Download complete video now!

کون گنده خاله الکسیس باید عمیق گایده شه

کون گنده خاله الکسیس باید عم

خلاصه اون شب گذشت و دیگه

بیشتر وقتا با دنیا لز می کردن و از این کار خانومم لذت می برد منم واسم جالب بود بهش گیر نمی دادم وقتی من خونه نبودم دنیا رو صدا می کرد پیشه هم بودن خلاصه یه روز سه نفری داشتیم ناهار می خوردیم دنیا گفت محمد خدا بهت شانس بده یه کم دست پخته خانومت حرف نداره خوشگلم که هست چی می خوای دیگه منم گفتم خواستگارم زیاده واسش یا فقط ناز داره اونم خندید گفتش خودم می گیرمش خانومم گفت جون قربونت برم من به شوخی گفتم بچه ها سر میز ناهار نمی شه که دنیا گفت چی نمی شه منم گفتم هیچی دنیا خجالت کشید شبش خانومم بهم گیر داد چرا اون حرفو زدی دنیا از من پرسید واسه تو تعریف می کنم من گفتم نه تو چرا تابلو می کنی منم گفتم باشه دیگه حواسم هست
تا یه مدت گذشت دنیا چون خیلی پول دار بودن مسافرت زیاد می رفت یه بار به من گفت می خوام با خانومت برم اسپانیا اگه اجازه بدی کارا ویزاشو بکنم منم گفتم باهاش بایید حرف بزنم بعد اوکی می دم شبش اومدم به خانومم گفتم این جریان اسپانیا چیه اونم گفت دنیا چون خیلی همو دوست داریم بهم پیشنهاد داده ولی خوبیق گایده شه

کون گنده خاله الکسیس باید عمیق گایده شه
لام دوستان من باران هستم الان ۱۶ سالمه این اولین داستانمه که دارم مینویسم .
من وقتی که ۱۴ سالم بود توی زعفرانیه زندگی میکردیم من یک روز بود که سرویس ام بعد حدود نیم ساعت از تعطیل شدن مدرسه نیمده بود دنبالم که تصمیم گرفتم پیاده برم مدرسه بعد تو راه

کون گنده خاله الکسیس باید عم
کون گنده خاله الکسیس باید عم

سکس
رفتن به خونه یه پسره ای داشت از روبه رو تو پیاده رو میومد من اون روز چون جشن بود مدرسه با مانتو و شلوار لی چسبون رفته بودم که دیدم اون پسره که خیلی هم خوشگل بود داره نزدیک میشه به من که دیدم به من چشمک زد و یک کاغد انداخت زمین رفتم و ابرشداشتم روش شمارش رو نوشته بود و اونم لباس فرم نپوشیده بود و معلوم بود هر روز کارش همینه شماره خودش رو رو کاغذ مینویسه و میده به دخترا ظهر رفتم خونه و به مامانم گفتم که سرویس نیومد دنبالم اونم گفت حالا به راننده سرویسم زنگ میزنه من رفتم و ناهرو خوردم و ظهر که داداشم و مامانم تو اتاقاشون خواب بودن من رفتم و به اون پسره زنگ زدم و اول گفتش شما منم بش گفتم امروز تو خیابون …………….
بعد از ۳ ماه دوستی ماه تو تابستون یه روز عصر داشتیم چت میکردیم واتس اپ که گفت مامان و باباش رفتن شمال و من برم خونشون منم اماده شدم رفتم راستی اون یک سال از من بزرگتر بود

جنده ی کم سن ولی پور تجربه

تا رسیدم به خونشون زنگ زدم گفت عشقم بیا بالا رفتم دیدم فقط خودش تنها هست رفتم و عصرونه رو خوردیم بعدش من و علی از هم لب گرفتیم عادی بود ولی تا حالا با هم سکس نداشتیم رفتم تو بغل علی که روی مبل بود دیدم یه چیز سفتی از شرتش سیخ شده گفت من خیلی وقته دوست دارم که بکنمت و من چشام چهار تا شد و گفت الان دیگه وقتش رسیده که بکنمت من زیاد حشری شدم و قبول کردم ولی به شرطی که از جلو نباشه و اونم قبول کرد و یه فیلم سوپر رو گوشیش پلی کرد و دیدیم من قبلا دیده بودم و بعد شرو ع کردیم به لب گرفتن و کم کم لباسام رو در اورد و سینمو خورد و منم شورتش رو در اوردم و کیرش رو خوردم کیرش خیلی خوش فرم بود و من از فیلم سوپر هایی که دیده بودم و یاد گرفته بودم ساک زدن رو براش ساک میزدم تا اینکه گفت داره ابم میاد و شروع کرد به خوردن کسم و بعد اون رفتم انگشت هایس رو کرد تو کونم چشمامو بسته بودم داشتم حال میکردم و یک لحظه دیدم که ۱ انگشتی که کرده بود تو شده بود ۵ انگشت و خیلی درد داشت اروم اروم گشاد تر شد و کیرش رو کرد تو البته خیلی اروم بعد تلمبه زد ارو اروم بعد هی سریع تر کرد و منم در اوج لذت بودم تو ابر ها و گفت بکنم تو کست که اشتباه ترین تصمیمی بود که تو کل عمرم گرفته بودم و پرده ام سر اون قضیه پاره شد و الان هم یک آدم اپن هستم و اون علی نامرد هم

verified profile,cumshot,teen,hot,sexy,doggystyle,young,cheerleader,POV,canadian,american,horny,girlfriend,british,taboo,usa,small-tits,australian,stepsister,bratty-sis,sport-girls

From:
Date: April 11, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *