Download complete video now!

میخوام کوسمو خیس کنی پرسیدم خانواده کجان گفت رفتن شمال

میخوام کوسمو خیس کنی

لبهای گوشتی و سکسی
با دامن بالای زانو که وقتی می‌نشست رون های پاش می افتاد بیرون. پرسیدم خانواده کجان گفت رفتن شمال. یه کم حرفهای معمولی زدیم که بچه ها کم کم پیداشون شد. دیگه مهمونی راه افتاده بود و بچه هایی که اهل مشروب بودن حسابی سرشون گرم شده بود، خصوصاً آیناز که خلاف سنگین دخترهای جمع بود و مشروب‌های پدرش رو قطار چیده بود واسه بچه‌ها. نشسته بودم و مشروب خوردن و رقصیدنش رو جوری که تابلو نشه نگاه میکردم و یاد همه‌ی قرارهای نافرجاممون بودم.وسط بزن و برقص تو تاریکی رفتم کنارش ایستادم، گفتم خوش میگذره؟ گفت عالی هستید و یهو بی مقدمه گفت با حمید بهم زدم تعجب همه‌ی وجودم رو گرفت. اولین بار بود اسم کسی دیگه رو می شنیدم ازش. بدون فکر گفتم خوب کاری کردی از بقیه زندگیت لذت ببرهم شنگول شدم از اینکه اینو بهم گفت هم تعجب کردم.خلاصه یهو انرژی گرفتم و تا آخر مهمونی حسابی زدیم و رقصیدیم و خصوصاً دو تا آهنگ آخر با آیناز با هم رقصیدیم. سینه رو میلرزوندیم و من با خیال راحت زل زده بودم بهش و شاد و شنگول بودیم. زل زده بودم به لبهای گوشتی و سکسی اش، عالی بود اگه میشد ببوسمشون. بارها تو خیال تصور کرده بودم که داره برام ساک میزنه و لبهای قشنگش دور کیرم حلقه زده. تو همین افکار وسط قر دادن بودم که دیدم تلفنش روی اپن آشپزخونه زنگ میخوره، بهش اشاره کردم آیناز گوشیت. پرید گوشی رو برداشت و رفت تو اتاقش. یه جوری حالم

میخوام کوسمو خیس کنی
میخوام کوسمو خیس کنی

سکس

گرفته شد که کدوم مزاحمیه این وقت شب، لابد همون حمید الاغه از اتاق دراومد و گفت بچه ها بابام اینا راه افتادن از شمال. با دو سه تا از بچه ها مسخره بازی درآوردیم که ای بابا ما پیژامه آورده بودیم بمونیم و خندیدیم. یه کم جنگولک بازی رو ادامه دادیم و رأس ۱۲ هم شروع کردیم جمع و جور کردن.بعضیا کم کم رفتن و با بقیه چهارپنج نفری با هم تو نیم ساعت خونه رو مرتب کردیم و آت و آشغال رو جمع و جور کردیم. موقع رفتن رفتم دستشویی، واقعاً هیچ فکر خاصی نداشتم و فقط به آیناز فکر میکردم. صدای خداحافظی بچه ها میومد وقتی اومدم بیرون همه رفته بودن. کت ام رو پوشیدم که گفت چقدر خوشتیپ شدی امشب یه حس شیطنتی دوباره تو دلم روشن شد. کلی تشکر و تعارف و به قصد خداحافظی دستام رو باز کردم که بغلش کنم. آروم ایستاد و نگام کرد و بغلش کردم قبلاً هم پیش اومده بود که موقع خداحافظی بغلش کنم ولی اینبار فرق داشت، تنها بودیم و اون هم دستاش رو باز نکرد که بغلم کنه.تسلیم ایستاد و وقتی بغلش کردم شونه های لختش و بازوهاش تو بلغم بود، یه کم سفت تر تو بغلم فشارش دادم که اونم دستاش رو برد پشتم و محکم بغلم کرد. از ذوق لرز گرفته بودم. به خودم گفتم پسر احتمالا این آخرین فرصتته و هر کاری میخوای الان باید بکنی…سرم رو بردم پائین و آروم صورتش رو بوسیدم شروع کردم بو کردن گردنش و اونم صورتش رو صورت من می‌مالید. داشتم کیف میکردم. لبم رو به لبهاش نزدیک کردم و کنار لبش رو بوسیدم، مقاومت نکرد و نگام کرد، جرأت پیدا کردم و لبم رو گذاشتم روی لبش انگار اونم منتظر بود. شروع کردم لبهایی که مدتها تو حسرتشون بودم رو بوسیدن و خوردن.

سر سرخ کیرو لای کونش گذاشتم

دور کیرم حلقه بود
بجمب تا بابام اینا نیومدن تو وجودم انگار آتش گرفت، نه ناز میکرد نه عشوه و ادا، بهم گفتم بجمب کار رو تموم کن. هر چی تردید و خجالت تو وجودم بود یهو کنار رفتاز روی مبل بلندش کردم و زیپ لباسش رو سر دادم پائین… چه بدنی… یه سوتین دکولته و نازک اون زیر تنش بود با یه شرت لامبادا. پس این بود که خط شرت از زیر دامن معلوم نبود. دوباره بغلش کردم و دیوانه وار شروع کردم مالیدن و بو کردنش، خجالتم هم کنار رفته بود دیگه شهوتم رو در حد اعلا داشتم نشونش میدادم.اونم چشماش خمار بود و با شهوت نگاهم میکرد. نشسته بودم روی مبل و اونم روی پام نشسته بود. دست بردم زیر سینه هاش و سوتینش رو سریع درآوردم، سینه هاش نه چندان بزرگ ولی بسیار خوشگل بود, حدوداً رسایز ۷۰. شروع کردم خوردن سینه اش و اون یکی دست رو بردم تو شرتش.. باسنش رو می مالیدم و اونم شروع کرد دکمه های یقه ام رو باز کردن، تو گوشم دوباره گفت بجمب گفتم دوست داری باهات چیکار کنم، آروم تو گوضمم زمزمه کرد هر کاری دوست داری.دوتایی شروع کردیم تند تند دکمه های پیرهنم رو باز کردن و به سرعت شلوارمم درآوردم، اینقدر تحریک شده بودم که سر کیرم از شرت زده بود بیرون و وقتی آیناز دید دستش رو مالید و با شهوت گفت چه چیز حسابییه داشتم بال درمیاوردم سریع شرت رو هم درآوردم و آیناز کیرم رو گرفت دستش بی خجالت و با شهوت نگام میکرد تو دلم میگفتم امشب شب منه پسر. داشت کیرم رو برانداز میکرد که آیناز رو نگاه کردم و با شهوت گفتم میدونی چقدر تشنه‌ی توئه؟ گفت جووون و یه چشمک زد بهم و شروع کرد بوسیدن کیرم. واای نزدیک بودم به آرزوم و داشتم منفجر میشدم. دوباره جرأتم رو جمع کردم و آروم با چشمک بهش گفتم بخورشبی هیچ حرفی فقط یه چشمک زد و سر کیرم رو کرد تو دهنش عجب لذتی داشت پسر چقدر منتظر این لحظه بودم. و باورم نمیشد که اینقدر راحت و بی خجالت داشتیم با هم حال میکردیم. با دل و جون داشت ساک میزد، همون‌جوری که بارها تصور کرده بودم. لبهای قشنگ و کلفتش دور کیرم حلقه بود و داشت ساک میزد. دستاش رو بردم پشت کمرم و واقعاً عین پورن استارها شروع کرد برام ساک زدن، محکم و عمیق حسابی حرفه‌ای بود. حسابی کیرم خیس شده بود و اونم با لذت میخورد رژ لب‌ تیره‌اش لبهاش رو سکسی ترم کرده بود و منم داشتم از این لحظه حسابی لذت می‌بردم و یه کم کیرم رو فشار دادم تو حلقش یه صدایی درآورد و اومد عقب و خندید گفت دهنم خسته شد بلندش کردم و شرتش رو سریع درآوردم یه کس خوشگل و ریزه می‌ره عین خودش. و دوباره گرفتمش تو بغلم خودش رو یه تکون داد نشست روی کیرم. یه لحظه یه فکری اومد تو سرم که بدون کاندوم خیلی خطرناکه، بهش گفتم نمیترسی بی کاندوم بریم سر اصل مطلب؟ گفت دوتامون عین همیم نترس… نفهمیدم منظورش رو، ولی بیخیال شدم و آروم با دستم هدایت کردم تو کسش اوووف چه لحظه ای بود. و چقدرم حرفه‌ای سکس میکرد. شروع کردم خودمو تکون دادن اونم خودشو بالا پائین میکرد.یه بار از یه دوست بسیار خانوم بازم شنیده بودم میخوای دیر ارضا بشی به چیزهای مختلف فکر کن، حتی به اینکه داری گناه می‌کنی.سعی میکردم فکرم رو منحرف کنم و چشمم به ساعت بود. ساعت یک شده بود و منم نگران از رسیدن خانواده‌اش دلم میخواست با تمام هیکل برم تو کسش

دور کیرم بود
نشوندمش و گفتم برگرد، با خنده گفت از پشت نکنی، گفتم اینقدر تو کف‌ات بودم که هنوز از کس‌ات سیر نشدم. کونش رو راحت داد بالا و منم آروم فرو کردم به کسش. آهی کشید و خودشو فشار داد عقب، اینبار به نظرم کسش تنگ تر هم میومد شروع کردم آروم تلمبه زدن داشتم نهایت لذت رو می‌بردم. یه لحظه آروم کردم و تا ته فرو کردم تو کسش، خم شدم در گوشش گفتم جیگرم حال میده بهت؟ با چشمهای بسته سرش رو تموم داد و گفت سفت تر. خدای من این از منم حشری تر‌بود. شروع کردم محکم و عمیق تلمبه زدن، کونش جلوی چشمم عین ژله میلرزید و آینازم ناله میکرد نمی‌دونم چقدر تلمبه زدم ولی حسابی عرق کرده بودم. یهو آیناز گفت بسه. خم شدم روش و نگام کرد و گفت بغلم کن کیرم رو درآوردم گرفتمش تو بغلم،و دوباره لب و نوازش کس ناز آیناز، انگشتم تو کسش بود باورم نکردنی بود ولی واقعاً داشتیم بدون خجالت و با وقاحت تمام سکس میکردیم… بهش گفتم دوست داری کجا ارضا بشم؟ همینجوری مستانه زمزمه کرد رو صورتم. دیگه رو مبل نمیشد ادامه داد، گفت بریم تو اتاقم. همون جوری بلند شدیم و رفتیم تو اتاقش، جلوم راه افتاد و کونش می‌رقصید چراغ رو روشن کرد، نشستیم لب تخت و گرفتمش تو بغلم، دستم رو انداختم دور کمرش، و خوابیدیم. از ته دل شاد بودم که دارم تو اتاقش و روی تختش میکنمش. دوباره کیرم رو هل‌دادم تو کسش و لب رو لب شروع کردم تلمبه زدن با هر ضربه یه آه کوتاه می‌کشید. با دست چپ میزدم روی باسنش و چنگ میزدم به تنش باسنش خیلی بزرگ نبود. محکم دستم رو گرفته بودم و لپ کونش عین دستگیره تو دستم بود. انگشتم رو بردم دم سوراخ کونش و شروع کردم باهاش بازی بازی کردن، چشماش رو باز کرد و نگام کرد، چشمک زدم و ادامه دادم، هیچی نگفت، حالا همزمان که داشتم تلمبه میزدم انگشتش هم میکردم و اونم آه میکشید و من رو چنگ میزد یهو احساس کردم آبم داره میاد و گفتم بلند شو.جست زدم و ایستادم و اونم نشست لب تخت و کیرم رو گرفت تو دستش و چشمش رو بست و یهو آبم فروان کرد به صورتش چنان آهی کشیدم و چنان ناله ای کرد آیناز که حقش بود فقط واسه این صحنه یه بار دیگه آبم بیاد. چنان لذتی بردم از که کمرم داشت تا میشد آبم سه بار پاشید بیرون و اونم کیر من تو دستش داشت میمالیدش به صورتش. یکی دو قطره هم ریخت رو زمین کیرم رو وقیحانه به لبهاش مالیدم و فشار دادم که با همون چشم بسته بهم فهموند نمیخوره. منم بردم پائین تر و مالیدم به سینه هاش خدای من گرمای تنش که به کیرم میخورد و دوباره دلم میخواست فوران کنم بیرون. بهم گفت دستمال بده. دستمال رو از روی میز کنار تخت بهش دادم و برداشت و صورتش رو تمیز کرد، روی موهاش هم ریخته بود و اونم یه مقدار تمیز کردیم ولی باید می‌رفت حموم. منم خودمو تمیز کردم و با چشم خمار نگاهم کرد یه لبخند و اشک همزمان تو چشماش بود گفتم اشک واسه چیه آیناز؟ گفت هیچی بهش گفتم تو فوق العاده ای آیناز و این بهترین سکس عمرم بود. چشمک زد و صورتمو بوسید و گفت مرسی، تو هم خیلی خوب بودی بعد یه نگاه به ساعت کرد ، گفت اوه اوه نزدیک ۲ شده برو الان بابا اینا میرسن، گفتم بابا بیشتر از یک ساعت وقت داریم تا برسن. دلم نمی‌خواست برم ولی گفت خواهش میکنم برو. رفتیم تو پذیرایی پیرهنم رو برداشت داد دستم گفت بجمب، نه به اون بجمب‌های قبلی نه به این لباسم رو پوشیدم و همینجور لخت جلو ایستاده بودم که برم. دوباره بغلش کردم، گفتم نکن دارن میان بوسیدمش گفتم ای بابا نترس آروم هلم داد طرف در عین خیالش نبود که لخت ایستاده جلوم پکر رفتم طرف در و بازم بوسیدمش. دستی به تنش کشیدم و گفت خواهش میکنم زود برو لای در رو باز کرد و رفتم تو راهرو، و از لای در گفت برو برو بوس براش فرستادم و دیگه چاره ای نبود. باید میرفتم. سریع رفتم و بیست دقیقه ای رسیدم خونه و اس ام اس دادم تو بهترینی و این بهترین لحظاتم بود خیلی لحظه‌های بهتری هم با هم می‌سازیم از این به بعد ولی جواب نداد. رفتم دستشویی که دیدم دور کیرم یه حلقه‌ی ارغوانی از رژ لبش مونده اوووف دوباره دلم خواست. نگران جواب ندادنش بودم، خوابم برد و نزدیک ظهر که بیدار شدم دیدم مسیج داده من خیلی یادم نیست دیشب چه اتفاقی بینمون افتاد، ولی هر چی هم بود لطفاً فراموش کن و دیگه باهام تماس نگیر. از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم. زنگ زدم، در دسترس نبود، مسیج دادم دلیوری نرسید. چک کردم دیدم از همه جا بلاکم کرده میدونستم داره دروغ میگه، میدونستم و مطمئن بودم لحظه لحظه‌ی دیشب یادشه با عصبانیت رفتم دستشویی، حلقه ارغوانی رژ لبش هنوز دور کیرم بود
teen,hardcore,blonde,interracial,milf,brunette,rough,real,amateur,redhead,pussyfucking,cute,big-ass,hard,orgasm,hardsex,reality,big-tits,big-cock,black-cock

From:
Date: April 1, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *