Download complete video now!

یه کیر کمه دوتا میخام بودن که خب به اصطلاح اکثرشون پلنگن

یه کیر کمه دوتا میخام

یه روز تابستان ازش خواستم که با من به مسافرتی دونفره بیاد … و اونم با اکراه قبول کرد ! بلیط و جا رو از قبل رزرو کرده بودم و میدونستم که حتما خواهد آمد. روز موعود فرارسید و من با خیالاتی که شب قبل از سفر برای خود کرده بودم با هومن سوار بر قطار شدیم
مقصد استان گلستان بود. ریل های قطار من را به ژرفای خیال بردند و در طول مدتی که سوار قطار بودیم من فقط به هومن فکر میکردم و اون …
ما دوتا معمولا به هم به زبان انگلیسی حرف میزنیم
برای من گفتن حرفام به زبان دیگری خیلی راحت تر از فارسی است… کوپه ای که گرفته بودم ، دونفر دیگر را در خود جای داده بود و تنها نبودیم.
مث یه حیوون حشری تلمبه میزدم
من تو یه شرکت آرایشی کار میکنم. اون بخشی که من توش فعالیت دارم سه نفر هستیم ، من ، خانوم احمدی که یه خانوم میانسال تقریبا 55 ساله ای و خانوم قریب که یه خانوم 32 33 ساله اس. با توجه به کاری که شرکت میکرد مراجعین ما معمولا خانومای آرایشگر بودن که خب به اصطلاح اکثرشون پلنگن. دقیقا یادم نیست از کی شروع شد ولی هر کدوم از این پلنگا که میومد وقتی از در میرفت من و خانم قریب یه کامنت انتقادی روش میذاشتیم ، مثلا می گفتیم “این اگه این همه که خرج عملای زیباییش کرده بود خرج تحصیل میکرد الان دکتر بود”.
خانوم قریب ادمشوخ طبع و اجتماعی ای بود ولی چون متاهل بود من سعی میکردم زیاد صمیمی نشم باهاش ، خلاصه هر چی زمان میگذشت کامنتای ما در مورد این پلنگا جزئی تر و رک تر میشد. تا این که یه روز یکی از این پلنگا که اومده بود وضعیت پوششش خیلی بد بود ، اتفاقی یکی از وسایلش زمین افتاد خم شد که برداره خط سینه اش به قدری تو چشم افتاد که حتی شادی هم نتونست نگاه نکنه چه برسه به من ، وقتی رفت من سعی کردم نظر ندم چون هر چی میگفتم از حدی که تو ذهنم بود فراتر میرفت. تو همین سکوت یهو شادی برگشت گفت صورتی! گفتم ینی چی؟ گفت یچیایی دیدم حدس میزنم صورتی بود. یذره که فک کردم دوهزاریم افتاد ، خیلی شوکه شدم اول . با یه خنده ی استرسی گفتم به سلامتی

یه کیر کمه دوتا میخام
یه کیر کمه دوتا میخام

سکس

سینه هاشو میخوردم ، با دستاش تخمامو میمالید
تو دوهفته بعدش نشونه هایی مثل این اتفاق میفتاد که حس میکردم اوضاع طبیعی نیست و هر روز بیشتر مطمئن میشدم که داره بهم نخ میده ولی چون متاهل بود نمیتونستم کاری کنم ، ناگفته نماند تو این دو هفته یه چیزایی هم فهمیدم که انگار با همسرش بحث و دعوا داشتن. منم از بدبختیم چهار ماه بود که با هیچ دختری در ارتباط نبودم و خیلی دلم سکس میخاست. تو همین حوالی خانوم احمدی سه چهار روزی مرخصی گرفت. روزا همش به این فک میکردم که کاری بکنم یا نه؟ آمار بدم یا نه…
گذشت و شد روز آخری که خانوم احمدی مرخصی بود ، از صبحش که از خونه دربیام مطمئن شده بودم که میخام به حرکتی بزنم. حشری شده بودم ، انقدی که حتی تصمیم گرفتم شورت نپوشم. صبح دور و بر ساعت 11 بود دلمو زدم به دریا و بهش گفتم قهوه ای روشن! سرشو آورد بالا با حالت تعجب گفت کسی نیومده که ، یهو دوهزاریش افتاد ، با یه لبخند ریز گفت بیشعوور… مطمئن شدم که چراغ سبزه سبزه. یکی دو تا تیکه های اینطوری انداختم ولی اون واکنشاش در حد همین بیشعور گفتن بود ، ساعت چهار و چهل دقیقه بود ، یه ربع بیشتر نمونده بود از تایم کاری. دیگه نا امید شده بودم. گوشی شادی زنگ زد ، شوهرش بود ، یه چند تا جمله گفت ، بعدش شادی گفت نه امروز نیا ، دارم میرم خونه ی یکی از دوستام. گوشام تیز شد ، دم رفتن گفتم امروز ماشین همراهمه کجا میرید؟ شاید مسیرمون یکی بود ، گفت میرم سمت شریعتی ، گفتم ا چقد جااب منم مسیرم همونوراس ، خلاصه که جفتمون میدونستیم قراره چه اتفاقی بیفته.

این سکس و از دست نده ,آنال با ممه های برجسته

کسکش بکن تو
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم، شروع کردیم کسشر گفتن و خندیدن ، اونم با حرفی که من میگفتم میخندید یه دستی به رون پام میکشید ، هر دفعه هم دستش نزدیک تر میشد به کیرم ، منم که حشری شده بودم راست کرده بود و از رو شلوار هم تابلوووو ، خلاصه تو خیابون شریعتی که بودیم بعد از خیابون یخچال اولین شوخی که کردم دوباره همون کار رو کرد ولی اینبار دیگه رسما کیرمو گرفت. یهو جفتمون سکوت کردیم ، من حواسم به دور و ور بود که تصادف نکنیم و اونم با احتیاط کیرمو میمالید، داشتم دیوونه میشدم ، هر جوری بود از طریق یکی از دوستام یه مکان جور کردم ، به اونجا که رسیدم چند ثانیه بعد از بستن در دیگه هیچ لباسی تنمون نبود ، از بس حشری بودیم نمیدونستیم داریم چیکار میکنیم ، لب میگرفتیم ، بدن همدیگه رو میمالیدیم ، سینه هاشو میخوردم ، با دستاش تخمامو میمالید ، خلاصه از این آشفتگی که درومدم دستشو گرفتم برش گردوندم و با فشار دست خمش کردم رو کانه ، کسش حسابی باد کرده بود ، از تو کیفش کرم برداشتم و یذره شر کیرمو چرب کردم ، کیرمو با دست گرفتمو سرش رو دور و ور کسش میمالیدم ، آهش داشت بلند میشد ، با خواهش میگفت بکن تو ، منم اذیتش میکردم ، هرکاری میکردم ولی توش نمیکردم، دیگه داشت عذاب میکشید ، تز خواهش به فحش رسیده بود ، میگفت کسکش بکن تو بت میگم، خیلی حشری شده بودم ، وسط فوش دادن بود که یهو تا ته فرو کردم تو کسش ، صداش دیگه قط شد ، تلمبه هامو کند ولی محکم میزدم ، طوری که تخمام از شدت برخورد درد میگرفت، چند دقیقه ای طول کشید، که دیدم میگه برگردیم ، پوزیشنو عوض کردیم ، طاقباز خوابیده بود و منم مث یه حیوون حشری تلمبه میزدم ، بعد سه چهار دقیقه حس کردم داره ابم میاد ، اومدم بکشم بیرون که پاهاشو پشتم قفل کرد ، نذاشت ، گفت قرص خوردم ، بعد دو سه تا تلمبه ابم به شدت اومد ، با اومدنش جونمم تموم شد انگار ، سی ثانیه ای کیرم تو کسش بود ، افتاده بودم روش
verified profile,lesbian,teen,blonde,sexy,babe,brunette,amateur,fingering,homemade,young,vibrator,toys,masturbation,pussy-licking,big-ass,horny,big-tits,18yo,big-boobs,natural-tits

From:
Date: April 5, 2020

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *