه و یواش یواش کل کیرم رو تو کونش جا دادم که دیدم یه قطره اشک از چشمش چکید.
تکون نخوردم تا براش عادی بشه ،عادت که کرد تلمبه های ریز رو شروع کردم و بعد چند دقیقه ای کردن آبم اومد و ریختم تو کونش و روش دراز کشیدم ،وقتی کیرم خوابید و از سوراخش دراومد دستمال رو گذاشتم روی کونش و اومدم بغلش کردم و ازش معذرت خواهی و تشکر کردم.

انگشتم رو وارد سوراخش میکردم و گاهی هم کسش رو میمالیدم
از فرداش کار و زندگیمون شده بود سکس کردن باهم و تو بغل هم خوابیدم بجز اون دو سه ساعتی که شب ها میرفتم سرکار.
اون وقتا پخش سیگار داشتم و بعد از تلفنی گرفتن سفارش مشتری ها،دو سه ساعته پخش میکردم و شکر خدا درآمد خوبی داشتم.
لقب سیگاری هم از همون موقع ها روم موند.
هر روز رابطمون گرم تر و صمیمی تر از قبل میشد وحتی سپید میگفت اگه تو اوکی بدی من از خونه فرار میکنم و میام پیش تو بمونم.
بهش میگفتم بذار ایشالا قسمت باشه تو مال خودمی ،دیر و زود داره سوخت و سوز نداره.
راستش هم عاشقش بودم و هم شرایطش رو داشتم که همون موقع برم خواستگاریش ولی یچیزی جلوم رو میگرفت و انگار بهم میگفت عجله نکن ،احساس میکردم سر و گوشش میجنبه و حتی داره بهم خیانت میکنه ولی نمیتونستم ثابت کنم.
یکی دوبار که پیشم بود و گوشیش زنگ خورد ،با دستپاچگی رد تماس داد ،این شک لعنتی اومد سراغم و از اونجا شروع شد.
یروز که رفیقم سعید که از بچگی با هم رفیق بودیم و خونه رو اجاره کرده بودیم گوشیش رو توماشینم جا گذاشت ،تازه متوجه شدم که شکم درست بوده.
شکر خدا اون موقع گوشی ها زیاد پیشرفته نبود و راحت تونستم گپ های عاشقانه عشقم و رفیقم رو بخونم و تا مرز خودکشی برم.
کسی که بخاطرم خودشکی رو بیخیال شد ،یروزی باعث خودکشیم شد.
بهش زنگ زدم و گفتم همه چیز رو میدونم.
گفتم یادته گفتم اگه یروزی بفهمم بهم خیانت کردی اشکت رو درمیارم؟
خندید و گفت تو میخوای اشک من رو دربیاری؟
اونوقت چطوری؟
بهش گفتم با مرگم و گوشی رو قطع کردم‌.
اگه داداشم چند دقیقه دیرتر در حموم رو میشکوند الان اینجا نبودم.
داستان من و سپید تموم شد ،راهمون هم از هم جدا.
البته اون خواست برگرده ،ولی برای من دیگه مرده بود.
هروقت آهنگ بهزاد پکس رو گوش میدم دیوونه میشم همون که میگه:
lesbian,lesbians,pale,glasses,masturbation,POV,pussy-licking,cunnilingus,girlfriends,tongue,scissoring,girl-on-girl,femalepov,female-pov,darcia-lee,fpov,sara-bell,female-perspective,teasing-angels,fpov-lesbian

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *