Download complete video now!

کوس خیس تماشایی بود تو ماشین تو مسیر متوجه شدم که لیلا

کوس خیس تماشایی

خفه میشد و به ناچار با کراهت از کسه آیدا میخورد و غور میزد و میگفت:جنده……اومممممم…….کثافت آشغال با این کسه چرکیت!!!!!خلاصه حدود یک ساعت این ماجرا طول کشید و فاطمه و دخترش بیتا رو خفه کردن!در آخر آیدا بیتا رو به شکم خوابوند رو زمین و فاطمه رو برد نزدیک کف پاهای بیتا دخترش!!!!و گفت:الان کاری باهات میکنم که دیگه درس عبرتی باشه واستون که دیگه از این غلط ها نکنین!بعد شروع کرد دهن فاطمه رو مالوندن کف پاهای دخترش بیتا!!!!فاطمه هم در حالی که داشت از عرق کف پاهای دختر خودش بو میکشید گفت:اوفففف……بیتا خاک بر سرت با این بوی پاهات……اومممم……اوفففف……..آیدا زد زیره خنده و گفت:بخور
لای کسش خیس خیس بود
دکمه شلوار رو باز کرد و شلوار رو کشید پایین منم باسنم رو بلند کردم تا راحت تر در بیاد اومد از رو شرت کیرم رو لیس زد داشتم دیوانه میشدم که یواش از بالای شرت سر کیرم رو درآورد و گذاشت تو دهنش و شروع کرد به خوردن با ولع کامل ساک میزد چه لذتی داشت بعد چند دقیقه که گذشت دیگه نمی تونستم کنترل کنم خودمو گفتم داره آبم میاد گفت بزار بیاد میخوام بخورم از من حشری تر بود خلاصه آبم اومد و همه رو خورد من بیحال افتاده بودم رو تخت که گفت بی معرفت پس من چی گفتم که الان حال ندارم شب برات جبران میکنم
یه چرت زدیم و بعدش رفتیم پایین دیدیم افشین و لیلا هم بیدارن و نشستن منتظر ما
خلاصه رفتیم تو شهر و یه دور زدیم و یه شام سبک خوردیم و بعد رفتیم کنار ساحل حدود ساعت یک شب بود و ساحل خلوت پیشنهاد دادم که بچه ها بیاین همین جا چند تا پیک مشروب بزنیم که اولش دخترا قبول نکردن یذره میترسیدن بعدش راضی شدن
شروع کردیم به مشروب خوردن سه تا پیک زدیم که تقریبا گرفته بود مخصوصا دخترا رو از اونجا که مینا تو سکس ظهرمون ارضا نشده بود خیلی حشر داشت لیلا هم همینطور ظاهرا اونا هم کاری نکرده بودن
مینا اومد در گوشم گفت که بریم ویلا خیلی حشریه و کیر میخواد گفتم صبر کن الان می ریم یه پیک دیگه ریختم و ۴ تایی رفتیم بالا دخترا که مست پاتیل شدن منو افشین هم حال خوبی داشتیم

کوس خیس تماشایی
کوس خیس تماشایی

سکس
یه افشین زد به سرش بره تو آب
لباسش رو درآورد و رفت یه تنی به آب زد و اومد که دیگه چون خیس بود لباس نپوشید لیلا هم مدام میچسبد بهش لب میگرفت مینا هم چون این صحنه ها رو میدید بیشتر حشری میشد دیگه کاراش دست خودش نبود اونم اومد شروع کرد به لب گرفتن یذره لبم رو خورد که گفتم بچه ها اینجا خطرناکه بشینین بریم ویلا سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم ماشین من هم چون شیشه هاش دودی بود داخل معلوم نبود من و مینا نشستیم جلو و افشین لیلا هم نشستن عقب

افشین هم لباس نپوشید به همون حال اومده بود تو ماشین تو مسیر متوجه شدم که لیلا داره برا افشین ساک میزنه و افشین هم تاپ لیلا رو درآورده و داره از رو سوتین سینه های لیلا رو میماله و یه دستش هم تو شلوار لیلا بود به مینا اشاره کردم که اینا رو ببین
مینا با دیدن اینا دیگه نمی تونست خودش رو کنترل کنه دست منو گرفت و گذاشت لای کسش خیس خیس بود من براش میمالیدم و آه و ناله میکرد چون شلوارش جین بود و خیلی تنگ بود دست من درست جا نمی شد گفتم که یذره شلوارت رو بده پایین اونم خیلی ریلکس تا زانو ها شلوارش رو کشید پایین منم حسابی هم انگشت میکردم و میمالیدم خیس خیس بود افشین و لیلا هم عقب ماشین حسابی مشغول بودن افشین هم تو همون حین سعی کرد شلوار لیلا رو در بیاره که چون ساپورت بود خیلی راحت درومد افشین شروع کرد به لیس زدن کس لیلا حسابی آه و اوه لیلا درومده بود جووووون بوخور لعنتی این کس برای تو هستش افشین جون این فریاد های لیلا مینا رو هم حسابی حشری تر کرده بود دیدم مینا کامل داره شلوارش رو داره در میاره، اخه پاهاش قشنگ باز نمی شد و راحت نبود من دستم لای کس مینا حسابی خیس شده بود میمالیدم و انگشتم رو تو سوراخ کونش جا میکردم که تا می رسیم ویلا جا باز کنه
کیف میکردم که به فانتزیم دارم نزدیک میشم
رسیدیم جلو ویلا چون دیر وقت بود و ویلا جاش دنج بود

کوس داغ با روسری

گذاشت تو کسش تلمبه میزدیم
خیالمون از همه چی راحت بود ریموت رو زدیم رفتیم داخل حیاط بچه ها هم با همون وضعیت از ماشین پیاده شدن لیلا که کامل با شورت و سوتین بود مینا هم شلوار تنش نبود افشین هم که از لب ساحل لخت شده بود رفتیم داخل دیگه ادامه دادیم افشین شرت لیلا رو هم درآورد گفت به حالت داگی بشینه لبه کاناپه منم همین کار رو با مینا کردم دو تا شون کنار هم ما پسرا هم داشتیم از عقب تلمبه میزدیم چه حالی داشت اه و اوه دخترا کل ویلا رو گرفته بود چند دقیقه به همین صورت تلمبه زدیم که گفتم افشین بیا جامون رو عوض کنیم من رفتم شروع کردم به کردن کس لیلا و امیر هم داشت تو سوراخ مینا جا میکرد که خود مینا کیر افشین رو گذاشت رو سوراخ کونش گفت حالا بکن که خوشحالی رو میشد تو چشمای افشین دید شروع کردیم به کردن حسابی کس لیلا رو گائیدم و میخواستم یه حال اساسی به مینا بدم رفتم سراغ مینا نشوندمش رو کیرم رو به خودم حسابی داشت بالا پایین میرفت که افشین هم دوباره کرد تو کون مینا حسابی شروع کردیم به تلمبه زدن و مینا هم حسابی حال کرد لیلا هم که معلوم بود میخواد این حس رو تجربه کنه گفت پس من چی که افشین جواب داد الان نوبت تو هم میشه مینا با آه و ناله گفت وای تمومش کنین جر خوردم من گفتم صبر کن گفتم که جبران میکنم خلاصه رفتیم سراغ لیلا اول من شروع کردم یواش یواش کونش رو گشاد کنم و کیرم رو جا کنم بعد افشین گذاشت تو کسش داشتیم تلمبه میزدیم که مینا هم کسش رو گذاشته بود تو دهن لیلا که براش بلیسه لیلا هم کوتاهی نکرد و حسابی کس مینا رو خورد داشت آبم میومد که کشیدم بیرون رو سمت مینا وایستادم که بخوره اونم شروع کرد به خوردن تا آبم اومد افشین هم آبش رو ریخت روی سینه های لیلا بعد همه بیحال افتادیم رو کاناپه
خلاصه که من به فانتزی زندگیم رسیدم بعد از اون داستان دیگه عادی شد برا ما ۴ تا سکس گروهی هر موقع جور میشد برنامه داشتیم با هم
verified profile,teen,creampie,panties,doggystyle,amateur,homemade,fuck,POV,fat,close-up,big-ass,russian,thick,pawg,big-butt,big-booty,pretty-pussy,red-panties,prone-bone,panties-fuck

From:
Date: April 2, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *