Download complete video now!

کوس بلوری و آب کیری شده دختر نوجوان محمده صدا زد خانومم مهسام یه

کوس بلوری و آب کیری شده دختر نوجوان

26 سالمه داستانی براتون می نویسم مال یه سال پیشه قیافه نسبتا جداب و خوشگلی دارم به همین خاطر چند مورد دختر خوشگل زمان دانشگاه می تونستم تور کنم ولی اون موقع ها احمق بودم و اعتماد به نفسم هم پایین بود بنابراین برخلاف میل باطنی نمی تونستم ارتباط برقرار کنم الان هم که یا کسی نیست یا اگرم باشه پا نمی ده خلاصه اینو بگم که من با سکس و این چیزها خیلی زود آشنا شدم فک کنم 10 سالگی دلیلشم به خاطر یکی از فامیلا بود که جلوم جلق می زد و… ماهم از همون موقع جلقو شروع کردیم و خیلی در هوای کس بودیم
سالها می گذشت و ما همچنان در آرزوی کس بودیم و جلق می زدیم تا اینکه بالاخره صبرم تموم شد می خواستم هرجوری شده برای یه بار هم که شده سکسو تجربه کنیم تا راحت شیم بنابراین تصمیم گرفتم برم ترکیه . البته قبلا هم رفته بودم ولی سکس نکرده بودم توی یکی از شهرهای ترکیه با یه نفر دوست شده بودم که از من می خواست براش زن ایرانی پیدا کنم اونا فک می کنند زنای ایرانی خیلی خانواده دوست
بهترین سکس شیرین در اوج تلخی

کوس بلوری و آب کیری شده دختر نوجوان
کوس بلوری و آب کیری شده دختر نوجوان

سکس
یه روز خسته از باشگاه اومدم رفتم زیر دوش خسته ی خسته تمام بدنم انگار با تبر تیکه تکیه کرده بودی محمد همیشه ساعت ۶ نیم خونه بود صدای در اومد فهمیدم محمده صدا زد خانومم مهسام یه لحظه حس کردم با صداش پاهام ضعف رفت صداش زدم جان دلم اومد تو اتاق خواب کتشو انداخت رو تخت تو چشام زل زد به به مهسا خانوم خودم گفتم سلام اقایی گفت سلام عمرم پیراهنشو در اورد برگشت روبه من منم گفتم اقایی گفت جونم گفتم خیلی دلم تنگ شده بود برات همینو ک گفتم انگار چشاش برق زد قشنگ میتونستی از دور حس بکنی ک حشری شده گفت منم دلتنگت بودم خانومم گفتم عه اینجوری بهم ثابت کن ‌‌‌.. شلوارشو در اورد فقط شرت پاش بود پرید تو حموم بغلم کرد جیغ کشیدم گفت دیووونه اروم چخبرته یجوریی جیغ میزنی انگار تا حالا بغلت نکردم گفتم نه هر با بغلم میکنی میمیرم زنده میشم همینو ک گفتم چسبید بهم یهویی لبامو گرفت نفسام بند اومده بود هی در گوشم قربون صدقه ام میرفت گردنمو بوسید گفت قربون چشای ماهت همسرم همینو گفتم از خود بی خود شدم تو بغلش بی حال شدم ناراحت صدام زد مهسام گفتم جونم گفت چیشد خانومم گفتم هیچی ضعف کردم گفت اخ روانی یه جوریی میگی ضعف کردم انگار تا حالا نکردمت گفتم حالا ک نکردی باشه من قهرم رومو برگردوندم یهویی دستاشو کشید رو دلم چسبید بهم گفت قربون دل نازکت بشم توله ی من دستاشو فشار میداد روانی اصلا درک نمیکرد من از حال میرم بهش گفتم محمد گفت جونم گفتم ضعف دارم یهویی با خنده رفت یه لیوان شربت اورد با یه تکیه کاکائو بهم داد تو بغلش بودم رو پاهاش نگام میکرد دلم نیومد تنهایی شربت رو بخورم گفتم بیا تو هم بخور گفت چشم از جای لبام رو لیوان شربت خورد لیوان برد گذاشت تو اشپزخونه اومد داخل دوش رو تنظیم کرد با دمای اب منو کشوند زیر دوش موهامو خیس کرد حال خوبی داشتم برگشتم نگاش کنم چشمک بهم زد گفت مهسا گفتم جانم گفت تا حالا شده پیش یکی باشی ک عاشقشی ولی بازم دلت براش بلرزه یه لحظه سرمو انداختم پایین ازش خجالت کشیدم یه جوریی بود لحن صداش گفت من الان همین حسو دارم دستشو گذاشت زیر چونه ام نگام کرد گفت قربون حیا کردنت عروسک بازوهاشو دورم حلقه کرد گردنمو میخورد لبامو از بس میک زد داشت گز گز میکرد لبام اومد

سکس سخت و داغ با سینه های خیلی بزرگ

ابش اومد ریخت توش
سینه مو گرفت با یه جیغ زدن یهویی نوک ممه ام رو کشید به دندون گفتم ای دیونه گفت جووون خانومم اومد رو نافم بوسید گفت قربون جای نی نی ام برم گوشه لبمو گاز گرفتم هر موقع خجالت میکشیدم لبامو میخورد جریمه ام بود یهویی یه لب گرفت گفت اینم باز جریمه ی خجالتت اینقدر خندیدم اروم انگشتتو مالید رو کسم اخ گفتم گفت اوووف چه خوشگله گفتم برا تو محمدم بغلم کرد گذاشتم لبه وان پاهامو باز کرد شروع کرد خوردن کسم داشتم میمیرم جیغ میکشیدم محمد تو حس حال خودش بود کم کم کسمو ول کرد بغلم کرد خواستم برم پایین ساک بزنم نذاشت دستامو بوس کرد گفت نمیخواد یه جورایی حس کردم معذب شدم چون من اینکارو نکردم یهویی لپمو بوسید گفت کجایی دختر گفتم تو بغلت خندید سرکیرشو گذاشت رو کسم وحشی کرد توش یه صدای ملچ ملچ کسم بلند شد اونم میگفت جون منم تو حس خودم بودم تو فکر کیرش بد جور تا ته رحمم حسش میکردم خیلی با فشار میفرستاد تو کسم سر چندمین تلمبه ارضا شدم لرزیدم جوریی ک از پا افتادم محمد هی صدام میزد بوسم میکرد با هزار زور جوابشو دادم حس کردم پاهام فلج شد بغلم کرد دیدم ناراحته گفتم الان کوفتش میشه گفتم محمدم بکن دیگه گفت اخه گفتم هیس کارتو انجام بده باز وارد دهانه ی رحمم شد حس فلجی بهم دست میداد گذاشتم زمین گفت میتونی وایسی گفتم اره به خاطر تو طاقت میارم

دلم میخواد حامله ات کنم
خودش نشست لبه وان از پشت کرد تو کسم سینه هامو گرفت داشتم جلو عقب میکردم با زور فهمید طاقت ندارم پاهامو گرفت خوابیدم روش میکرد تا جایی ک‌چشام دیگه سیاهی میرفت یهویی ابش اومد ریخت توش اینقدر داغ بود گفتم محمد گفت جون گقتم دیونه چرا ریختی گفت نی نی میخوام من شوهرتم دلم میخواد حامله ات کنم پاشدم یهویی از کسم اضافی ابش ریخت ترسید فکر کرد مشکلی دارم گفتم نه خیالش راحت شد پاشد گفت اییی پشتم میسوزه دیدم وای همه ی پشتشو با ناخن چنگ زدم خنده مون گرفته بود گفت کسی ندونه فکر میکنه با شیر پنجه تو پنجه شدم خندیدم شست منو خودش هم شست اومدیم بیرون موهامو خشک کرد لباسمو پوشیدم خودش موهاشو سشوار کشید خواستم برم تو اشپزخونه گفت کجا گفتم برم برات شامو اماده کنم گفت نمیخواد از بیرون میگیریم خیالم راحت شد بغلم کرد سرمو گذاشت رو سینه اش با یه بوس خوابم گرفت محکم بغلم کرد گفت عاشقتم معشوقه ی من این بود شیرین ترین سکس من در اوج تلخی ضعف
verified profile,cumshot,cum,pussy,hardcore,latina,hot,milf,blowjob,shaved,homemade,mature,fetish,cute,big-ass,horny,hard,big-tits,big-cock,big-dick,big-boobs

From:
Date: April 4, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *