Download complete video now!

کوس آسیایی با شوخ طبعی فرفری با یه مقنعه که بهش زیبایی

کوس آسیایی با شوخ طبعی

بیاریم گفت نمیزارم بکنی از پشت ها فقط لاپایی گفتم باش لباسامونو در اوردیم یه پتو هم اوردم انداختم رو خودمون از پشت بهش چسبیده بودم کیرمو گذاشته بودم لای رونش عقب جلو میکردم بعدش گفتم مهسا اینجوری به من حال نمیده گفت خب اروم بکن از پشت منم که از خدام بود گفتم چشم رفتم سر لوازم ارایش زن داداشم دیدم یه کرم خشکی پوست بود اوردمش گفتم کیرمو بخور یکم لیز شه گفت نه من بدم میاد منم اصراری نکردم.خوابیدم پشت سرش یه کم کرمو زدم رو کیرم یه کمم زدم دم سوراخش ،اروم کیرمو گذاشتم دم سوراخش با هزارتا بدبختی فرستادمش داخل سامانم فقط لاپایی کرده بودش خودش گفت..کیرمو کردم تو کونش صدای شلق شلق میومد این صدا حشرمو بیشتر میکرد تا ته کیرمو کردم تو کونش اونم فقط هی میگفت تو رو خدا درش بیار ولی من اهمیت نمیدادم یه پنج دیقه از کون کردمش که دیدم ابم داره میاد درش اوردم ریختمش رو کمرش بعد یه یه دیقه خوابیدم روش بعدش بلند شدیم و زدیم بیرون و رسوندمش تا در خونه شمارمو گرفت بعدش رفت

کوس آسیایی با شوخ طبعی
 

سکس
پاهاشو جمع میکرد
از اینترنت یه بلیط گرفتم ردیف تک صندلی ها پرشده بود منم از دوصندلی یکیشو انتخاب کردم فردا عصر اومدم ترمینال سواراتوبوس شدم بعد از چن دیقه که همه سوار شدن از پنجره بیرونو نگا میکردم دیدم یه دختری داره با خانوادش خدافظی میکنه حدودای ۱۹ سالش بود سوار ماشین شد اومد نشست صندلی بغلم منم یکم خودمو جمع کردم از خجالت چون خیلی زیبا بود چشماش سبز بود موهای قهوه ای فرفری با یه مقنعه که بهش زیبایی عجیبی میبخشید قدش حدود ۱۶۰_۱۶۵ بود هیکل توپلی داشت که از زیر چشم دید میزدم و حسودیم میومد میگفتم خوشبحال کسی که این زنش بشه.
ماشین راه افتاد ایشونم گوشیشو درآورد و هندزفری گذاشت تو گوشش و موزیک گوش میداد منم یکم از پنجره بیرونو نگا کردم و به فکرش فرورفته بودم و انگار یه عالم دیگه ای بودم ناگهان صدای نازی که گویا از عالم ملکوت میومد بهم گفت آقا یه لحظه برگشتم دیدم چیپس و پفک و گذاشته رو جلو دستش گفت بفرما منم از خجالت چیزی نتونستم بگم یه خنده ای بهش زدم و دوتا پفک برداشتم همینطوری وقت میگذشت و میگذشت وقت شام رسید پیاده شدیم به رستوران رفتیم یکم غذا خوردیم سوار ماشین شدیم دوباره دیگه ساعت ۱۲ شب بود همه خوابشون برده بود دختره که اسمشو بعدا تلفنی ازش پرسیدم شیدا بود

پارگی با یک کیر سیاه

سینه هاش و مالیدمش
شیدا بود و میرفت خانه ی خالش تو کرمانشاه خمار شده بود داشت خوابش میبرد چشماشو بسته بود منم به بهانه خواب خودم چسبوندم بهش سرمو گذاشتم رو شونه اش دیدم اونم یکم خودشو به سمت من کشید سرمو برداشتم گذاشتم رو صندلی و چشمامو بستم گرمی گردشو رو گردنم حس کردم چشامو باز کردم دیدم یه فرشته ای سرشو گذاشته رو شونم دستشو گرفتم تو دستم و میمالیدم چشمای هردومون بسته بود یکم بعد دستامو گذاشتم رو سینه هاش و مالیدمش سینه های نرمی داشت که الانم فکرش سیخ میکنه کیرمو دستمو بردم روناشو میمالیدم که پاهاشو جمع میکرد دوباره باز میکرد اونم داشت حال میکرد لبامو گذاشتم رو لباش میخوردم از یه طرفم دستم برده بودم لاپاهاش داشتم با کسش ور میرفتم کیرم خیلی سیخ شده بود درآوردمش

از کون قمبلش گاییدم
انداختم روش شیدا زیر کاپشن داشت با دستای نرمش باهاش بازی میکرد منم غرق مالیدن اندام شیدا بودم هر از گاهی هم لبشو میخوردم داشتم از شدت خماری میمردم ناگهان آبم اومد دیگه طاقت نداشتم خودمو جمع جور کردم یه بوس از لپ شیرین شیدا برداشتمو گفتم بخوابیم.بعد از اون روز هر وقت میام تبریز بهش زنگ میزنم میاد با ماشینم دور میزنیم و ماجرا رو ادامه میدیم دفعه قبل از کون قمبلش گاییدم که خیلی جیغ میزد
verified profile,cumshot,cum,hardcore,boobs,milf,blowjob,rough,amateur,indian,webcam,massage,reality,big-tits,indian-bhabhi,indian-actress,hidden-blowjob,lund-chudai,bhabhi-blowjob,blowjob-hidden,actress-cating

From:
Date: March 29, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *