Download complete video now!

گاییدن وحشیانه همسرم اينكارو كرده باشه كه همونه كه ميخوام

گاییدن وحشیانه همسرم

ساعت 8 اینجا باشین که نوبت فاطمه همسایمون و دخترشه!!!!
اون ها هم قول دادن که 8 صبح بیان.شب شد و دیدم آیدا پاهاش رو بدون جوراب کرده توی کفش های اسپرتش و باهاشون خوابید.صبح شد و دوستای آیدا اومدن.فاطمه هم ساعت های 8:30 اومد.من مثل همیشه از بالای اتاق داشتم نگاه میکردم و مواظب بودم کسی متوجه نشه.فاطمه و دخترش اومدن دمه دره خونه و وقتی دوست های آیدا رو دید خواستن فرار کنن که دوست های مهدیه سریع گرفتنشون.بیتا دختر فاطمه شروع کرد به التماس کردن ولی آیدا که خیلی از دستش عغده داشت بیتا رو خوابوند روی زمین و کفش هاش رو که از دیشب در نیورده بود در اورد و گذاشت روی صورت بیتا!!!!بیتا رو میدیدم که داره دست و پا میزنه و میگه:وااایییی…..چه بوی گندی……چه بوی عرق کف پایی……اوففففف……آیدا تو یه عوضی جنده هستی…….اوممممم….اوفففف……
سن بالاى شوهردار
عيد سال ٩٦ تو يكى از نرم افزارهاى داخلى داشتم مسابقه ميدادم كه امكان چت داشت
موقع مسابقه چت هم ميكردم كه موفق شدم طرف مقابلم رو بخودم جذب كنم
ايشون مشخصاتشون رو دادن و گفتند كه خانم ٥٠ ساله هستن و منم ٣٥ ساله ايشون ابتدا راضى به دوستى با سن من نبودن( كُس ميگفت)
ولى بعداً راضى شد

گاییدن وحشیانه همسرم
گاییدن وحشیانه همسرم

سکس
بعد از كش و قوسهاى فراوون موفق شدم كه ازشون شماره بگيرم و تماس برقرار شد
اما ايشون راضى به مكالمه تصويرى نبود و بهانه مى اورد
وقتى ازش در مورد اينكه شوهر داره يا نه سوال كردم گفت كه شوهرم رو در حادثه از دست دادم
و خيالم بابت اين راحت شد كه از شوهرش جداش نميكنم و باعث لطمه به زندگيش نميشم
خلاصه ايشون راضى شد كه براى ديدن همديگه به شهر ما سفر كنه
براى اولين بار فاطمه رو به كافى شاپ شيكى بردم و خوش گذشتو اصلاً جهت رابطه باهاش حرفى نزدم
و بعد از كافى شاپ ايشون رو به شهرشون رسوندم و اين مكالمات ادامه پيدا كرد كه من پيشنهاد دادم كه همديگرو ببينيم و خواستم كه من برم شهرشون و فاطمه بخاطر كوچك بودن شهرشون نپذيرفت و منم اصرار نكردم
و فاطمه پيشنهاد داد كه به شهرما بياد منهم گفتم اگر راضى باشى براى صحبت كردن بيشتر بريم خونه كه اولش شروع به ناز كردن و ادا تنگا رو دراوردن كرد و گفت كه نبايد بهم دست بزنى و از اين حرفا
منم قبول كردم
خونه دوستم اماده شد در مسير رفتن دستشو گذاشت رو دستم و لمسم كرد من فكر كردم ميخواد قبل از خونه رفتن امتحانم كنه
واكنشم نميدونستم چى باشه
اگر واقعا اينكارو كرده باشه كه همونه كه ميخوام
اگر ميخواد امتخانم كنه كه …
خلاصه رفتيم و رسيديم خونه

تف زدن در کوس همسرم

ايشون خيلى راحت چادر و مانتو رو در اورد و با لباس راحتى روى مبل نشست
وقتى ديدم كه خيلى راحت هست منظورش رو از اينكه تو ماشين دستش رو دستم گذاشت پرسيدم كه گفت خيلى دوست داشتم اون لحظه دستت رو بيارى و سينه هامو چنگ بزنى
منم كه منتظر اين حرف بودم رفتم تو لباش و شروع كردم به خوردنشون
حدود ١٥ دقيقه لباشو خوردم كه واقعاً حشرى و تشنه كير بود
به راحتى پيراهنشو در اورد و بالا تنه رو لخت كرد
منم سير از پستونهاى نوك بزرگش خوردم و واقعا راضى بود

فقط بكن ميخواست و منم بكن بودم
تو فكر اين بودم حالا براى بار اول آيا عمليات گايش رو شروع كنم كه خودش خط قرمز رو عنوان كرد كه بخاطر پريودى الان امكانش رو نداره
منم خوشحال از اينكه اينو تور زدم
چون فقط بكن ميخواست و منم بكن بودم و بخاطر سنش دنبال دردسر نبود
خلاصه به زودى سه ساعت گذشت و ميبايستى اونو به شهرشون ميرسوندم و دوستى ما ادامه پيدا كرد و در مكالماتمون سكس جاى خودشو پيدا كرد و منم راحت بهش گفتم كه فقط بخاطر كردن تورو انتخاب كردم اگر ميتونى منو ارضا كنى و اهل نق زدن نباشى ميتونيم دوستيمونو ادامه بديم و فاطمه گفت كه اگر روى حرفت بمونى من تا هرجا كه بتونم تورو و خودمو ارضا ميكنم
خلاصه هر هفته ما همديگرو ميديديم و گاهى شبها هم پيشم ميموند و تا صبح ما باهم سكس ميكرديم و ايشون همه جوره در اختيارم بود
توى يكى از شبها كه پيشم بود گوشى فاطمه زنگ خورد كه ديدم شوكه شد گفتم چى شده
گفت شوهرمه

همه جوره سرويس بده
گفتم مگه نگفتى شوهرم مرده؟ گفت اره . شوهر اولم مرده و دروغ بهت نگفتم . فقط بهت نگفتم كه دوباره شوهر كردم
وقتى اينو شنيدم خيلى بدم اومد از خودم كه چرا به ناموس يكى ديگه دست درازى كردم
خلاصه وقتى ناراحتيمو متوجه شد اومد و دليل كارشو توجيه كردن كه وقتى باهات چت ميكردم خيلى بهم احترام ميگذارى و خوشحال و راضى هستم ازت و بخاطر اين خاضرم هركارى بخاطر تو انجام بدم
من كه خيلى ناراحت اين شدم در همون شب ازش خواستم كه ديگه با من ارتباط نداشته باشه و اصلاً ديگه باهام تماسى نگيره
( چون هميشه تماسها و وعده هاى ديدار از حانب اون سِت ميشد)
خلاصه من ديگه تماساشو حواب نميدادم
پيام ميداد و به طرق مختلف ميخواست كه باهاش وعده بزارم(حتى حاضر شد كه از كون هم بهم بده) ولى ديگه من جوابشو نميدادم
چون خط قرمز من زن شوهرداره
فاطمه حتى راضى شد كه مبلغ50 هزار دلار رو هم بهم بده كه فقط باهاش ارنباط داشته باشم ولى نتونستم اينو قبول كنم بعد از اون دوباره حاضر شد كه رشوه وسوسه كننده اى ديگرو بده و اونم دختر خواهرش (( سن بالا و مجرد)) رو راضى كرده بود كه بهم همه جوره سرويس بده
ولى من هيچوقت نتونستم خودمو گول بزنم
ببخشيد كه داستان لذت بخشى نبود اما واقعيت محض هست
توصيه من به شما اينه كه تا كيرتون راست هست تا دلتون ميخواد بكنيد اما زن شوهر دارو اصلاً سراغش نريد
verified profile,anal,teen,webcam,feet,tight-ass,long-legs,anal-sex,foot-fetish,anal-play,nylon-feet,open-butthole,aleksa-jayne,aleksajayne

From:
Date: April 4, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *