Download complete video now!

کش آمدن کوس تنگ با کیر کلفت واستون نمینویسه و مجبور میشید

کش آمدن کوس تنگ با کیر کلفت

خلاصه ازونجا که پی بردم دختره جنده بوده باهاش ازدواج نکردم ولی دمش گرم دوبار دیگه هم بهم کص داد که دفعات بعد با کاندوم تاخیری و خاردار گاییدمش که حسابی حال کرد ولی کسوخانوم بعدش یه کیر کلفت گیرش اومد و دیگه بهم نداد منم رفتم دنبال کس جدید.
امیدوارم از این داستان خوشتون اومده باشه و اقای محترم که تازه جق زدی و الان از خودت متنفری کسکش جق میزنی و از خودت متنفری چرا میای زیر داستانای خوب فحش میدی این سایت داستان خوب هم داره و شما جقی ها میاید به نویسنده های خوب توهین میکنید و طرف واستون نمینویسه و مجبور میشید کشعرای بعد از جق مثل خودتون رو بخونید و به اونها هم فحش بدین. داداش کمتر جق بزن مطمئن باش کس هم گیرت میاد و به تکامل عقلی میرسی و دیگه اینور و اونور فحش نمیدی و چشمات از سو نمیوفته .
دوست عزیز جقی وقتی زیاد جق میزنی زیر چشمت گودی و سیاهی میوفته و هی
شلوارشو دادم پایینو گذاشتم لای پاش
ما باهم عین دوتا دوستیم و ازدواجمونم بر اساس دوستی شروع شد.یه رفیق دارم كه اسمش محسنه و خانمش ریحانه(مستعار) كه از دوران دبیرستان باهم بودیم،رفیق فاب به تمام معنا.محسن یك سال زودتر از من نامزد كرد.ریحانه تك دختر یه خانواده پولداره و یه خانم پایه و باحال،٢٨سال سنشه و یكم چاقه.ولی خیلی بامزستو شیرینی جمعمونه،ما هر هفته یا دو هفته ای یكبار برنامه میریزیم شام میریم بیرون و یه جای دنج پیدا میكنیمو خوش میگذرونیم،بعضی وقتا هم مسافرت میریمو یكی دو روزی رو باهم میگذرونیم،تو این صمیمیت چیزی بین ما نمونده كه ازش خجالت بكشیمو رومون تو روی هم وا شده حسابی تا حدی كه جلو هم از زنامون لب میگیریم یا بریم ساحل باهم میریم تو اب

کش آمدن کوس تنگ با کیر کلفت
کش آمدن کوس تنگ با کیر کلفت

سکس
اولین باری كه كارمون به سكس كشید جلو هم واسه سفر رفته بودیم سمت شمالو همگی با یه ماشین رفته بودیم كه بیشتر بهمون خوش بگذره.یه روز كامل تو جنگل نهارخوران بودیمو حسابی خوش گذروندیم تا شب،شب خواستیم برگردیم سمت شهر كه سوءیت بگیریم كه دیروقت بودو میدونستیم كه ساعتها باید دنبال جا بگردیم.واسه همین یه جا كه خلوت بودو انتخاب كردیمو چادر زدیم،چادرمون شش نفره بودو راحت چهارتامون توش جا میشدیم،بعدشام تا ساعت٢نشستیم پاسور بازی كردن و بعدش رفتیم كه بخوابیم،زنامون وسط خوابیدن و ماهم هركدوم كنار زن خودش.یه نیم ساعتی كه گذشت دلم حوس سكس كردو مرجانو از پشت بغل كردمو اروم با سینش بازی میكرمو میمالیدم.مرجان هم پایه شده سینشو در اورد از زیر سوتینو داشت حال میكردو كیرمو میمالید،اروم شلوارشو دادم پایینو گذاشتم لای پاش،مرجانه هیكلش تقریبا اندازه خودمو ولی یكم كوچیكتر،كون نرم ژله ای و سینه سایز٨٠.چون كونش یكم قوس داشت نمیتونستم بكنم تو كسش واسه همین هی جامو داشتم عوض میكردم بی سرو صدا ولی هركار میكردم نمیشدو ضدحال میخوردم

سینشو داشت میخوردو همرمان تلمبه میزد
دیدم محسن صداش در امدو باخنده گفت اگه مزاحمیم ما بریم بیرون بخوابیم كه همگی زدیم زیر خنده،نمیدونستم اینا متوجه شدن.منم پررو تر از اینا گفتم نه بابا الان جا میشه

مامانی به دخترش و پسرش سکس خوب یاد میده

دیدم اینطوری فایده نداره مرجانه رو به كمر خوابوندمو رفتم روشو شروع كردم لب گرفتن،غیر سرمون بقیه جامون زیرپتو بودو راحت داشتم توش تلمبه میزدم اروم.چنددیقه دیدم كه اونا هم گرم شدنو دارن عشق بازی میكنن صدای لب خوردنشون میاد.محسن چون زنش چاق بود سختش بود زیر پتو،بهش گفتم راحت باش خودتو انقدر اذیت نكن.خودمون كه محرمیم به هم.اینو كه گفتم یكم یخ زمانون اب شدو با خیال راحت ناله میكردن زیر كیرمون
لباس بالاتنه مرجانو در اوردمو شروع كردم خوردن سینه هاش.جفتمون مست شده بودیمو بیخیال اینكه اونا كنارمونن داشتیم حال میكردیم،پتومون تا كمر رفته بود پایینو سینه های مرجان پیدا بود،با اینكه چادر تاریك بود ولی همو میتونستیم ببینیم.محسن هم دیگه شروع كرده بود تلمبه زدنو صداشو داشتم میشنیدم
چشمم به سینه های ریحانه افتاد كه كپ كردم،فكركنم١٠٠بود، از رو لباس اصلا بهش نمیخورد كه انقدر گنده باشه.محسن عین گشنه ها سرشو كرده بود تو سینشو داشت میخوردو همرمان تلمبه میزد
منو مرجان هم همینطور گرم عشقو حال بودیم.انقدر فاز گرفته بودیم كه عرق كرده بودیم جفتمون،منم تی شرتمو در اوردمو كامل لخت شدم.دیگه پتو كامل از رومون در رفته بودو لنگ مرجانو داده بودم بالا تو شكمشو تا ته میكردم تو كس نازشو با تمامو وجود داشت اه میكشید
محسنم ریحانه رو بلند كرده بودو داشت داگی میزد.تن و بدن ریحانه خیلی سفیدتر از مرجان بود ولی مرجان هیكلش حرف نداشت.كسش كه یكم مو داشت گوشتی و تنگ بود

تو بغلمو روم خوابید
حدود ده دیقه همینطور تلمبه میزدم ارومو تند.خستم شدو گفتم بیا بالا
تنها پوزیشنی كه مرجانه ارضا میشه همینه
خوابیدمو امد رو كیرم نشستو كیرمو تا ته كرد تو كسش.دیدم كه محسن داره مرجانه رو نگا میكنه و از پشت میكنه زنشو
فهمیدم كه بنده خدا زنش چون چاقه زیاد باهاش حال نمیكنه.بخودم گفتم اشكال ندازه بزار نگاه كنه
مرجانه داشت ارضا میشدو اهو نالش بیشتر شده بود منم داشتم جفت سینشو چنگ میزدم كه یهو باهم ارضا شدیم،خودشو شل كرد تو بغلمو روم خوابید،منم پتو رو كشیدم رو خودمون همونطور نفس نفس میزدیم
محسنو دیدم كه دوباره ریحانه رو به كمر خوابوندو گذاشت تو كسشو ریحانه داشت سینه های خودشو میمالید،ماهم داشتیم نگاشون میكردیم،دیدم محسن حركاتش تند شدو ارضا شدو یكم بعدش ریحانه هم ارضا شدو كنار هم خوابیدن.انقدر گرممون شده بود كه هممون عرق كرده بودیمو داشتیم بهم میخندیدیم.از اون روز دیگه صمیمی تر از قبل شدیم
verified profile,cum,teen,licking,hardcore,blonde,hot,sexy,babe,girl,amateur,fingering,homemade,closeup,masturbation,cute,horny,orgasm,hardsex,18yo,julia-rain

From:
Date: April 5, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *