Download complete video now!

کوسش پره آب شده بچه ,هنوزم داره حرف میزنه

کوسش پره آب شده بچه ,هنوزم داره حرف میزنه

میکردم بهش گفتم چشماتو ببند بستو من لپشو بوس کردم پیش خودم میگفتم الانه که قاطی کنه دیدم هیچی نگفت انگار این صیغه کار خودش رو کرده بود و خیالش راحت شده بود خلاصه اون روز گذشت ما فرداش دوباره با هم قرار گذاشتیم این سری بهش گفتم من شرکت کلی کار دارم اگه میشه بیا اینجا از اینجا میریم بیرون اونم دیگه یه جورایی خیالش راحت شده بود اومد شرکت وقتی اومد و چادرش رو در اورد یه مانتوی تنگ پوشیده بود ینی بد تو کفش بودم یه چند دقیقه که نشست دیگه نتونستم تحمل کنم کارمو نیمه کاره ول کردم رفتم نشستم بقلش رو کاناپه بهش گفتم خانم خوشگلم چطو مطوری باهاش که صحبت میکردم یه خانمم میبستم در کونش اونم خوشش میومدو میخندید خلاصله دیگه نتونستم تحمل کنم بقلش کردم اولش مقاومت کرد گفت نه و این حرف
خواهر پاهاش رو باز کرده بود گشاد گشاد راه میرفت
سلام بچه ها من تو یه خانواده با تاصب بدنیا اومدم جریان برای شش سال پیشه دو تا خواهر داشتم یکی چهارم یکی هم پشت کنکوری خودمم دوم دبیرستان بودم مدرسه رو همش می پیچوندیم میرفتیم قلیون میکشیدیم تا اینکه یکی از درسام رو افتادم از پدرمم خیلی حساب میبردم بخاطر همین یکی از بچه خرخونها محلمون که دانشجو بود رو مخش زدم بیاد با دویست و پنجاه هزار تومن درس یادم بده پنجمین روز فوتبال میخواستم برم به حسن گفتم امروز نیاد با بچها میخوایم بریم فوتبال اونم ok داد ما رفتیم به سالن که رسیدیم گفتند شما دیر رضرو کردید این سانس رو به یکی دیگه دادیم ما سرافکنده پاشیدیم خونه اومدیم
در رو یواش باز کردم تا برم حموم یه جق حسابی بزنم حوله رو برداشتنی صدای به گوشم رسید دنبال صدا گشتم اتاق خواهر بزرگم سارا بود رفتم پشت در اتاق سارا مینالید پریدم یه صندلی زیر پام گذاشتم از بالای اتاق یه نگاه کردم سارا لخت زیر پای حسن خوابیده بود موندم چیکار کنم نه راه پیش داشتم نه راه پس گریم داشت می گرفت خواهرم قد بلند و ترکه ای بود با موهای بور و چشمان عسلی مثل خواهرم اگه کل ایران رو بگری ده تا هم پیدا نمیشد همچین خواهری الان زیر پاهای حسن بود حسن سارا رو برگردوند همین موقع کیرش رو دیدم یه ا۸ سانت میشد به سارا گفت برگرده قمبل کن سمتم سارا برگشت کونش عالی بود حرف نداشت دیدم حسن کون سارا رو داره باز میکنه فهمیدم اوپن نشده حسن یه تف به کیرش انداخت و به سختی فرو کرد توسارا
سارا فقط اروم اه اه میکرد معلوم بود خیلی شهوتی شده با هر تلمبه حسن سارا به جلو پرت میشد درد رو تحمل میکرد برمیگشت بعد چند تلمبه حسن خودش تا میتونست فشار داد و ابش رو تو کون سارا ریخت چند دیقه کشید بیرون وقتی ابش برگشت بیرون شورت خواهرم رو جلوش گرفت اصلا انگار نه انگار که کیر ۱۸ سانتی تو این کون بوده منم سریع صندلی رو برداشتم پریدم اتاقم دوبار ابم اومده بود چند لحظه بعد حسن اومد بیرون پشت بندش خواهرم دروامد خواهر پاهاش رو باز کرده بود گشاد گشاد راه میرفت

کوسش پره آب شده بچه ,هنوزم داره حرف میزنه
کوسش پره آب شده بچه ,هنوزم داره حرف میزنه

سکس
کنجکاو شدم کیرش روببینم
بعد دیدن سکس خواهرم خیلی عصبی بودم خواهرم جلوی من حتی با شلوارک هم نمیگشت ولی خصوصی ترین جاش رو در اختیار حسن نامرد گذاشته بود جلسه بعدی که حسن خونمون بود خیلی عصبی بودم الکی دنبال دعوا میگشتم حسن خواست جو رو عوص کنه به شوخی گفت سکسی بخورمت منم گفتم بیا بخورش
حسن : دربیار بخورم هرکی درنیاره
من :در میارم کث ننت اگه نخوری
حسن : کث ننت اگه در نیاری
منم دراوردم حسن کمی با دستش مالید یه لیس زد کرد تو دهنش من برای اولین بار تو عمرم با یه نفر سکس و تجربه میکردم حسن دستش رو انداخت شلوار رو شورتم را تا زانو کشید پایین و در حین خوردن کمی باسنم رو مالش میداد منم تو دهن حسن تلمبه میزدم حسن انگشتش رو لای باسن کرد و سوراخم ر نوارش داد یه انگشتش رو فرو کردنی ابم اومد کمی تو دهنش بقیشم تو صورتش پاشید زمانی که ابم اومد پاشدم خودم رو تختم انداختم حسنم کمی شوخی سکسی میکرد میگفت اگه هر چیزی رو یه بار باید امتحان کرد اگه سوراخت اکبند باشه بعد مردن مورچه ها میخورن منم ابم تازه اومده بود بی حال بودم حسن نمی دونم چی فکر کرد اومد سمتم پاهام از تخت اویزون بود خودمم رو تخت بودم اومد دو پام رو بالا اورد خم شد سوراخ من رو دید بزنه کمی تفش رو ریخت ر دستش مالید به سوراخم منم فقط نگاه میکردم شلوار رو شورتش رو کشید پایین کنجکاو شدم کیرش روببینم همون کیری که کون خواهرم رو فتح کرده بود زشت و تخمی بود ولی هرچی بود خصوصی ترین جای خواهرم رو دیده بود به قولی تو کون خواهرم رو فتح کرده بود
حسن کمی کیرش رو مالید سریع سیخ شد یه تف بزرگ کرد رو کیرش مماس با سوراخم کرد و فشار داد کمی مقاومت کردم ولی وقتی سر کیرش توم رفت بزور خودم رو نگه داشتم‌ داد نزنم نفسم بالا نمیومد حسنم با یه فشار همش رو چپوند دنیا رو سرم میچرخید هر کاری کردم نتونستم در بیارم اونم محکم نگه داشت بعد دو دیقه شروع به تلمبه زدن کرد نفس به شمارش افتاده بود بعد در اورد برگرد رو تخت برگشتم حسن بالشم رو گذاشت زیر شکمم وقتی خوابیدم حسن دوباره یه تف انداخت خوابید اینبار درد کمتری داشتم چون کونم بی حس شده بود وقتی سوار کونم بود بهش گفتم خبر دارم با سارا سکس کردی یه لحظه خودش رو گم گرد بعد گفت راست میگی گفتم وقتی تو کون خواهرم تلمبه میزدی من دیدمتون چند وقته باهمین
حسن : دو بار ولی عضله های کونت شبیه کون خواهرته سارا کونش حرف نداره بیسته بیسته
حسن یه تلمبه زد و خودش رو چسبوند اتیش گرفتم ابش را خالی کرد تو کونم وقتی دراورد وقتی پاشدم گشاد گشاد راه میرفتم.

پاره شدن اول صبح با بی اف حشری

این کصکش تو کون من خواهرم مامانم هممون ابش ر خالی کرده
حسن یه یهماه میومد خونه ترتیب سارا رو میداد هر از چند گاهی رو منم میپرید فقط قسمش دادم سارا بویی نبره یه بار ازم خواست بریم سراغ شورته مادرم من اولش من من کردم ولی اخرش راضی شدم رفتم سراغ کشو مامان مینو دو سه تا از شورتهاش رو اوردم حسن به کیرش مالید بعد گفت بید بریم عکساتون رو ببینیم من قاطی کردم اونم د کمال خونسردی اومد نزدیک انگشتش رو از پشت تو شورتم کرد یه انگشتش رو داخل روده هام کرد منم ج
چشام رو از حدقه بیرون کردم ولی کیرشم نبود سرش رو اور بغل گوشم گفت نزار ابروت رو تو محل بریزما کونی هم از تو عکس دارم هم از خواهرت منم سرم ر انداختم پایین حسن شلوارم و شورتم رو داد پایین رفت پشتم کیرش رو دراورد یه تف انداخت میخواست تحقیرم کنه بیشرف
حسن میدنی چیه به سرم زده مامان مینو ت رو هم بگام گفتم عمرا گفت با اصول وبرنامه اونم راضی میکنم گفتم چطوری گفت میبینیم و تعریف میکنیم باید جلو چشمت بگام تا ببینی
هفته بعد اومد گفت میری شمارم رو به مامانت میدی تعریف ماساژ میکنی من رو به عنوان ماساژور معرفی میکنی چند روز کار من توصیح ماساژ شده بود یه روز که مادرم زیر کولر خوابیده بود بدنش گرفته بود من حسن رو بعنوان ماساژور معرفی کردم مامانم بشدت مخالفت کرد که اگه پدرم بوییاگه بفهمه میکشه منم گفتم از کجا میفهمه اگه بهش نگیم اونم با اکراه قبول کرد به حسن زنگ زدم گفتم همه چی حله پاشه سریع بیاد حسن بیست دیقه ای خودش رو رسوند من بردمش اتاقه مامانم وسایلش رو پهن کرد سپس مامانم رو دعوت کرد به این صورت دراز بکشه اینم بگم مامانم با یه شلوار مشکی و یه تیشرت دراز کشید حسن از پاهای مامانم شروع کرد کمی روغن ریخت و شروع به ماساژ کرد اروم اروم شلوار رو بالا داد تا ناحیه بیشتری رو روغن بزنه سپس کمر رو سر رو شروع کرد بعد به من اشاره کرد بیرون برم منم‌ گفتم یه چایی بزار بیارم براتون و پاشدم اتاق رو ترک کردم در رو هم بستم
سریع یه صندلی زیر پام گذاشتم از بالای پنجره نگاه کردم حسن از مامانم خواست اگه راحتی تیشرتتون در بیارید اینطوری راحت ترید مامانم تی شرت رو دراورد با یه سوتین جلو حسن دراز کشید حسنم شروع به ماساژ کرد بعد به مامانم گفت اگه میتونید شلوار رو هم در بیارید مامانم شلوارش رو در اورد حسن کمی روغن ریخت پاهارو چرب کرد مامانم داغ کرده بود بدون اجازه مامانم سوتین مامانم رو باز کرد شروع به ماساژ شد سپس دست انداخت شورت مامانم رو کشید پاییین اولین بار بود مامانم رو کون لخت میدیدم مامانم ادم درشتی بود بخاطر همین از دم و دستگاه مامانم چیزی معلوم نبود حسن بعد کمی نوازش مامانم رو برگردوند حالا چاک کوث مامان ر و دیدم سینه هاشم خوب بود نوک سینه مامان تو این سن سیخ شده بود حسن دست انداخت از بغل سینه و مالش و سپس شکم و بعد بین ران های مامانم ر ماساژ داد رفت بالا سر مامانم شلوار خودش ر کشید پایین کیر سیخ شدش پشت شورت نمایان شد بعد شورتش ر به سر و گوشش مامانم میمالوند مامانم برگشت سمتش اونم کمی کیرش ر مالوند بعد کشید پایین کیرش مثل فنر پرید بیرون مثل سیلی به صورت مامانم خورد مامانم سرش رو برگردوند اخه مامانم خیلی حساس بود کمی وسواسی داره حسنم میدونست حسن رفت سمت پاها اونا رو بالا داد یه نگاه انداخت سوراخ مامان مبگینو رو بازرسی کرد بعد دو انگشت ر تو کوثش کرد شروع کرد انگشت کردن کمی بعد دوباره برگشت سمت سر مامانم کمی کیرش رو به سینه هاش مالید کیر و به صورتش ما لید مامانم فقط میخواست اتیشش خاموش شا ولی اون میخواست مامانم ر به زانو در بیاره کمی مالید به صورتش بعد به لبش مامانم صورتش ر برمی گردوند ولی دو باره سرش رو سمتش میاورد اخر خودش ر نتونست قانع کنه حسن کیرش رو به لب مامانی میزد فشار داد به دندوناش مامانم مجبور به باز کردن دهنش شد برام جالب بود مامانم کیر به دهن بگیره بعد کمی ساک اجباری حسن پرید بین پاهای یدفعه ای چپوند کمی بعد برگردوند مامانم رو به روش سگی کرد دراورد کمی روغن به کیرش زد کون مبارک مامانم رو یه حالی داد بعد اینکه خالی شد دراورد یه
در کونی هم زد پاشد سری بعد هم این اتفاق افتاد ولی اخر کار خواهر کوچیکم مونا خونه بود به اصرار حسن سه تایز حموم رفتند مامانم به یه بهونه بیرون میاد حسنم شروع میکنه به لیف کشیدن بعد شورت مونا رو در میاره وان رو هم پر میکنه میرن تو وان کمی انگولش میکنه بعد در میان
teen,babe,blowjob,arab,muslim,big-cock,stepdad,hijab,dadcrush

From:
Date: April 4, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *