Download complete video now!

کیر تو سینه اش گم میشه میرم خونش یه کیلو موز میده بخورم

کیر تو سینه اش گم میشه

بمو خورد خیلی حال داد رفتیم حموم اومدیم بیرون باشرت نشستیم زنگ زد ناهار اوردن خوردیم بعدش کنار هم خوابیدیم نیم ساعت بود خوابم برد دیدم داره ساک میزنه تا چشامو باز کردم کونشو گذاشت دهنم و من هم لیسیدم کونشو دوباره پاهارو داد بالا و کردمش نیم ساعت کردم ابمو ریختم سینش دوباره رفتیم حموم منو شست گفت بشاش رو سینم اینکار کردم خودشم شاشید رو کیرم بعد اومدبم بیرون چای و میوه اورد خوردیم و رفتم
چند روز بعد رفتم خونش دوباره سکس و قول گرفتم دفعه بعد از کون بکنم دفعه بعدم از کون کردمش خلاصه یه 6ماهی جمعه ها میرفتم و میکردمش یبارم دوستشو اورد اونم 40سالش و قد 190 کون گنده و سینه دو تاشون پدرمو در اوردن بعد گفت دارم شوهر میکنم و ازدواج کرد و من با دوستش در ارتباط بودج ک میکردمش
نمیدونید چه حالی میکنم بارفیقش هنوزم در ارتباطم خیلی حشریه وقتی میرم خونش یه کیلو موز میده بخورم بعدش اسپری میزنه و میکنمش بیوه هستش.

اول از همه بگم این خاطره واقعی از گی منه، کسایی که علاقه ندارن میتونن صفحه رو ترک کنن. از خودم بگم، اسمم مهرانه 25 سالمه دوجنسگرام ولی بیشتر تمایلم به مفعول بودنه، عاااااشق ساک زدنم هستم.
کیر تو سینه اش گم میشه
توضیح : من گلناز هستم ، ۱۸ سالمه همیشه سرک می کشیدم تو سایت ولی هفته پیش یه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفتم این داستانو بنویسم.این داستان واقعی نیست.

کیر تو سینه اش گم میشه
کیر تو سینه اش گم میشه

سکس
+سرده ، پاییزه. زیر پتو لش کردم.نزدیکای غروب آفتابه . چند ساعته خوابیدم ؟ یادم نمیاد . دارم برای هزارمین بار مرورش میکنم تو ذهنم . چی شد که به اینجا رسیدم ؟ نمیدونم . چشامو رو هم میزارم سعی میکنم چیزایی یادم بیاد. تاریکه ، صدایی نیست. دوستش داشتم.دوستش دارم سالهاست. از هموت موقع که یه دختربچه ۱۳، ۱۴ ساله بودم تا همین امروز که زن کاملی شدم . همیشه تو ذهنم بوده ، گوشه ی خاطر همیشه تنهام خونه داره .یاد روزای اول می افتم . یه پسر با قد متوسط و موهای خرمایی تیره . صورت پهن و بی روح ، چشای قهوه ای خنثی . ول میچرخه تو آموزشگاه . ساز میزنه ، خیلی خوب ساز میرنه . اسمش چیه ؟ هنوز نمیدونم. تِم خودشو داره ، پاهاشو گشاد گشاد ور میداره بی حوصله است اغلب و رفتار سردی داره با همه . دستاشو یه حالت خاصی تکون میده .وای از دستاش . انگشتای بلند و کشیده اش . رو کلیدای پیانو می رقصه انگشتاش . نگاه میکنم ، لذت می برم . احمد !یکی از دوستاش صداش میکنه . پس اسمش احمده .احمد عزیزم!چطور انقد خوب ساز میزنی ؟ هنوزم برام سواله . تماشاش میکنم . عطرش تا ساعت های بعد کلاس تو مغز من ویراژ میره. تک تک سلولای مغزم این بو رو به یاد می سپرن .
روزا می گذرن از پی هم . ۲ساعت تو هفته می بینمش از نزدیک .ولی بقیه ساعتا فکرم پیششه . توی قلبم ، توی دلم ، توی افکار نوجَوونم چیزایه جدیدی اومده. حسش میکنم . قبلا نداشتمش . تازه و جدیده . یه جور دوست داشتن عمیق ، یه جور حس خواستن . خواستن دستاش ، خواستن توجه اش ، خواستن نگاهش . تمام وجود منو دربرمی گیره .
کاش تمام دنیا فقط همون دوساعت کلاس موسیقی بود که می تونستم ببینمش ، بشنومش. هیچ وقت جرئت نکردم تو چشاش صاف زل بزنم . همیشه نگامو از نگاش می دزدیدم .

پسره مامانو یجوری میکنه که نفت در بیاد

+نگامو از نگاش دزدیدم.به کفشای پاشنه بلند زنونم خیره شدم . عجیبه . اون اینجاس . بعد این همه سال. خدایا.درست نشسته رو به روی من ، توی خونه منه. جا افتاده شده ،سیبیل گذاشته موهاش جوگندمی شده ، عینکم میزنه. با همون صورت پهن و چشای قهوه ای و عطر همیشگیش .چهره در چهره هم ، رو به روی هم نشستیم . چی میگیم ؟ از سری کلیشه جات و صحبتای نخ نما شده فرهنگی ! از قیمت گرون سازو بی نظمی ارکستر سمفونیکا و صحبتایی از این دست . هنوزم دوستش دارم . عجیبه بعد این همه سال هنوز دوستش دارم . و همچنان میدونم منو نخواسته و نمیخواد . می خوام تو چشاش خیره شم . شاید حسی پیدا کرده باشه به من . البته شاید.
موهای فرفری مو میدم پشت گوشم ، زیتونی رنگه . رژ قرمز تیره زدم ، با خط چشم ساده . یه میدی سیاه براق تا روی زانو و لاکای برق برقی . بد نشدما!عادت ندارم اینطور به خودم برسم ، خصوصا تو سالای اخیر . بعد از جدایی . جدایی از شوهر سابقم . مردی که تو ۴۵ سالگی فهمیده بود علاقه عجیبی به مفعول بودن تو رابطه با مردای دیگه داره ! احنقانه است ولی خب کم نیست . میشه پیدا کرد چنین مردایی رو . ولی خب احمد فرق داشت . این تنها ملاقات واقعی و حقیقی ما باید به بهترین نحو صورت می گرفت .
شیشه های خونه رو بخار گرفته . معلومه سرد شده هوا ، بحثمون گل انداخته . میگه چند سالیه که تو هنرستان داره درس میده ، درآمدش بدک نیس ولی خب تدریس خیلی انرژی میبره ازش. میگم که منم توی دانشگاه زبان درس میدم کاری که همیشه عاشقش بودم. گپ میزنیم . همه چیز خیلی خوب و روال پیش میره . ازش میخوام یکم برام پیانو بزنه.
+نشست پشت ساز قطعه ای که جونم در میومد بزنم رو نواخت . حالت عصبی گرفته :((چند بار باس بهت بگم اینطوری غلطه که تو میزنی ای بابا !دقت نمی کنی اصن.)) عصبانی شدم منم ، هرچقدرم نوازنده خوبی باشه معلمیش افتضاحه!با اینکه خیلی دوسش دارم ولی این رفتارش حالمو بهم میزنه. پسره پررو . دستام از عصبانیت یخ کرده ، کبود شده . کشش ندارم دیگه ولی مجبورم می کنه یه دور دیگه بزنم . بازم گند میزنم . ولی سریع پا میشم . روشو برمیگردونه اون طرف ، واسه امروز کافیه ! خدافظ خشکی میگمو رامو می کشم میرم . داره نم نمک بارون میزنه . نمیدونم چرا چشام تر میشه همش . لپای سفیدم قرمز شده .همش به کلاس فکر میکنم ، چطوری انقدر کودنانه ساز میزنم من ها ؟ حالم گرفتس و خیلی خستم. وای نه !خدایا خدا کنه اشتباه کنم . نه نه حتما آوردمش !به دیوار خونمون تکیه میدم، زیپ کولمو وا می کنم . زیپ بزرگو وا می کنم نیست اینجا. فقط یه دفتر نُت و یه جامدادی . لایه دفترو می گردم . نه نیست . دوباره میگردم . واضح بگم احساس حال به هم خوردگی دارم . نامه نیست . ای خدا !دستم بی حس شده ، سرم گیج میره . می شینم رو پله اول . نمیتونم خودمو کنترل کنم . عینکمو ور میدارم وقتشه که گریه کنم . چه افتضاحی !نامه عاشقانه ای که براش نوشته بودم از لای دفتر نت سر خورد رو میز آموزشگاه لا به لای ورقایی که اونجا بود. من چقدر بدبختم . خداکنه فقط به کسی نگه . نکنه دست کسی دیگه ای بیوفته نامه . چقدر زشت و تابلو میشه ماجرا .(( ای درخشان ترین ماه در تیره شب های بی خوابی ام !تو را دوست دارم از عمق وجود کودکانه ام . حس باشکوهی ایست وقتی به تو می اندیشم و تصورت میکنم در کنار تن منتظرم . مظهر غرور من !با صلابت با اصالت مهربان !)) از طرف ن.گ.م
فک کن این فاجعه بیوفته دست منشی آموزشگاه . خاک بر سر من . دیگه نمیرم آموزشگاه به هیچ وجه حاضر نیستم برم کلاس . هر چی رفتم تا الآن کافی بوده ، بس بوده . اگه باز دست خودش رسیده باشه کمتر گندش درمیاد . چه حماقتی کردم که نامه رو با خودم بردم . تقصیر این داداش بزرگس که سرشو تو وسایل آدم می کنه همش .
سریع میرم شماره آموزشگاه رو میدم به بلک لیست ، بعدم پاکش میکنم . هیچ اثری نباید باقی بمونه .
چند هفته میگذره ، به بهانه های مختلف کلاسو پیچوندم . یه بار برای درس ، یه بار برای سرماخوردگی ، یه بار برای مسافرت . ولی تا کی؟ تا اونروز که بابام علنا پرسید:(( دختر تو دیگه پیانو نمیزنی ؟!))
+پرسید : تو دیگه پیانو نمیزنی؟جواب واضحی ندارم . مثل همیشه . میگم شما بزنین حالا منم شاید زدم . یه پوزخند مرموز میزنه ، یه دور سرتاپامو ورنداز میکنه و شروع می کنه . شوپن میزنه ، خوبه . ناخودآگاه لبخند میزنم . اومدم نزدیکش وایسادم کنار پیانو نگاش می کنم . نگام میکنه . میدونه داره دلبری می کنه از من . لبشو ور میچینه . خیره شده به چشمام . لعنت به این شرم همیشگی که نمیزاره خیره بشم به نگاهش . ولی اینبار فرق داره انگار . جرئت پیدا کردم منم نگاش می کنم . دستای سفیدو کشیدمو آروم میزارم روی بالای پیانو. اونم منو دوس داره؟ آیا اونم منو دوس داره ؟ سوال بی جواب تمام شب هایی که تو این ۲۰ سال گذروندم . آهنگ اوج میگیره . اونم منو همینقدر میخواسته یعنی ؟ دارم میمیرم از این حس دیوانه کننده ای که تو سینمه . قلبم تند تند میزنه ، باید بهش بگم تا یه ساعت دیگه کی مرده کی زنده . حالا که اینجاس ، حالا که انقد نزدیکه که میتونم نفس کشیدنشو بشنوم . باید بگم ، دهنم خشک شده . با یه صدای آروم که انگار از ته چاه میاد میگم :((احمد دوستت دارم !)) آهنگو ادامه میده . شاید نشنید . دوباره میگم اما مصمم تر :(( خیلی دوستت دارم احمد!))نگاه میکنه ، لبخند میزنه ولی جنس خندشو دوس ندارم . انگار میگه میدونم ، میدونستم ولی برام مهم نیس . آهنگ تموم شد . از جا پا میشه . دکمه های پیرهن مشکی مردونشو تا سر سینه وا می کنه . عطرش بیشتر میپیچه تو اتاق . میخوام گم شه تو ریه هام این هوا . نفس عمیقی میکشم . داره نزدیکم میاد ، جلو جلوتر . چشام تر شده باز . چرا ؟ نمیدونم . بوی نفسشو حس می کنم . بوی سیگار دهنش دماغمو می سوزونه . می خوام این لحظه همش برای خودم باشه . فرصت نمیدم بهش که فکر کنه . آروم میزارم سرخی داغ شده لبمو روی لب بالاش . چشامو می بیندم . ای جان!داغه لبای باریک و مردونش . می بوسمت از اعماق جونم ، از ته ته قلبی که این همه سال عاشقت بوده . اونم میاد قاطی بازی . می بوسه منو . لخظه ای که برام ارزش داره . کاش دنیا یه دکمه پاز داشت واسه موندن و مردن تو همین لحظه . می بومسمش اونم می بوسه . هنوزم چشام بستس . حس می کنم دستاش دور گردن یخ کرده سفیدمو نوازش میکنه . میگه چشاتو وا کن نازگل . میخوام ببینمت . آروم وا میکنم چشامو . پوزخند میزنه باز . دستاش موهام میده کنار . شورو میکنه از زیر گوشم تا زیر گلوم . بوسه میزنه با حوصله و داغ . صدای ماچ ماچش کل خونه رو گرفته ، گاز میگیره گردنمو . آخ می کشم . با پوزخند میزنه . دستشو گذاشته رو کمرم سفت فشارم میده به خودش . حالا دستشو یواش از زیر پیراهنم می بره به باسنم دست میزنه . لب میگیریم همچنان . بهترین اخساس سال های اخیر . با اون یکی دستش سینمو آروم نوازش می کنه ، فشار میده .می برمش توی اتاق خوابم ، از سر میگیریم قصه رو . ساکت و بی صدا . شب شده کاملا . چراغ اتاق خاموشه و یه نور کم از آباژور کنار تختم میزنه . خوابیده رو منو لب میگیریم . نفسم در نمیاد! میخوام به کیرش دست بزنم . دوست دارم به کیرش دست بزنم . دستمو میبرم سمت شلوار چسبونش . از راست به چپ . غافل گیر شده . ولی خب از خداشه . دستمو میگیره میمالونه روی شلوارش . برجستگیاشو با دستای ظریفم حس می کنم . ولی من میخوام ببینمش . هولش میدم رو تخت ولو میشه . پاهاشو وا کرده با دستام زیپ شلوارشو وا میکنم . حشری خان شرت پاش نیست . آروم و آروم درش میارم بیرون . زیباس ، واقعا برازندس . لبخند میزنم با دیدنش . جانم ! میخوام باهمه وجودم ببوسمش . اول نگاا میکنم به چشاش دیگه پوزخند نداره رو لبش . لب سرخم یه ربان درست میکنه دور کلش . بوس! با بوس اول آهش دراومد . جونم احمد . داغ داغه . حالا بیشتر میخورمش . باورم نمیشه کیر احمده که تو دهنم دارمش . شق نشده هنوز . آه میکشه . کله کیرشو کامل میمیکم براش . میخوام لذت ببره . وقتی شداشو میشنوم لذت می برم . لیسش میزنم مثل چوب بلال از کلش تا خایه های زیباش . تخمایه نرمی داره ، بی نظیره . میمالونمش . نرم و خوردنی . شق شده کیرش . مثل یه میله میمونه ، حالت چشماش عوض شده احمد . میگه کافیه حالا نوبت منه . وحشی شده . از این که کیرش از شهوت تکون تکون می خوره خیلی لذت میبرم . لبمو ور میچینم . حالا برعکس شد . من خوابیدمو احمد اومده . با یه حرکت پاهامو وا میکنه . پیرنمو داده بالا . با دیدن شرت توری مشکی چشاشو آروم میبنده . از رونای سفید و توپورم شروع میکنه به بوسه زدن . آااااه . انگشتای مردونشو روی چوچولم تکون میده ، دایره ای میمالونه . از روی شرتم گاز میگیره . اوممم . لذتش خارجه وصفه . شرت تور توری رو درمیاره بیرون .((قربون این سفیدبرفی تنگ برم من نازگلیه ها مثه خودت !داف زیبای من تا حالا کجا بودی .))شروع میکنه به لیسیدین . با اولین لیس آه میکشم . آخرین سکسی که داشتم مال چندسال پیش بوده . ((آه بکش برام زیباجانم ، چقدر صورتیو توپولیه )) سرشو کامل گذاشت لای کصمو ماچ میکرد. سرشو فشار دادم بیشتر ، میخوام با دماغش چوچولمو ناز کنه ! آره همینه . لای کصمو گرفته به دندونش، با انگشتش آروم میماله . بی نظیره . اون یکی دستش روی سینه های سفت شده ی منه . درمیاره بیرون از سوتین یکی از سینه هامو . (( من کیرتو میخوام احمد))((زودتر میخوام آروم شم )) سرشو آورد بالا کصمو خوب دید زد ((تنگه تنگه ها درد میگیره )) پا شُد ، کیرشو اورد دم کصم . میچرخونه روی چوچولم ، قلقلکم میاد ولی دارم از لذت میمیرم ، عالی ترینه . با یه فشار کرد داخل . آخ !درد داشت واقعا درد داشت . میگه جووون تنگو داغه کصت لَوَنده من !
کیرشو حس میکنم که کرده داخل ، پیرنشو میکشم پایین تر . میخوام تمامش سهم من باشه پاهامو داده بالا ، کیرش داخله کص تنگ شده منه . سینه هامو ماساژ میده با فشار لبش قفل لبام . با تمام وجودم دوستش دارم . با تمام وجودم تو آغوششم . کاش زودتر اومده بود . یکی شد تن هامون باهم و قلب من فقط برای اون . تلمبه میزنه با تمام وجودش می کنه داخل . (( دستتو بزار رو کصم بمال )) التماس می کنم . ((چشم نازگله قشنگ من ، جافتاده من )) دستشو میزاره اونجا ، با هربار فروکردنش یه موج روی بدنم ایجاد میشه . تند ترو تند تر . آره همینه !بی نظیره . نگاه خیرش تو چشمم ، یه آه آروم از طرف منو ادامه دادنش به تلمبه زدنو لختی و بی حالی بعد سکس تنو … تو تمام سکسایی که با اون مرتیکه کونده داشتم هیچ وقت اینجوری راحت نشده بودم ، اغلب که ارضا نمی شدم با اون ولی اینبار با احمد بود همه چی فرق داشتم برام . سینه هامو سفت فشار میداد با هر بار موج ارگاسم احساس میکردم یه بخش دیگه ای از روح از تنم آزاد میشه . یه ذره بعد یه فریاد نعره گونه از جانب احمد و آبی که دوست داشتم ذره ذره شو بمکم . گفتم بده بخورم بقیه شو ، کیرشو دراورد ( هنوز از کص من خیس شده بود ) آروم گذاشتش تو دهنم . باز همون ربان قرمز دور کیرشو اینبار
verified profile,mommy,hot-mom,mom-and-son,sexy-mom,milf-fuck,son-fucks-mom,taboo-milf-kristi,mommy-fucking,fucking-mommy,taboo-fauxcest

From:
Date: April 11, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *