کص لیس تری سام دو تا جنده خوشگل با کیر کلفت

کص لیس تری سام دو تا جنده خوشگل با کیر کلفت

کص لیس اومدم از ماشینش پیاده بشم محکم دستمو گرفت و گفت صبر کن حرفم تموم نشده.. رو صندلیم نشستم که گفت ببخش من خیلی رک هستم اصلا تو زندگیم اهل حاشیه رفتن نیستم. کمی مکث کرد و گفت ببین من از حس و حالت، از شهوتت نسبت به خواهرت خبر دارم وگرنه تخم نداشتم این حرف ها رو حتی با وجود اینکه به ما بدهکاری و ازت پول میخوایم بزنم. اون شب تو پارتی سعادت آباد نشون دادی دوست داری و خوشت میاد پسره بزنه تو خواهرت.. اگه پیامک نمیزدم پسره درب ماشینش رو می بست سریع میکردش… تو هم چیزی نمی دیدی ولی من با توجه به اتفاق اون شب و حرف هایی که از پژمان در مورد تو و مرتضی کص لیس شنیدم اومدم یک پیشنهاد عالی بهت بدم که چند تا فایده داره … جای پول کون میخوام.. چون بحث 7 میلیون پوله باید این کون کردن خاص باشه و ارزش هفت میلیون رو داشته باشه که داره… یکی اینکه مهرانا شبیه بازیگر مورد علاقه منه برای همین دوست دارم بکنمش.. دوم اینکه فقط کردن یه خواهر جلو برادرش میتونه ارزشش در حد هفت میلیون تومان باشه.. تازه بعد از اینکه من و آرمان کردمیش راه واسه کردن تو هم راحت میشه.
هنوز حرفی نزده بودم دوست داشتم از این همه پر رویی نیما بکوبم تو دهنش ولی مثل همیشه دستام خالی بود. از نظر جثه و اندام شبیه من بود می تونستم بزنمش ولی بعدش چی میشد؟ هم به اونها بدهکار بودم هم کلی ازم اطلاعات داشتن..
بدون حرف از ماشینش پیاده شدم. دوباره صدام کرد و گفت اگه اینکاره نبودی پیشنهاد کص لیس کردن نمیدادم پول رو می گرفتیم ازت.. دوباره اومد دستمو گرفت و گفت این حرفهایی که زدم همه پیشنهاد بود اخطار هم داره.. اگه بقیه پول رو تا آخر هفته به آرمان ندی ازت شکایت میکنه. توکه پولتو به ما ندادی به شرکت کیونت دادی ولی آرمان از خودش به تو پول داده تازه برای اطمینان ما سفته ها رو به نام آرمان نزدیم بلکه به نام سهیل هست که خودش وکیله. اگه ازت شکایت کنه حتی اگه تو دادگاه بگی برای عضویت تو کیونت پول گرفتی خودتم گیر میافتی البته همه گیر می افتن ولی بهتره بدونی ما آدم کله گنده اطرافمون زیاد داریم کص لیس. لو بریم مطمئن باش شما دو تا رو زنده نمیذاریم.
وقتی رفت نفس راحتی کشیدم. عجب گوهی خورده بودم عجب اشتباهی کرده بودم..  کص لیس تمایلات من داشت منو بیچاره میکرد. ترس از این داشتم یک روزی هم جلوی پدر و مادرم لو برم که اونوقت دیگه باید فاتحه خودمو بخونم. شک نداشتم نیما وقتی فهمیده مرتضی، مهرانا رو یواشکی جلوی من کرده چنین پیشنهادی داده..
به خونه که رسیدم افکارم به شدت پریشون بود. رفتم تو سایت های مختلف در مورد کص لیس کلاهبرداری های این شرکت ها تحقیق کردم.همه جا صحبت از کلاهبرداری یا قتل بود. از 1 تا 7 سال زندان برای لیدرها و اونهایی که عضو می شن در نظر گرفته بودن. کم مونده بود سکته کنم. تازه همه این مصیبت ها یک طرف اینکه پدر و مادرم خبر نداشتن ما چه گوهی خوردیم هم یک طرف قضیه بود. نیما تا آخر هفته به من وقت داده بود تکلیف اون دو پیشنهاد روشن کنم.
زمان برای من به سرعت میگذشت دو سه روز از پیشنهاد نیما مبنی بر کردن کص لیس مهرانا به جای گرفتن مابقی پول گذشت…پیشنهادی که نشون میداد من تو موضع ضعف هستم و نیما تو موضع قدرت… دیگه وقت تموم بود و تا صبح فردا باید بهش جواب میدادم. دیگه آبرویی برام نمونده بود. سلسله وار آبروم داشت میرفت و افراد بیشتری از گندی که با مرتضی زده بودم خبردار میشدن…
اون شب تمام بدنم می لرزید یکی نهیب میزد مگه نمیخواستی دادنش رو ببینی مگه کص لیس نمیخوای بدهی رو بدی خلاص شی؟ مگه نمیخوای کردنش برات راحت تر شه ؟ مگه نمیخوای بکنیش؟ به خاطر کونش این همه هزینه کردی آبروی خودتو بردی الان بهترین فرصته، بذار نیما حرف هایی که تو دلت مونده رو بهش بگه… تو دیگه آب از سرت گذشته.. باز دچار وسوسه شده بودم . مهرانا با وجود اون همه نگاه های معنادار و دستمالی ها همچنان به من پا نداده بود و این بهترین فرصت بود دیوار حجب و حیا بین من و مهرانا ریخته بشه..
کیرم دوباره شق شده بود همیشه اون نتیجه رو میدونست و زودتر موافقتش رو اعلام میکرد کص لیس . بالاخره تصمیم به موافقت گرفتم. راهی بود که بیشترش رو طی کرده بودم و دوست داشتم بدون نتیجه نماند
باز دچار هیجان و خجالت شده بودم. نمیدونستم چطوری باید موافقتم رو به نیما اعلام کنم. خجالت کص لیس تو بند بند وجودم ریشه زده بود. سرانجام تصمیم گرفتم از طریق تلگرام نظرمو اعلام کنم . متنی که نوشتم فقط یک جمله بود:
من به شرطی موافقت میکنم که مهرانا هم موافق باشه.
5 دقیقه نشد جواب داد که من ابزار راضی کردنش رو در اختیار دارم. بلافاصله هم نوشت امیدوارم کص لیس با ساک زدنش، خوردن سینه هاش ، خوردن کس و کردن کونش موافق باشی من عاشق کونم و بهت اطمینان کامل میدم به غیر از کردن کونش کار اضافه دیگه ای نکنم. در مورد آرمان هم گفت با اینکه سن و سالش بالاست 36-37 سالشه ولی عاشق کردن دخترای نوجوان و دبیرستانیه … از طرف آرمان هم بهت تضمین میدم فقط کون باشه.. جوابشو ندادم.
نیما بعد از اینکه تونست منو راضی کنه یکی دو روز بعد ازم خواست برای راضی کردن مهرانا ، کص لیس یک جاهایی باهاش همکاری کنم. وقتی دیدمش از خجالت سرمو پائین میگرفتم. سعی میکردم نگاهش نکنم ولی نیما که طرف پیروز ماجرا بود خیلی پیروزمندانه حرف میزد و حتی یک ذره هم از کاری که قصد انجامش رو داشت خجالت نمی کشید
میگفت راضی کردن مهرانا به این کار، به خاطر اینکه دختره کمی سخته ولی من ابزارش رو در کص لیس اختیار دارم.
با حرف هایی که زد، تصمیم داشت اول با مهرانا نشستن تو ماشین اون پسره به قصد حال کص لیس دادن رو وسط بکشه و بعد بهش بگه مهران هم منتظر بود پسره بکنتت تا نگاه کنه… این طوری میخواست به مهرانا بگه هم تو اهل دادن هستی هم مهران بی غیرته پس بذار به جای پول جلوی داداشت بکنمت..

کس لیس کس داغ سکس محارم داستان سکسی محارم سکسی آفریقایی سکس سیاه پوست کوس بزرگ ممه بزرگ الاغ بزرگ کون بزرگ

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *