Download complete video now!

میخوام مزه ی کوستو تو دهنم حس کنم شالم رو از سر در آوردم و آروم‌

میخوام مزه ی کوستو تو دهنم حس کنم

گفت مزاحمتم شدم نزاشتم به قرارات برسی منم زدم زیر خنده گفتم بابا قرار کجا بود اونم گفت بابا ایول پس بیکاری بریم دور دور منم گفتم اره واسه شما بیکارم..بارون شدیدی میزد وایسادم دم پیتزا فروشی گفتم گشنته گفت اره دوتا پیتزا مینی گرفتم تو ماشین داشتیم میخوردیم که دیدم گفت تو از دهنی کسی بخوری بدت میاد گفتم بستگی داره کی باشه گفت مثلا من گفتم تو اره میخورم یه گاز زد رو پیتزا گفت بخور منم خوردم بعدش که تموم شد گفتم سامان نفهمه که من سوارت کردم گفت اگه تو نگی منم نمیگم بعدش یه نیم ساعتی تاب خوردیم خیلی حشرم زده بود بالا بهش گفتم اگه ببوسمت نه نمیگی گفت نه چرا نه بگم گفتم خب بریم یه جای خلوت رفتیم یه جا زدم کنار شروع کردیم لب گرفتن و بعد دستم بردم تو سینه هاش و گردنشو میخوردم گفتم تو ماشین فایده نداره بیا بریم خونه داداشم اونجا کسی نیست اولش گفت نه و از این حرفا بعدش راضی شد رفتیم خونه داداشم رفتیم تو پذیرایی دراز کشیدم گفتم بیا رو پاهام بشین اونم اومد باسنشو گذاشت رو پاهام وای خیلی نرم بود کونش یه کم دست زدم گفت نکن شیطون گفتم بیا لباسامونو در بیاریم گفت نمیزارم بکنی از پشت ها فقط لاپایی گفتم باش لباسامونو در اوردیم یه پتو هم اوردم انداختم رو خودمون از پشت بهش چسبیده بودم کیرمو گذاشته بودم لای رونش عقب جلو میکردم بعدش
گرمای سکس
تو افکار خودم بودم که در واحد رو برام باز کرد..
– دختر تو یه دیونه ی به تمام معنایی.
– من دیوونه نیستم من فقط یه فاحشم ، یه فاحشه ی برفی.
– اومدنت اینجا از رو شهوته؟ یا به جنبه ی اقتصادیش اهمیت میدی؟
– برای من فقط اون اسکناسای رنگی ‌مهمه.
– منم به فکر لبای قرمزتم.
بعد این حرف راه رو برام‌باز کرد..
پالتوم رو که دونه های برف ازش آب میشد رو درآوردم پوتینامو گذاشتم یه گوشه .. شالم رو از سر در آوردم و آروم‌ قدم میزدم.. مثله یه آهو که شکارش رو حریص تر میکنه..

میخوام مزه ی کوستو تو دهنم حس کنم

سکس
بهش نگاه کردم تو چشماش خیره شدم ..
– بخاطر پدرت؟ هنوز بیماره؟
– من اینجا نیستم که راجع به اون حرف بزنیم.
– ولی بخاطر اون اینجایی،، بخاطر اون فاحشه شدی .
– یه فاحشه ی برفی.
با عصبانیت و برافروخته داد زد:
– خیلی خب باشه،، یه فاحشه ی برفی .
زیر لب گفتم کلمات همیشه معجزه میکنن پسر..اصلا استعداد کنار هم‌چیدن کلمات رو نداری
– چای یا قهوه؟

من کوس مامانم و خوردم

– من فقط چای میخورم.
یه فنجون کمر باریک و یه نعلبکی سفید و گل دار چندتا دونه قند و چندتا خرما و یه چایی داغ که بخارش شوقم رو برای خوردنش چند برابر می کرد..
با صداش سرم رو بالا گرفتم ، با خنده گفت: شبیه کی شدم؟؟
– شبیه حضرت آدم وقتی اولین سکسش رو با حوا داشت،، البته بعید میدونم اون انقد پشمالو بوده باشه..
– هه خوشمزه ..منم بعید میدونم حوا نصف شب نظم خواب آدمو ب هم زده باشه.
کاملا لخت رو به روم ایستاده بود و با چشماش میخواست که مثل اون بشم..همرنگش
منم آروم لباسام رو درآوردم.
رو بهش گفتم :
– حالا من شبیه کی شدم؟!
– شبیه خودت،، شبیه دختری ک عاشق برفه و البته سکس.
-اشتباه نکن گرمای سکس همیشه با سرمای برف در تضاد بوده..
با گفتن این حرف به سمتش آروم قدم برداشتم و انگشت اشارمو رو سینش گذاشتم ..
گفتم: بیرون هوا سرده ولی اینجا بین منو تو یه جهنم کوچولو داره شکل میگیره
-من عاشق جهنمتم ملکه برفی.

با این حرف لباشو ب لبام چسبوند .. مثل یه قحطی زده که بعد از مدتها براش غذا اوردن لبامو میخورد..
دیگه هیچ نشونی از اون آدم خسته خواب آلود نداشت ، چشماش باز شده بود و شهوتش بیدار..
دستاش همه تنم رو وجب به وجب میکاوید و لمس میکرد …سینه هامو توی مشتش گرفت و آروم توی گوشم نفس زد:
– من این دوتا لیمو رو خیلی دوس دارم حوا…میوه ممنوعه زندگی منه.
– ولی من عاشق خیارم آدم جان ،، میفهمی ک چی میگم.
با خنده گفت: آره یه خیار رسیده ک الان دستت روشه
– من برای پر کردن حفره های خالی تنم بهش نیاز دارم.
زانو زدم دستمو دورش حلقه کردم حلقه ی لبام دورش مطمئنا بیشتر اونو راضی میکرد..
با ولع میخوردم صدای حاصل از آب دهنمو میک زدنم و لزج شدنش سکوت اتاق رو به هم میزد.
توی چشماش زل زده بودم و با تمام توان میخوردمش .
چشماش از لذت باز نمیشد بریده بریده میگفت: دختر تو یه حرفه ای به تمام معنایی ،، بخورش برام …تا ته حلقت ببرش ،دختر برفی داغ خودمی …
رگای کیرشو زیر زبونم احساس کردم ؛هر لحظه بزرگ و بزرگتر میشدن
دستاشو زیر بغلم گرفت و بلندم کرد و لبامو بین لباش قرار داد..
نفس گرفتم و گفتم مزه ی کیرت چطوره؟
خندید و گفت : میخوام خودتم مزه ی کوستو تو دهنم حس کنی

پاداش فاحشگیم
زانو زد و شروع کرد خوردن .
محکم لیس میزد.. تو اون لحظه فعال ترین ماهیچه ی بدنش زبونش بود ک تند و چالاک لبه های کوسمو به بازی گرفته بود.
ناله های از سر لذتم بیشتر ترغیبش میکرد..سرشو محکم به کسم فشار میدادم و ازش میخواستم بیشتر و بیشتر بخوره
بلند شد و لباشو گذاشت تو دهنم ..
گفت: مزه ی این چطوره؟؟
– مزه ی سیبی رو میده ک بخاطرش آدمو انداختن بیرون .
کف اتاق به پشت زمینم زد..حالا همه چی آماده بود..
– پس بذار کیر بکنم تو چیزی که باعث و بانی همه بدبختیای بشره
داغ بود و سفت و خیس ،آروم میشکافت و جلو می رفت و تنم پر از لذت می شد.
حس پرواز به آسمون داشتم …پرواز در خلاء …جایی بدون فکر و غصه
تو دنیای خودش بود ..تلمبه زدناش هرلحظه تندتر میشد و حس حشرگونش اوج گرفته بود..
نمیتونستم تمرکز کنم کاغذهای رنگی لعنتی که پاداش فاحشگیم بود مدام جلوی چشمم رژه میرفتن. ..
با صدایی که از ته گلوش بیرون اومد فهمیدم خالی شد..خالی از شهوت..خالی از آب مزاحمی که هرچند وقت یه بار تو بیضه هاش جمع میشد..کی بهتر از یه فاحشه برای خالی کردن این حس؟
بلند شدیم بی رمق و بدون حرف لباسامون رو پوشیدیم
تراور هارو تو سوتینم جا داد..
گفت : این پول حلاله .. حلال تر از شیر مادر.
– یه جایی خوندم ک انسان از یه تکه کاغذ بی ارزش پول رو ساخت، ولی پول از انسان چه ها که نساخت.
– جوووون ، ببین چی ساخته ، به قول خودت یه فاحشه ی برفی سکسی…

بدون هیچ حرفی از خونه زدم بیرون
latina,latin,bangbros,shaved,booty,big-ass,maid,big-tits,big-boobs,housekeeper,big-butt,big-natural-tits,big-naturals,bang-bros,samantha-rose,house-keeper,mydirtymaid,my-dirty-maid,derrick-ferrari,mda16737

From:
Date: March 29, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *